مجلسِ بیاثر، دولتِ شاکی و عبای جرخورده ولایت- موشکاف ۶خرداد ۱۴۰۵
۱۴۰۵/۳/۶
در نظام صابمرده ولایت، رئیسجمهور ناتراز از ترس تفرقه میگوید خیلی حرفها را نمیتواند بزند، اما همان حرفهایی که میزند خودش یک قاب کامل از دعواهای درونی نظام است؛ از حمله به صداوسیما و مجلس تا کنایه به جلیلی و اعتراف به شکاف در حاکمیت. از آن طرف، رسایی هم انتخابات هیئترئیسه مجلس را زیر سؤال میبرد و روزنامه حکومتی اطلاعات مینویسد مردم حتی متوجه تعطیلی سهماهه مجلس هم نشدند. موشکاف از وسط همین اعترافها نشان میدهد نهادی که روزی میگفتند «در رأس امور» است، حالا در چشم خود نظام هم به یک اصطبل بیخاصیت تبدیل شده است.
موشکاف:
دوستای باصفا و رفقای باوفا، سلام به همگیتون!
امروز بیمقدمه میخوایم بریم سراغ رئیسجمهور ناتراز ولایت، ببینیم از چی میناله.
ملاحظه کنین:
پزشکیان ـ ۴ خرداد:
«الان دغدغه من این که آنها بیایند با موشک بزنند و نمیدانم بایستیم، نیست.
خیلی حرفها را دیگر نمیتوانم بیایم بگویم، چون میترسم بگویم تفرقه ایجاد شود. چون واقعاً خیلی سخت است.
اگر این را بگویم، یکهو شکافی ایجاد میشود، تفرقهای ایجاد میشود؛ پس بهتر است نگویم تا آن تفرقه ایجاد نشود.
هر بیانی را که باعث شود، چه از صداوسیما، چه از سیاسیون، چه از تریبون مجلس، چه حالا هنرمند یا چه میدانم همه کسانی که هستند، ارائه میدهند و باعث تفرقه ممکن است بشود، به نظر من آب در آسیاب دشمن ریختن است.»
موشکاف:
دبیا!
میگه دغدغهام موشک نیست، دغدغهام اینه اگه حرف بزنم شکاف و تفرقه درست میشه!
هاهاهاها!
یعنی رئیسجمهور خود نظام داره میگه توی همین حاکمیت، حرفهایی هست که اگه گفته بشه، عبای ولایت از این هم بیشتر جر میخوره.
بعد هم میگه از صداوسیما و مجلس و سیاسیون و هنرمند و هرکی حرف تفرقهزا بزنه، آب در آسیاب دشمن میریزه.
بعله! یعنی آسیاب دشمن رو هم خودتون با دست مبارکتون راه انداختین، حالا از صدای چرخش میترسین!
جدی میفرمایین؟
پس یه خورده وحدت و انسجام نشون بده ببینیم.
دعوا نداریم که!
هاهاهاها!
پزشکیان ـ ۴ خرداد:
«در صداوسیما گاهی آدمهایی میآیند یک حرفهایی را میزنند که دقیقاً ضد آن چیزی است که آدم تصور میکند باید اجرا شود.
صداوسیما هم، آن خانم خبرنگار شما میگفت بلد نیستید بدهید ما اداره کنیم. بیا اداره کن، کاری ندارد. هر کجا را میخواهی به تو میدهم، بیا برو اداره کن. هر کجا را میخواهی میدهم، برو اداره کن ببینم چطور اداره میکنی.
من خیلی اجتناب میکنم از اینکه حرفی را بزنم خدایی نکرده خلاف جهت رهبری باشد که این مصیبت بزرگی است، و یا حرفی بزنیم که بین ما و شما و مجلس و اینها یک اختلافی به وجود بیاید که خب آنها بگویند ببین اینها با همدیگر دعوا دارند.
هر کی بلد است بیاید وسط. به آقای جلیلی هم گفتیم؛ فقط آقای جلیلی به ما میگوید آقا من پیشنهاد میدهم. من پیشنهاد را نمیخواهم، من اجرا میخواهم!»
موشکاف:
واویلا واویلا!
زرشکیان! این حرفای وحدتآفرینت بود؟
پس اگه میخواستی حرف تفرقهانگیز بزنی، چی میگفتی؟
هاهاهاها!
یه لگد به صداوسیما، یه شاخ به خبرنگارش، یه کنایه به مجلس، یه چپچپ به جلیلی، بعد هم میگه نمیخوام اختلاف درست بشه!
هاهاهاها!
آخه این دیگه اختلاف درست کردن نیست؛ این خودِ اختلافه که با کت و شلوار رئیسجمهور نشسته پشت میکروفون!
