شعر و ادب در آینه ـ نیما یوشیج

۱۴۰۵/۲/۲۶

نیما خواست که زبان، دایره‌یی باز کند در تمام جهات

محمدعلی اسفندیاری متخلص به نیما یوشیج. کسی که به قول خودش مثل یک رودخانه است از هرکجای آن می‌توان آب برداشت، نزدیک یک قرن بعد از سرودن افسانه هنوز این رود خروشان تمام پهنه شعر معاصر فارسی را سیراب می‌کند. کمتر شاعری است که با نیما شروع نکرده باشد یا از او تاثیر نگرفته باشد.

خفتگانی که نیما بیش از هرکس نگران خواب سنگینشان بود، برخی شاعران بودند و خود شعر. کار بزرگ و ماندگار نیما هم بیدارکردن شاعر و پیوند شعر با دردهای انسانی بود.

نیما یوشیج:« قبول نکردن توانایی نیست. توانایی در این است که خود را به جای دیگران بگذاری و از دریچه‌ی چشم آن‌ها نگاه کنی. شاعر باید بتواند خودش، و همه کس باشد. موقتا بتواند از خود جدا شود. همین را دستاویز کرده به شما نصحیت می‌کنم اینقدر خودپسند، مغرور و از خود راضی نباشید. این که دل نمی‌کنید از خودتان جدا شوید علتش این است. برای من و شما این عجز یا ناتوانی از خود جداشدن عیب است.»

نیما دو کار با شعر فارسی کرد:

ـ تحول در فرم

ـ گسترش سیالیت اندیشه و حواس شاعر برای رسوخ در تصاویر و حواس و معنا.

نیما در ایجاد تحول در شعر کلاسیک فارسی، وزن را نگه‌داشت، قافیه و ردیف را مناسب و جزء موسیقی و محتوای شعر دانست؛ اما به اختیار شاعر گذاشت. نیما اوزان عروضی و اندازه‌های ثابت شعری را شکست تا شاعر بتواند در فضای سیال اندیشه و حواس و معناها رسوخ کند و در قید و بندهای اندازه‌ها و عروض گرفتار نیاید.

این رو شکستن فرم‌های سده‌های متمادی و ثابت شعر کلاسیک فارسی از دلیریهای دست بردن نیما در زهار سنت‌های کهن و بازدارنده در راه اندیشندگی بود. نیما دنبال محتوایی بود که منشأ حرف‌های نو، دیدگاهی مرتبط با زندگی و تغییر در جامعه و ارزش‌های شاعر باشد.
لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط