۱۴۰۴/۷/۱۳
نسلکشی مجاهدین ـ قتلعام ۶۷ در شهرستانها
۱۴۰۵/۲/۳۱
مهندسی ابلیس، کاغذهایی که بوی مرگ میداد
دیباچه کتاب «نسل کشی مجاهدین ـ قتل عام ۶۷ در شهرستانها» به سخنی از رهبر مقاومت، مسعود رجوی، اختصاص یافته است:
«رسیدگی به نسل کشی و جنایت علیه بشریت در قتل عام زندانیان در سال ۶۷ باید علاوه بر گوهردشت به همه زندانهای خمینی و خامنهای در سراسر ایران از سال ۶۰ تا کنون تعمیم پیدا کند. وعده ما و فرزندان رشید ایران، با سردمداران و جلادان و دژخیمان و مزدوران این رژیم، عدالت در دادگاه خلق بپاخاسته ایران است.»
(رهبر مقاومت مسعود رجوی، ۲۸ مهر ۱۴۰۰)
همچنین در پشت جلد کتاب، بخشی از سخنان رئیسجمهور برگزیده مقاومت، مریم رجوی، در کنفرانس بینالمللی درباره قتلعام شدگان آمده است؛ سخنانی که یاد و نام قهرمانان قتلعام ۶۷ در شهرهای مختلف ایران را زنده میکند:
«قهرمانان قتل عام شده، امروز جسم شان در میان ما نیست، مزارشان ناپیداست، فهرست نام هایشان پنهان است، سخن گفتن از قصه خونین شان ممنوع است و پرس و جو از سرنوشت شان جرم است. اما سرود سرخ شان هم چنان در ضمیرها و قلب ها جاری است.
در آن چند ماهه خونین سال ۶۷، مطابق فهرستی که در کتابی به نام جنایت علیه بشریت از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران منتشر شده، اعدام خواهران و برادران ما در ۱۱۰ شهر ایران صورت گرفته است. حالا همان شهرهای بی نام و نشان میعادگاه قیام ها هستند و همان شهرهای سرکوب شده، شهرهای شورشی شده اند.
به گوهردشت کرج نگاه کنید. سی سال پیش همین جا بود که زندانیان سیاسی مقاوم را در صف های طولانی به سوی سالن های حلق آویز می بردند. اما سه هفته پیش، گوهردشت کرج، میدان رزم و قیام جوانان دلیر و کانون های شورشی بود.
در شاپور جدید اصفهان، در شاهین شهر، در ایذه و دزفول و اهواز، در ملایر و بانه و ارومیه، و در زاهدان و بندرعباس و کازرون و اراک، مردم به یاد می آورند که چه قهرمانانی در این جا یا آن جا بر سر دار رفتند. به یاد می آورند که چرا جان خود را فدا کردند، آرمان شان چه بود و چرا بر سر موضع خود تا آخر ایستادند؟
شهر آران کاشان، فرزند خود دکتر منصور پایدار را به یاد می آورد که از هر فرصتی برای درمان رایگان مردم فقیر و محروم استفاده می کرد، و وقتی که می خواست به ارتش آزادی بپیوندد، اسیر شد و در سال ۶۷ به شهادت رسید.
شاهرود به یاد «محمود حسنی» است که در زندان می سرود: «وقتی که شب هنگام، شهاب روشنی را در آسمان دیدی، از یاد مبر شعله های سرکشی را که در شب های سرد اوین خاموش گشتند».
شیراز، فاطمه زارعی کاندیدای مجاهدین در نخستین انتخابات مجلس را در یاد خود دارد.
ماهیدشت کرمانشاه به یاد داریوش رضایی است که از شکنجه گاه دیزل آباد فرار کرد، اما دوباره دستگیر شد و همراه با مجاهد خلق بهزاد پور نوروز از فرزندان ایلام، در سال۶۷ به شهادت رسید.
اصفهان فریبا عمومی را به یاد دارد.
شهر آستارا محمدرضا سرادار رشتی و رضوان شهر، حوریه رمضانی نژاد را به خاطر می آورد.
شهر محلات از پرویز سلیمی، شهر قم از عفت اسدی، ساوه از آذر کوثری، بروجرد از جمشید اسدی و لاهیجان از محمد سمیع زاده، خاطره ها در دل دارد.
شهر خوی اشرف معزی و نقده بهمن شاکری را به یاد می آورد که در میان هموطنان کرد و هموطنان ترک محبوب بود. و مسجد سلیمان، علی صالحی و ایذه ناهید کیکاووس نژاد را هرگز از یاد نمی برد.
همین نام ها و یادهاست که در وجدان تاریخی جامعه ما و در دل شهرها و روستاهای ما، روح ناآرام قیام و مقاومت را به ودیعه گذاشته است و مایه و انگیزش آزادی حتمی میهنمان ایران است.
من بارها از زندانیان از بند رسته شنیده ام که این مجاهدین دلیر چطور در شرایط سخت و طاقت فرسا در همان لحظه هایی که آرمان هرکس و انتخاب های او به آزمون کشیده می شد، درست در همان شرایط مسعود را انتخاب می کردند، در برابر شکنجه گران و جالدان، به مسعود درود می فرستادند و با نام او بر تیرک اعدام بوسه می زدند.
آن ها در تکرار این سرخ ترین نام زمانه ما، بی شک پیامی داشته و دارند. پیام شان این است که ای نسل هایی که پس از ما می آیید، ای جوانانی که داستان تمام نشده ما را می شنوید، راه و آرمان مسعود را در پیش بگیرید!
راه نبرد برای جامعه یی عاری از ستم و بهره کشی، عاری از اختناق و استبداد و عاری از جهل و فریب. و راه و آرمانی که با کلمه مقدس آزادی معنی می شود.
رئیس جمهور برگزیده مقاومت، مریم رجوی ـ سخنرانی در کنفرانس بین المللی درباره قتل عام شدگان ـ ۳ شهریور ۱۳۹۷»
