بحران اشتغال
۱۴۰۵/۳/۷
اقتصاد ایران بازیچه دست حکومت و مافیاهای حاکم
اقتصاد در ایران تحت حاکمیت آخوندها به بازیچهی دست حکومت و مافیاهای عجیب و غریب در این حکومت تبدیل شده. برای همین بازار کار ایران این روزها با واقعیتی تلخ روبرو هست، تا جایی که اون رو «اقتصاد بقا» اسم گذاشتن و نهتنها بیکاری، بلکه سقوط کیفیت اشتغال از پیامدهای اون هست. در این اقتصاد، حتی متخصصان هم برای گذران زندگی به هر کاری تن میدن. اما پیامدهای این پناه بردن چیه؟»
بعد از بحرانها و چالشهای اقتصادی اخیر، شاهد شکلگیری پدیدهای به نام "اقتصاد بقا" هستیم؛ وضعیتی که در آن بخش بزرگی از جامعه، تنها در تلاش برای تأمین حداقلهای زندگی خود هست. در بازار کار امروز، آنچه دیده میشه، نه بازگشت به تعادل، بلکه شکلگیری یک "تعادل معیوب" هست. تعادلی که در اون کیفیت اشتغال قربانی کمیت شده.
چند روز قبل آماری از تپسی منتشر شد که نشون میداد تعداد رانندگان ثبتنامی این پلتفرم در سال جدید، ۱۵ تا ۲۰ درصد بیشتر از پیشبینیها بوده. اما این افزایش، نه نشانه رونق، بلکه نتیجه فشار عرضه نیروی کار هست؛ بازاری که در اون تعداد رانندگان بیشتر شده، ولی تقاضای سفر رشد نکرده و حتی کاهشی شده. همین الگو در بازار پیکهای موتوری هم تکرار شده؛ جایی که تعداد پیکها زیاد شده اما تقاضا از روزی ۷۰۰ تماس به ۲۰۰ مورد کاهش پیدا کرده.
رئیس اتحادیه حملونقل بار سبک شهری و پیک موتوری تهران اعلام کرده که متوسط درآمد روزانه یک پیک موتوری حدود یک میلیون تومانه. اما بخش زیادی از این مبلغ صرف هزینه بنزین، استهلاک موتور و کمیسیون میشه و در نهایت، درآمد خالص راننده رقم بالایی نخواهد بود. این یعنی کار زیاد، درآمد کم و فرسایش نیرو!
اونچه امروز در حال وقوع هست، از منظر اقتصادی یک هشدار جدیه. اقتصاد زمانی رشد میکنه که نیروی کار به سمت فعالیتهای با ارزش افزوده بالاتر حرکت کنه. اما الان در اقتصادی که رژیم آخوندی اون رو به ورطهی نابودی کشونده، جهت حرکت معکوس شده؛ اقتصاد ایران شاهد افزایش سهم مشاغل کممهارت و کاهش نقش فعالیتهای مولد هست. در این گزارش نه به بیکاری صرف نیست که به سقوط کیفیت اشتغال میپردازیم.
مشکل اینجاست که مسئله فقط تغییر ترکیب اشتغال نیست؛ تناقض عمیقتری در حال شکلگیریه و اون عبارته از: «افزایش عرضه خدمات، همزمان با کاهش تقاضا برای اونها».
به بیان ساده، کیک اقتصاد کوچکتر شده، اما تعداد افرادی که برای سهمبردن از اون رقابت میکنن، بهشدت افزایش پیدا کرده. نتیجه این وضعیت، رقابت مخرب، کاهش قیمتها، افت درآمد واقعی و فرسایش سرمایه انسانیه.
در کنار این روند، ناپایداری اینترنت هم به یک عامل تشدیدکننده تبدیل شده. اقتصاد پلتفرمی، که خیلی از این مشاغل کممهارت بر پایه اون شکل گرفتن، به اتصال پایدار وابسته است. اما اختلال در اینترنت، دسترسی به اپلیکیشنها رو محدود کرده، فرایند ثبت سفارش رو مختل کرده و حتی امکان جستوجوی خدمات رو کاهش داده و در روزگار قطعی اینترنت به صفر رسونده. در چنین شرایطی، نهتنها تقاضا کاهش پیدا کرده، بلکه مسیر دسترسی به همون تقاضای محدود هم مسدود شده.
ادامه این روند به معنای تثبیت یک اقتصاد کمبازده، کمدرآمد و نابرابره؛ اقتصادی که حتی با افزایش تعداد شاغلان، فقیرتر میشه. فرسایش سرمایه انسانی، کاهش انگیزه و فرار نخبگان، همگی از پیامدهای بلندمدت این "اقتصاد بقا" هستن که آینده کشور رو تحتالشعاع قرار میده.
حالا وقتی به راهحل میخوایم فکر کنیم، بهقول اون مثل قدیمی روم باستان، «همهی راهها به روم ختم میشه» یعنی از هر دری که بخواید وارد بشید که این اقتصاد رو درمان کنید، به یک سد و مانع اساسی برخورد میکنید. حکومتی که کلان سیاستهای اقتصادیش نه برای حل مشکلات اقتصادی که هزینه کردن هست و نیست ایران برای بقا و حفظ خودشه، راهحل «اقتصاد بقا» و خروج از این ورطه، نیازمند کلان سیاستهای اقتصادیه که در حکومت آخوندی هیچ جایی نداره، بهزبان خیلی ساده، تا این حکومت هست، وضع بدتر میشه که بهتر نمیشه. چارهی کار جای دیگه است.
