چرا در شرایط کنونی شعار صلح و آزادی مطرح میشود؟
۱۴۰۵/۲/۲۳
نگاهی به طرح شعار صلح و آزادی در کارزارها و تظاهرات و آکسیونهای مقاومت
گفتگو با فریدون سلیمی
این روزها یک شعار در کارزارها و تظاهرات و آکسیونهای مقاومت ایران برجسته است و آنهم شعار صلح و آزادیست در آستانه تظاهرات بزرگ در آمریکا میخواهیم در برنامه امروز میخواهیم به این موضوع بپردازیم
منظور از شعار صلح و آزادی چیه و چرا در شرایط کنونی مطرح میشود؟
«برای درک وقایع فروردین ۱۴۰۵، باید به یک استراتژی ۴۵ ساله نگاه کرد که مقاومت ایران آن را « جنگ افروزی و صدور ارتجاع و تروریسم » خلاصه میکند. اسناد به وضوح نشان میدهند که رژیم آخوندی هرگاه در داخل با «جنگ اصلی» (یعنی نبرد با مردم و مقاومت سازمانیافته) به بنبست میرسد، یک «جنگ خارجی» به راه میاندازد تا سرکوب داخلی را تحت عنوان «دفاع ملی» مشروعیت ببخشد.»
این الگو در جنگهای اخیر چطور تکرار شد؟
«ببینید، پس از قیام سراسری ۱۴۰۱، رژیم در لرزانترین وضعیت خود بود. برای منحرف کردن این پتانسیل انقلابی، ابتدا به آتشافروزی در غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲) رو آورد. سپس در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، جنگ ۱۲ روزه آغاز شد. هدف خامنهای از این درگیریها و بحران سازی ها، مقابله با قیام در داخل بود و به این وسیله با پادگانی کردن فضای داخل بتواند سدی در مقابل انفجار اجتماعی ایجاد کند. به همین خاطر است در طول جنگ بیش از آنکه رژیم و حاکمیت بدنبال حل مشکلات مردم زیر بمباران باشد و تمرکزش روی مقابله با جنگ خارجی باشد. تمرکزش روی خیابان ها و تشدید سرکوب و سخت تر کردن احکام قضائیه و هشدار های مکرر قضائیه جلادان بود. چون میدانست نگرانی اصلی جبهه داخلی یعنی مردم است.»
پس به نظر شما، جنگ خارجی فقط یک «سرپوش» است. آیا این رویکرد در زمان خمینی هم به همین شکل بود؟
«دقیقاً همینطور است. خمینی در سال ۱۳۶۱، زمانی که ارتش عراق پس از فتح خرمشهر آماده صلح بود، شعار «فتح قدس از طریق کربلا» را سر داد و جنگ را ۶ سال دیگر ادامه داد. او صلح را «دفن اسلام» (بخوانید دفن رژیمش) میدانست. طبق اسناد، او حتی با اسرائیل معامله تسلیحاتی کرد (ماجرای ایرانگیت و قراردادهای یعقوب نیمرودی در ژوئن ۱۹۸۳) تا تنور جنگی را گرم نگه دارد که تنها در طرف ایران، ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت و یک میلیون کشته و مجروح بر جای گذاشت. یعنی این رژیم که با پتانسیل انقلابی مردم پس از انقلاب ۵۷ مواجه بود که مطالبه اصلی شان آزادی بود. خمینی با جنگ بر این خواسته و جنگ مردم سرپوش گذاشت. کودتای ضد فرهنگی در دانشگاه برای سربریدن انقلابیون و نسل شورشگر انجام داد. بعد هم اعدام های دهه ۶۰ و کشتاری که زیر پرده همین جنگ خارجی بود.»
در مقابل این جنگطلبی، موضع مقاومت چه بود؟ چون رژیم همیشه مخالفان جنگ را «ستون پنجم» مینامید.
«مقاومت ایران تنها جریانی بود که از همان ابتدا اعلام کرد این جنگ، «ضدمیهنی» است. در حالی که خمینی در ۱۳ مهر ۶۱ قطعنامه شورای امنیت برای آتشبس را رد کرد، شورای ملی مقاومت در اسفند ۱۳۶۱ «طرح صلح» خود را ارائه داد که مورد حمایت بیش از ۵۰۰۰ شخصیت و حزب بینالمللی قرار گرفت. اوج این مقابله، در ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ بود؛ زمانی که مسعود رجوی برای برافراشتن پرچم «صلح و آزادی» از پاریس به جوار خاک میهن عزیمت کرد تا «طلسم جنگ» را به لحاظ نظامی درهم بشکند.»