خب، حالا که گفتی از جلیلی، بدون هیچ دلیلی، بریم سراغ یکی از جکوجونورای باندش و یه خورده همدلی ولایی ببینیم:
آخوند رسایی ـ عضو مجلس ارتجاع ـ ۴ خرداد:
«امروز در انتخابات هیئترئیسه مجلس در محل انتخابات حضور پیدا کردم، اما در انتخابات شرکت نکردم. دلیل حضورم هم این بود که فرآیند انتخابات رو میخواستم از نزدیک ببینم.
انتخابات باید در صحن علنی برگزار میشد، باید با حضور دوسوم نمایندهها انجام میشد، باید با برگه و به صورت مخفیانه انجام میشد؛ اما متأسفانه هیچکدام اینها نبود.
چرا سه ماه به خاطر کار کشور و مردم جلسه رو تشکیل ندادند، اما امروز برای انتخابات ریاست خودشون مجدداً جلسه تشکیل دادند؟ اما قرار نیست مجلس باز باشه، مجلس رصد بکنه، صدای مجلس بیرون بیاد، افکار عمومی دنبال بکنه.»
موشکاف:
هاهاهاها!
این یکی هم هم شاخ میزنه، هم لنگ و لگد میندازه!
مثل اینکه حواسش نیست این خالیباف با خالیباف قبلی یه کم فرق کرده.
میگه مجلس سه ماه برای کار کشور و مردم جلسه تشکیل نداد، اما برای ریاست خودشون جلسه تشکیل دادن!
بعله!
اصطبل ولایت سه ماه خواب بوده، حالا که نوبت تقسیم آخور و تریبون و ریاست رسیده، همه بیدار شدن!
هاهاهاها!
اما موضوع اصطبل به این سادگیا ولشدنی نیست.
ببینین روزنامه حکومتی اطلاعات چی نوشته:
روزنامه حکومتی اطلاعات ـ ۵ خرداد:
«مردم حتی متوجه تعطیلی سهماهه مجلس هم نشدند!
سه ماه تعطیلی مجلس در میانه جنگ، نشان داد نهادی که خانه ملت نامیده میشود، آنچنان از متن جامعه و فرآیند حکمرانی فاصله گرفته که نبودنش نهتنها خللی جدی در اداره کشور ایجاد نکرده، بلکه برای بسیاری حتی محسوس هم نبوده است.
گواه این گزاره آنکه نهتنها افکار عمومی هیچ واکنشی به تعطیلی مجلس نشان نداد، بلکه بسیاری از مردم حتی متوجه نشدند مجلس دقیقاً چه زمانی تعطیل شده و چه زمانی قرار است بازگردد.
تعطیلی مجلس در دوران جنگ و نخستین جلسه پس از آن، در کنار هم تصویری روشن از وضعیت امروز بهارستان ارائه میکنند؛ نهادی که نه در متن مطالبات جامعه قرار دارد و نه حتی در درون خود از انسجام سیاسی برخوردار است.»
موشکاف:
وای وای وای وای!
مگه اون گوربهگوری نگفته بود مجلس در رأس امور است؟
حالا کارش به جایی رسیده که ورقپاره خود نظام مینویسه مردم حتی متوجه تعطیلی سهماههاش هم نشدن!
هاهاهاها!
یعنی اصطبل سه ماه بسته بود، نه کسی پرسید چرا بسته است، نه کسی گفت بازش کنین، نه دردی دوا شد، نه نبودنش خللی ایجاد کرد.
بعد هم وقتی باز شد، اولین هنرش شد دعوا سر هیئترئیسه و ریاست و آخور!
هاهاهاها!
بعله رفقا!
این است وضع نهادی که میگفتن در رأس اموره:
نه در متن جامعه است،
نه در حکمرانی اثری دارد،
نه در درون خودش انسجام دارد،
نه وقتی تعطیل میشه کسی میفهمه،
نه وقتی باز میشه مشکلی از مردم حل میکنه.
آخه زرشکیان از اون طرف میگه اگه حرف بزنم تفرقه میشه، رسایی از این طرف میگه انتخابات مجلس ایراد داره، اطلاعات هم میگه مردم اصلاً نفهمیدن مجلس تعطیل بوده.
پس چی مونده از این نظام صابمرده؟
دولت ناتراز، مجلس بیخاصیت، صداوسیمای پاچهگیر، باندهای شاخزن، و کینگ مجتبی مقوایی که عباش هر روز یه جای تازه جر میخوره!
هاهاهاها!
ضمناً خیلی «جامعه جامعه» نکنین؛ چون همین جامعه است که بساط کل نظامتون رو جارو خواهد کرد.
بعله!
دوستان، رفقا، عزت زیاد!
