سم مهلک اختلاف؛ عبای ولایت زیر چنگال باندهای خودش- موشکاف ۱۰خرداد ۱۴۰۵
۱۴۰۵/۳/۱۰
در نظام صابمرده ولایت، دعوای مذاکره و دیپلماسی حالا به مرحله رودررویی باندها و تحمیل سلیقه به «مقام ولایت» رسیده است. علمالهدی از نگرانی جماعت ولایی درباره دیپلماسی مینالد، روزنامه خراسان از پیام هشدارآمیز مجتبی خامنهای درباره تخریب ارکان نظام مینویسد، و دژکام در نمایش جمعه شیراز با گریه و زاری اعتراف میکند که اختلاف مجلس و دولت و جریانهای سیاسی دارد به «تو بکش، من بکش» تبدیل میشود. موشکاف از دل همین نالهها میگوید هرچه باندهای ولایت بیشتر به جان هم بیفتند، مسیر مردم و جوانان شورشی برای پایان دادن به این نظام پوسیده روشنتر میشود.
موشکاف:
دوستای خوب و باصفای موشکاف، سلام به همگیتون!
میگما، هرچی از بدبختیای این روزای نظام صاحابمرده و ریشریش شدن عبای ولایت بگیم، بازم کم گفتیم.
چون کار به جاهای باریک کشیده؛ از شاخبازی گذشته و رسیده به رودررویی.
اوضاع اونقدر خرتوخر شده که حتی کینگ مجتبی مقوایی هم صداش دراومده، اما بازم هرکی تو نظام خر خودشو میرونه.
هاهاهاها!
برای نمونه، حرفای بوفالوی نظام بهزحمت شنیدنش میارزه.
ملاحظه کنین:
آخوند علمالهدی ـ نمایش جمعه مشهد ـ ۸ خرداد:
«مردم یک دغدغه دارند و دغدغهشون این است که در این حرکتهای دیپلماسی که در کشور داره انجام میگیرد، نکنه این حرکتهای دیپلماسی برخلاف مسیر حرکت جهادی مردم و برخلاف عملیات غیرتمندانه رزمندگان ما باشد. این دغدغه مردم در جریان دیپلماسی هست، حق مردم هم این دغدغه هست.
مردم نگران اجرای فرماندهی مقام ولایت در عرصه دیپلماسی، عین میدان و عرصه رزمندگی هستند. مردم نگران این هستند که آیا جریان دیپلماسی در همین شکل میدانداری خودشون در خیابانها با همین شکل داره پیش میره یا نمیره؟
این دشمن قاتل آقای ما هست. این دشمن عزیزترین عزیزان ما که سرمایه وجودی او با هیچ سرمایهای در کشور قابل مقایسه نبوده از ما گرفته. با این دشمن دست بدهیم؟ با این دشمن لبخند بزنیم؟ به این دشمن اظهار محبت کنیم؟ ولو دیپلماسی نه، مردم نگران این هستند...»
موشکاف:
آهای بوفالو!
این همه از گله جکوجونورای ولایت به اسم مردم اسم نبر.
مردم همونایی هستن که کل ولایت از وحشتشون دائم در ترس و لرزه است.
هاهاهاها!
در ضمن، اینهمه از «مقام ولایت» مقوایی خرج نکن.
اون بدبخت که صدایی هم ازش درنمیاد، خودش از اونچه تو نظام میگذره در وحشته.
برای همین هی از این طرف و اون طرف پیام و هشدار و توصیه وحدت صادر میکنن.
این هم نمونهاش:
خبرآنلاین ـ ۹ خرداد:
«روزنامه خراسان نوشت: پیام اخیر حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ پیامی که صریح و روشن، همه جریانها و سلایق را به مراقبت از وحدت عمومی فرامیخواند. مخاطب این هشدار تنها یک طیف خاص نیست. از آن گروههایی که در برخی تجمعات خیابانی با ادبیات تند به مسئولان نظام حمله میکنند، تا رسانهها و فعالانی که ناخواسته یا عامدانه به بیاعتمادی عمومی دامن میزنند؛ از چهرههای سیاسی که همچنان در فضای رقابتهای انتخاباتی گذشته متوقف ماندهاند، تا کانالها و تریبونهایی که هر روز بخشی از ارکان نظام را هدف طعنه و تخریب قرار میدهند؛ همه باید بدانند که عبور از اختلاف سلیقه به سمت تخریب و اتهامزنی، هزینهای است که نهایتاً متوجه کلیت نظام خواهد شد.»
موشکاف:
بعله!
ترس از خطری که متوجه کل نظامه.
هاهاهاها!
دیگه بحث این باند و اون باند نیست.
خودشون میگن هر روز بخشی از ارکان نظام هدف طعنه و تخریب قرار میگیره.
یکی به مسئولان حمله میکنه، یکی به بیاعتمادی عمومی دامن میزنه، یکی هنوز تو رقابتهای قبلی گیر کرده، یکی هم از پشت تریبون و کانال و تجمع شبونه، شاخشو میکوبه تو پهلوی اون یکی.
بعد هم کینگ مجتبی مقوایی مجبور میشه پیام بده که آهای! حواستون باشه هزینهاش به کلیت نظام میخوره!
هاهاهاها!
آخه وقتی کلیت نظامتون خودش یه لاشه جرخورده است، هر لگد داخلی، یه تیکه دیگهشو جدا میکنه.
اما حالا خوبه حرفای یه گماشته دیگه عظی سقطشده تو شیراز رو بشنویم.
تماشا داره!
هاهاهاها!
آخوند دژکام ـ نمایش جمعه شیراز ـ ۸ خرداد:
«آنچه که امسال ملت ایران بهش مبتلا هست، اینه که جنازه آقامون هنوز روی زمین است.»
موشکاف:
واویلا!
هنوز روضه جنازه آقا رو میخونه!
هاهاهاها!
خب معلومه؛ وقتی نظام از بالا تا پایینش عزادار اقتدار از دسترفته است، باید هم هر جمعه بساط گریه و زاری پهن کنن.
آخوند دژکام ـ نمایش جمعه شیراز ـ ۸ خرداد:
«بنده گاهی احساس میکنم، حالا اگر به حرف امروزمون بگیم جریانهای سیاسی سلایقی دارن، گاهی دلشون میخواد که به شخص ولیامر این سلیقه را تحمیل کنند. حالا هر جریانی، کار غلطی است.
این یه چیزی میگه، اون یه چیز دیگری میگه. و الان رهبر معظم مؤکداً تا دیروزم فرمود اختلاف نباید باشه. مجلس سلیقهای دارد، دولت سلیقهای دارد، همش محترم؛ اما نکند که تو بکش، من بکش بشود. امروز این سم مهلک برای جامعه ما هست.»
موشکاف:
هاهاهاها!
دبیا!
دیگه صاف و پوستکنده میگه جریانهای سیاسی میخوان سلیقه خودشونو به شخص ولیامر تحمیل کنن!
یکی یه چیزی میگه، اون یکی چیز دیگه.
مجلس یه سلیقه داره، دولت یه سلیقه داره، تریبونها یه چیز میگن، تجمعات شبونه یه چیز دیگه، بعد هم میگه نکنه «تو بکش، من بکش» بشه!
هاهاهاها!
آخه «نکنه»؟
کار از نکنه گذشته عموجان!
مدتهاست تو خود نظامتون تو بکش، من بکش راه افتاده.
یکی مذاکره رو خیانت میدونه، یکی دیپلماسی رو با اجازه ولایت جا میزنه، یکی به مسئولان حمله میکنه، یکی ارکان نظام رو میزنه، یکی میگه وحدت، یکی میگه تخریب، یکی هم وسط جمعهبازار زار میزنه که این سم مهلکه!
بعله!
سم مهلک بهجای خودش، اما ضربه آخر برای پرتاب ولایت به زبالهدانی در راهه.
شما هرچی بیشتر به جون همدیگه بیفتین و همدیگه رو جرواجر کنین، کار مردم و جوونای شورشی راحتتر میشه.
هاهاهاها!
عبای ولایت از بس کشیده شده، دیگه نه وصله میخوره، نه جمع میشه.
کینگ مقوایی هم هرچی پیام وحدت بده، وقتی باندهاش بوی پایان رو حس کردن، هر کدوم دنبال نجات پوست خودشونه.
یکی به دیپلماسی شاخ میزنه، یکی به دولت، یکی به مجلس، یکی به تریبونها، یکی به رسانهها، یکی به خیابونهای خودشون.
بعله رفقا!
این نظام صابمرده، خودش داره خودش رو جرواجر میکنه.
هرچی بیشتر به جون هم بیفتن، مردم بهتر میبینن که پشت آن همه عربده اقتدار، چیزی جز ترس، شکاف و پوسیدگی نمونده.
دوستان، عزت زیاد!
