پیامدهای تنزل سطح خدمات درمان تحت پوشش بیمه
۱۴۰۵/۴/۲۴
نگاهی به استاندارهای جهانی و وضعیت در ایران
گفتگو با دکتر سینا دشتی
اخیراً یک رسانه حکومتی در مورد سطح خدمات درمانی به حداقلبگیران کارگر و بازنشسته اینطور نوشته: "سطح خدمات درمان تحت پوشش بیمه به شدت در سالهای اخیر تنزل یافته به گونهای که امروز بسیاری از داروها، خدمات کلینیکی و پاراکلینیکی و حتی آزمایش متداول ویتامین دی از شمول پایه خارج شده. بازنشستگان با وجود صرف مبلغ هنگفت برای بیمه تکمیلی که از توان بسیاری از آنها خارج است، بازنه هم درمان مکفی و رضایتبخش ندارند."
برای بررسی این موضوع همراه میشیم با آقای دکتر سینا دشتی. سلام عرض میکنیم خدمت شما آقای دکتر و خیلی خیلی خوش آمدید.
دکتر سینا دشتی: سلام عرض میکنم خدمت شما و بینندگان گرامیتون. در خدمت هستم.
خواهش میکنم. خیلی متشکریم. آقای دکتر، میشه بفرمایید که معنی این حرفهایی که من الان بخشیش رو خوندم چه هست و اساساً این معضل چه پیامدهایی داره؟
دکتر سینا دشتی: بله. در یک گزارشی در روزنامه توسعه یک نوشته نشون داد که سازمان تامین اجتماعی ایران مرغ عروسی و عزاست که آقازادهها و دولتها و نزدیکان ویژه هر وقت دلشون بخواد این مرغ رو سر میبرن و تکههای از منافع اون رو برای خودشون کنار میذارن.
اختلاسها، سوءبرداشتها، سوءمدیریتهایی که بوده همیشه در یک هالهای از عدم شفافیت بوده و هیچوقت مشخص نشده که چرا اینقدر این مسئله این مسائل به کجا میرسه، چه کسانی دخیل بودن توش. از دوران دهه ۹۰، همون دورانی که مثلاً مرتضوی و اینا اون اختلاسهای عظیم در سازمان تامین اجتماعی داشتن تا الان که مثلاً، مثلاً یک زمانی مرتضوی تقریباً در دهه ۹۰ یک اختلاسی کرد فقط در یک امضاش چیزی حدود ۱۷ هزار میلیارد تومن در اون دوران، دهه ۹۰، که الان به مراتب یعنی چند ارزش چندین برابر الان هست، انجام داد.
تا الان که رسیدیم مثلاً میان یک شرکتهایی از شرکتها بهشون میگن شستا، شرکتهای سازمان تامین اجتماعی که قرار بوده که این درآمدهای عظیم این سازمان رو در جاهای مختلف مورد سرمایهگذاری و استفاده قرار بدن و این ثروت رو برگردونن به سازمان تامین اجتماعی. این مثلاً در یکی از روزنامهها اومده بود که خیلی از اعضای هیئتمدیره ایران برخلاف قوانین شرکتی که در رژیم باید باشه و علیالقاعده خیلی شرکتها باید رعایت کنند، اینا در هیئتمدیرههای مختلفی در این شرکتها عضویت دارن و حقوقهای بسیار نجومی رو دریافت میکنن. این باعث شده که این سازمان تامین اجتماعی یک چرخهای داره که یک سری درآمد باید داشته باشه، یک سری هم پرداخت داشته باشه.
الان میگن در بهترین حالت، در بهترین حالت، اگر همه چیز خوب پیش بره، درآمد اینا ماهانه ۹۰ هزار میلیارد تومن هست، یعنی ۹۰ همت، ولی اون مستمریهایی که باید پرداخت بشه چیزی ۱۴۰ همت هست، یعنی کسری درآمد چیزی حدود ۴۰ تا ۶۰ همت در ماه هست. شما نگاه کنید الان مثلاً یک کارگر بازنشسته بعد از ۳۰ سال کار، از طریق این صندوق چیزی حدود ۲۰ میلیون میگیره که یکسوم خط فقرِ.
این عدم توازن، این عدم نخوندن دخلوخرج این سازمان که دقیقاً ناشی از غارت اون بوده، غارت شبکههای مختلف، در شبکههای مختلف قدرت در چه در سطح مدیریت، مثلاً در یک میگن در یک موردی یک مدیر، یک مدیر، نه یک مثلاً مسئول و چیز، یک مدیر در پتروشیمی فقط ۴۰ میلیارد تومن در یک اختلاس داشته، بالا کشیده.
خب این باعث شده که خب بالاخره اقتصاد که فقط ریاضی نیست که اعداد بیانتها باشن، یکجایی این پول ته میکشه. الان با توجه به شرایط مالی، با شرایط درآمدهای نفتی که زیر فشار هست و کلیت معطل شدن چرخ تولید در ایران، خب ما الان با یک معادلهای هستیم که از این رو هستیم که اصلاً قابل به قول معروف، قابلپایدار بودن نیست.