آیا این فشارها بود که در نهایت خمینی را به «سرکشیدن جام زهر» در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ واداشت؟
«بله، اما نکته کلیدی که به سوال شما درباره قیامها برمیگردد اینجاست: به محض اینکه سرپوش جنگ خارجی در تیر ۶۷ برداشته شد، رژیم بلافاصله به «جنگ اصلی» در داخل بازگشت و قتلعام زندانیان سیاسی را در مرداد ۶۷ کلید زد تا از شعله کشیدن قیام جلوگیری کند. اما خشم مردم مهار نشد. قیامهای قهرآمیز اراک در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۷۱ و مشهد در ۹ خرداد ۱۳۷۱، موید این واقعیت بود که مردم، دشمن اصلی را نه در خارج، بلکه در تهران میبینند. در اراک، مردم با شعار «مرگ بر خامنهای» تصاویر خمینی را به آتش کشیدند.»
برگردیم به زمان حال. در جنگ ۴۰ روزه (اسفند ۱۴۰۴)، مقاومت ایران در پیامها و موضعگیریهایی که داشت با مواضع قبلی آن پیوند عمیقی دارد که شما نیز آلان بخشی از آن را مرور کردید.
«بله، مقاومت ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تأکید کرد که این «جنگ خامنهای است، نه جنگ مردم ایران». مقاومت بار دیگر با شعار «نه جنگ، نه مماشات، آری به سرنگونی» راه حل را نه در درگیری خارجی و نه در مماشات با دیکتاتور، بلکه درمقاومت مردم ایران و مقاومت سازمان یافته اون میدونه و سرنگونی نیز از همین طریق میسر است. فاکت جالب اینجاست که در ۴ اسفند ۱۴۰۴، یعنی تنها ۵ روز پیش از شروع جنگ خارجی، کانونهای شورشی به بیت خامنهای در قلب تهران حمله کرده و عملیات پتک آتشین را انجام دادند. پیام روشن بود به جوانان و شورشگران راه نشان میدهد که نه جنگ خارجی راه حل است و مبارزه مدنی و .. بلکه راه حل در سرنگونی بدست مردم و مقاومتش است. شعار مقاومت مثل گذشته «صلح و آزادی» است.
محصول چنین استراتژی مجاهدان دلاوری بود که دو سال زیر حکم اعدام بودند و جلادان به هر ترفندی و فشاری دست زدند تا مقاومت آنها را بشکنند و آنها را پای تخطئه مقاومت بیاورند. اما هیهات . دست آخر نیز فرمانده وحید و یارانش با سربلندی و افتخار بر چوبه های دار بوسه زدند و سرود آزادی و مجاهدت خواندند.
پیام مقاومت با چنین قیمت های سنگینی به دل توده ها رفته و میرود مثل تمام این چند دهه گذشته که بیش از ۱۰۰ هزار شهید از طرف این مقاومت پرداخته شده است.»
یعنی شما معتقدید رژیم در شرایط کنونی در همان بنبستی است که خمینی در تیر ۶۷ گرفتار آن بود و دست آخر جام زهر آتش بس را خورد. بگذریم که بارها مقاومت گفته است که خامنهای و رژیم فعلی پس از مرگ خامنهای حتی ظرفیت جام زهر را هم ندارد و خودشان خودشان را پاره پاره میکنند.
«بله حق با شماست اما واقعیت این است که مختصات کنونی رژیم به نسبت دوران خمینی بسیار ضعیف تر شده است، بدنه نظامی و نیابتیاش (حزبالله و حشدالشعبی) هم در جریان جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه بهشدت تضعیف شدند. رژیم حتی در آستانه سقوط، دست از سرکوب برنمیدارد؛ اعدامهای گسترده در ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ و فشار بر زندانیان سیاسی زن، واکنشی به همان «ترس از قیام» است که در دهه ۶۰ و ۷۰ هم وجود داشت.»
به عنوان جمعبندی، میتوان گفت که تاریخ ۴۵ ساله رژیم، یک چرخه دائم از «بحرانسازی برای بقا» است که اکنون به ایستگاه آخر رسیده است؟
«دقیقاً. از جنگ ۸ ساله که خمینی آن را «نعمت» میخواند تا فتنهگری در غزه و جنگهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، هدف رژیم همیشه فرار از پاسخگویی به مردمی بوده که استقامتشان در قیامهای مشهد، اراک درسال 71 و سپس قیام های سراسری در سال ۷۸ و ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و سالهای اخیر، لرزه بر اندام نظام انداخته است . مقاومت ایران نیز با افشای ماهیت این جنگها و پافشاری بر صلح، ثابت کرده که تنها راه رهایی، نه جنگ خارجی، بلکه پایان دادن به دیکتاتوری در داخل اس» .
