زیدآبادی: قالیباف یک نوع رضا شاه اسلامی!
۱۴۰۵/۳/۷
افشای جاهطلبی های پاسدار قالیباف، بازخوانی سوابق سرکوبگرانه وی در حملات به دانشجویان و هواداران مجاهدین
احمد زیدآبادی، از عناصر باند مغلوب رژیم، با اشاره به مواضع و عملکرد پاسدار قالیباف گفت نگاه او به وضعیت ایران «شاید یک نوع رضا شاه اسلامی باشد».
زیدآبادی ضمن اشاره به شکستهای متوالی قالیباف در رقابتهای انتخاباتی، تأکید کرد وی اکنون تلاش میکند پس از تحولات ناشی از جنگ، موقعیت تازهیی برای نقشآفرینی سیاسی خود ایجاد کند.
همزمان، سوابق سرکوبگرانه پاسدار قالیباف و اعترافات صریح او درباره حضور در سرکوب اعتراضات دانشجویی و حمله به هواداران مجاهدین خلق، بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است.
زیدآبادی: قالیباف در پی ایفای نقش «رضاشاه اسلامی»
زیدآبادی ـ ۶ خرداد ۱۴۰۵
زیدآبادی فعال رسانه اصلاحطلب: «یک دوره هم که البته میدانید با آقای روحانی رقابت کرد آنجا هم شعارهای خیلی اشتباهی مطرح کرد آمد مثلاً گفت که این خواست بگوید اصلاحطلبان و نوع این اعتدالیها چهار درصدی هستند ما نود و شش هستیم نمیدانم حالا معلوم میشود که خیلی هم مشاوران به درد بخوری ندارد خب اینکه اصلاً نمیگرفت در آن موقعیت و بعد هم آقای روحانی هم بهش برخورد کرد که تو در جریان کوی دانشگاه که گفته بودی دانشجوها بگذارید بیایند تو خیابون میخواستی مثلاً قیچیشان کنی و بالاخره بپیچیشان در هم و این هم نتوانست در واقع جواب بده به این دلیل که ظاهراً حضور ذهن نداشت که به آقای مثلاً روحانی بگوید بله من این کار را به فرض کرده باشم خود شما هم آن سخنرانی را به یاد بیاورید که چی گفتی که قیمه قیمهتان میکنیم ذره ذرهتان میکنیم اینها بههرحال آنجا بازنده شد دیگر نتوانست کار را از پیش ببرد حالا بالاخره در این آخرین دور هم که جلیلیستها آمدند و در مقابلشان سازماندهی شده کار کردند به هیچ قیمتی حاضر نشدند به نفع او کنار بروند چون اگر به هر دلیلی حالا به نفع او جلیلی کنار رفته بود خب خیلی از کسانی که از ترس جلیلی به آقای پزشکیان رأی دادند احتمالاً شرکت نمیکردند در انتخابات و دوره بعدی آقای قالیباف که توانست رئیسجمهور شود ولی بههرحال تا حالا هر چی آمده به در بسته خورده اما فعلاً به نظر میآید که بهدلیل حالا نفوذ و جایگاه و سابقه و همه این پستهایی که دارد بعد از این تحولات مربوط به جنگ موقعیتی برای نقشآفرینیش فراهم شده یک نقشآفرینی حالا جدیدی که باید ببینیم مثلاً میخواهد چجوری برود به این نگاهی که آقای قالیباف به وضعیت ایران دارد من فکر میکنم مجموع حالا که اشارات و حرفها و اینها است شاید یک نوع رضا شاه اسلامی باشد».
بازخوانی سوابق پاسدار قالیباف؛ از «رضاخان حزباللهیها» تا سرکوب خیابانی
اخبار سیمای آزادی ـ ۳ اسفند ۱۴۰۰
و اکنون ادامهدهندگان جنایات و غارتگریهای رضا شاه در حاکمیت رژیم خمینی؛ ولیعهد واقعی شاه
دنیای اقتصاد: «قالیباف میگوید من رضا خان حزباللهیها هستم»
انصاف نیوز: «قالیباف میگفت رضا خان حزباللهیها هستم»
بالاترین: «قالیباف: من رضا خان حزباللهیها هستم»
اعترافات پاسدار قالیباف درباره سرکوب دانشجویان و هواداران مجاهدین
اخبار سیمای آزادی ـ ۸ خرداد ۱۳۹۹
«در حادثه کوی دانشگاه با آقای قاسم سلیمانی بودیم. عکس من روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. جزو چوب زنهایم، افتخار هم هست. از سال ۵۸ هم علیه مسعود رجوی چوب میزدیم. ما جزو دار و دسته بچههای شهید بهشتی بودیم، اونها هم دار و دسته مسعود رجوی بودند».
دانشگاه صنعتی شریف ـ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲
قالیباف در اخبار جمعه ۲۷ اردیبهشت ۹۲
قالیباف ـ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲:
«من حتماً بهعنوان اینجا قالیباف نمیتونم همون رفتاری داشته باشم که یک عزیز دانشجوی انقلابی ۲۰ ساله که عکس امام را میبینه این کار شده جریحهدار میشه و عکسالعمل نشون میده، از قالیباف پنجاه ساله و ۴۹ ساله که از فتنه بنیصدر و مسعود رجوی و شیخ علی تهرانی رو تا فتنه سال ۸۲ رو کف خیابون وایساده و با این دار و دسته سی سال زندگی کرده و میفهمه که اونها دارند با انقلاب چکار میکنند. از من اون رفتار رو نخواهید. از نماینده مجلس ارتجاعی که حالا آمده یک دفعه رفته تو مجلس ارتجاع آنجا رسیده احساس میکند از یک حرف یا برای خدا یا از این یک نمد یک کلاهی برای خودش درست کند. اونو نگاه نکن، قالیباف اونها متفاوته. دلیلش رو براتون بگم چرا متفاوته، چرا من میگویم اگر حرف دارند مجوز قانونی بدیم. شما میگید آقا این مردم آدمهای سازشکاریند، اگر سازشکار نباشه این حرف رو نمیزنه، مجوز قانون هم میشه مردکه ریخته تو خیابان بزن داغنش کن اگه انقلابیه، اگر نیستی نیستی، این دوره نیست.
حادثه سال ۷۸ که اتفاق افتاد در کوی دانشگاه، اون نامهیی که نوشته شده بنده نوشتم. با آقای سلیمانی بودیم با هم. این رو چرا دارم میگم، وقتی ما آمدیم اونجا وایسادیم خیلیها با ما حرف زدند. همین الآن هم هر کجا بریم با ما حرف میزنند. کف خیابان وقتی راه افتادند به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی بودم. عکس من روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست، با حسین خالقی. وایسادم کف خیابان که کف خیابان اونجا را جمع کنه.
پس نگاه کنید اون جایی که لازم بشه بیایم کف خیابان چوب بزنیم، جزو چوب زنهایم، افتخار هم هست. از سال ۵۸ هم با مسعود رجوی چوب میزدیم. تو خیابان دانشگاه و دانشکده، اونجا میزدیم، جلوشون هم میگرفتیم. خوب ما جزو دار و دسته بچههای شهید بهشتی بودیم، اونها هم دار و دسته مسعود رجوی بودند. از اون روز ما اونجوری که لازم بوده چوب بزنیم کف خیابان چوب میزدیم. من سردار فرمانده نیروی هواییام، تو را چه رو چه کف خیابان. فرماندهی اینجا کف خیابونه».