و این سازمان عظیم با این همه هزینههایی که داره در حال ورشکستگی به سر میبره. به طبع میاد میخواد هزینههاش رو کم کنه و میاد این رو باز روی دوش مردم میشکنه، یعنی از درمان میزنه، از دارو میزنه، بیمه تکمیلی رو کم میکنه. اساساً یک مثلاً شما میخواین یک هزینه یک شیمیدرمانی که دو سال پیش ۷ میلیون بوده، الان شده ۷۰ میلیون، ۱۰ برابر بیشتر شده. خب، این همه چیز رو دشوارتر، مشکلتر و واقعاً صعب و سخت میکنه برای هموطنان گرامی. و ما میبینیم که بازنشستگان قهرمان تو همین روزها چه اعتراضاتی رو داشتن سر بخشی از این مسائل.
بله، واقعاً وضعیت فاجعهباری هست. اما حالا آقای دکتر، از رژیم بگذریم. استانداردهای جهانی در این مورد چی میگه؟ در همین سوئد که شما تشریف دارین، بازنشستگان و کارگران از چه امکانات درمانی برخوردارند؟
دکتر سینا دشتی: باور کنید من وقتی این حرف شما رو میشنوم، احساس میکنم که این مقایسه دو تا کشور بر روی کره زمین نیست، مقایسه دو تا کهکشان مختلفه. اینقدر اختلافات زیاده، یعنی واقعاً بحثی که بازنشستهها بهشون چه رسیدگیهایی میشه و چه نیروی مهمی هستند از لحاظ اجتماعی برای تمامی احزاب سیاسی، واقعاً غیرقابل تصوره. هر حزب سیاسی تلاش میکنه که این گروه رو بیشتر به خودش جذب کنه، جلب کنه برای رای دادن و امکانات چیزشون رو میده. مثلاً الان یک یک رفورمی گذاشتن که هزینههای سنگین دندانپزشکی محدود میشه برای افراد بازنشسته. یا اینکه مثلاً در خیلی از شهرهای بزرگ، کارت نقلومکان با استفاده از وسایل نقلیه عمومی مجانیه ماهانه. یا اینکه به طور عام برای کارگرها خیلی چیزها رو مثلاً نصفونیمه میکنن، قیمتها رو نصف میکنن که هزینههاشون کمتر بشه.
مثلاً همین در رابطه با این بحران بالا رفتن قیمت نفت و قیمت سوخت، دولت اومده برای سه ماه مالیاتهاش رو کم کرده که مردم هزینه سوخت رو فشار بهشون نیاد، چون داره روی جای دیگه ممکنه فشار بیاره، بهشون نیاد. یا اینکه به اصطلاح مالیات بر کالای قسمت غذا رو حذف کردن، کم کردن تا از ۲۵ درصد به ۶ درصد رسوندن تا اینکه به قول معروف فشار به مردم. این تازه در کشوری هست به نام سوئد که یکی از بالاترین سطوح مالیاتی دنیا رو داره.
خب وقتی میبینیم که بحث درمان چیه، هزینههای درمانی برای مردم اساساً واقعاً غیر قابل توصیف، هیچی نیست. هیچی نیست، یعنی چند صد دلار برای یک عمل جراحی ممکنه که در جای دنیا مثلاً ۴، ۵ هزار دلار باشه، اینجا مثلاً ۱۰ دلار، ۲۰ دلار هزینه تموم میشه میره. یک بار یک شب، دو شب تخت بیمارستان هزینهاش تموم میشه. بقیه چیزها کاملاً تحت عنوان سازمان تامین اجتماعی یا ادارههای مختلف در چیز هستند. برای اجاره مسکن کمک میکنن. برای بازنشستگانی که از یک حدی به قول معروف پایینتر باشن، کمک اضافه میکنن که همه در یک حدی قرار بگیرن که قابلیت زندگی معمولی داشته باشه. واقعاً میگم مقایسه این دو تا اصلاً واقعاً سنگینه چون جز بر غم و درد آدم نمیافزایه و جز بر خشم هم درد میاره که واقعاً چهجوریه که این کشور ما با ۱۲۰ سال صدور نفت در این نقطه هست و یک کشورهایی که مثلاً مثل نروژ یا سوئد در چه نقطهای قرار دارن.
اصلاً واقعاً غیرقابل توصیفه این فاصله و اساساً برمیگرده به بحث آزادی، به بحث دموکراسی، به بحث مسئول بودن نظام سیاسی کشور که اساس در این نظام دیکتاتوری ولایتفقیه و در نظام سلطنتی سابق که هیچ چیزی نداشت، چون مثلاً حتی اونم نگاه کنید، حالا ما واقعیتش رو میگیم در سالهای آخر حکومت شاه، تورمهای چند درصد درصد بود. حالا اینا میخوان تبلیغات کنن، ولی همون موقع هم اکثر اسنادش هست، یعنی اکثر شرکتهای سهامی که دولتی بودن و مثل صنعت نفت، مثل صنعت ذوبآهن، اینا اکثر سهامشون در دست خاندان پهلوی بود و دوربریاش. و این خب واقعاً وقتی که این بیعدالتی ایجاد میشه به طبع به نقطه انقلاب، قیام و آشوبهای اجتماعی خواهد رسید که ما الانش دیگه میبینیم که در هر پیچی منتظر این رژیم هست که اون رو به زمین بزنه.
