روایت شاهدان ـ حیدر یوسفلی ـ زندانی سیاسی به مدت ۱۲ سال ـ قسمت اول

زندانی سیاسی از سال ۶۰ تا ۷۳

من در ۱۸ بهمن سال ۱۳۶۰ توسط سپاه پاسداران دستگیر شدم و چشم‌بند زده و در خودرو انداخته و با خود بردند. ابتدا که دستگیر شدم نمی‌دانستم کجا می‌برند ولی بعدا فهمیدم که به زندان اوین بردند. چون سپاه مرا دستگیر کرده بود مرا به بند ۲۰۹ بردند.

در آنجا مرا به سلولی بردند که سه نفر در آن بودند. یکی از این نفرات مجاهد شهید بهمن جوادی اصل بود. مجاهد قهرمان بهمن جوادی اصل ۹بهمن ۱۳۳۳در تهران به دنیا آمد. او در رشته مهندسی معماری دانشگاه ملی تهران قبول شد. اهل ورزش بود و موتورسوار ماهری هم بود. او با آن روحیه سرکش و آرامی ناپذیر لحظه‌ای از پا نمی‌نشست.
درخاطره یکی از همکلاسیهای بهمن آمده است:
آخوند بهشتی قصد سخنرانی در دانشگاه ملی را داشت. ما دانشجوهای هوادار مجاهدین به هیچ بهایی نمی‌خواستیم اجازه بدهیم تا این عنصر مرتجع در دانشگاه جولان بدهد و اعتراض کردیم،...
بهمن به‌عنوان نماینده ما و مسئول انجمن جنبش مجاهدین در دانشگاه ملی بود،... او شرط اجازه سخنرانی را جواب دادن به سه سؤال در مورد سیاست‌های ضدمردمی رژیم گذاشته بود....
بهشتی ملعون نیز که قدرت پاسخگویی به سؤالات نماینده دانشجویان را نداشت، فرار را بر قرار ترجیح داد. ما دل توی دلمون نبود و فکر می‌کردیم ممکنه تلافی کنن،... اون زمان کار آسانی نبود.....
در نوشته‌ای از پدر این شهید خطاب به مزدوران رژیم:
«می خواستید با شما همکاری کنه؟! ها؟!... شماها برادر کوچیک او را نتوانستید وادار به توبه کنید و او را کشتید، حالا چطور انتظار خیانت از بهمن داشتید! »

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط