استرون استیونسون در مطلبی که در استکاتسمن منتشر شده است نوشت

مقاله استیونسون در مورد وحید بنی عامریان

نزدیک به دوماه و نیم از اعدام فرمانده وحید بنی عامریان و همرزمانش میگذره و این کانون قهرمان شورشی همچنان منشأ انگیزه در بین مردم جهان و ایران برای ضرورت مبارزه علیه دیکتاتوری ولایت فقیه هستند. از جمله آقای استرون استیونسون در مقاله ای  که در سایت اسکاتسمن منتشر کرده می نویسه:  حاکمان ایران با اعدام وحید بنی عامریان، یک زندانی سیاسی جوان را به نمادی ماندگار از مقاومت تبدیل کردند. چوبه دار به زندگی زمینی وحید بنی عامریان پایان داد. اما میراث انقلابی او تازه آغاز شده است. به بخشهایی از مقاله آقای استرون استیونسون نماینده پارلمان اروپا در سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۴ و از مسئولان کمیته بین المللی در جستجوی عدالت:

استرون استیونسون در مطلبی که در استکاتسمن ۳۰می (۹خرداد) منتشر شده است نوشت: وحید بنی عامریان در مواجهه با مرگ، شکنجه‌گران خود را به چالش کشید و پرسید «آیا من کسی هستم که باید از خودم دفاع کنم یا شما؟» وحید بنی عامریان یک چهره ماندگار در انقلاب و در شمار مردان و زنانی است که در مواجهه با استبداد، فداکاری را به سکوت و وجدان را به آسایش ترجیح دادند.

حاکمان ایران با اعدام او، یک زندانی سیاسی جوان را به نمادی ماندگار از مقاومت برای نسل‌های آینده ایرانیان تبدیل کردند.

وحید، عضو سازمان مجاهدین خلق ایران، تنها در ۳۳ سالگی، در ۴ آوریل امسال به همراه ابوالحسن منتظر، دیگر عضو این سازمان، به پای چوبه دار رفت. چند روز پیش از آن، شش عضو دیگر مجاهدین خلق نیز اعدام شده بودند. اعدام وحید در یکی از شکننده‌ترین لحظات تاریخ دیکتاتوری رخ داد.

تاریخ بارها نشان داده که دیکتاتوری‌ها از روی ضعف به اعدام متوسل می‌شوند، نه از روی قدرت. رژیم آپارتاید ماندلا را زندانی کرد زیرا از اقتدار اخلاقی او در میان مردم آفریقای جنوبی می‌ترسید. پلیس مخفی شاه سابق ایران مخالفان را شکنجه می‌کرد زیرا ایده‌های آزادی سریع‌تر از گلوله‌ها گسترش می‌یافت. حاکمان فعلی ایران نیز از همان الگوی  پیروی کرده‌اند. آنها معتقد بودند که به دار آویختن اعضای جوان مقاومت، جمعیت بی‌قرار را به وحشت می‌اندازد و آنها را به تسلیم وا می‌دارد. در عوض، هر اعدامی خشم را شعله‌ورتر و عزم را تقویت کرده است.

داستان زندگی وحید توضیح می‌دهد که چرا شهادت او چنین نیروی اخلاقی دارد. او شاهد بی‌خانمانی، اعتیاد، فساد، زن‌ستیزی و فروپاشی اقتصادی بود، زیرا رژیم میلیاردها دلار را صرف سرکوب، شبه‌نظامیان منطقه‌ای و جاه‌طلبی‌های هسته‌ای می‌کرد. او به این نتیجه رسید که عدالت واقعی مستلزم تحول سیاسی است. خدمت به آرمانی والاتر، این درک او را به سوی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق سوق داد. زندگی، از نظر او، از طریق مقاومت در برابر استبداد و فداکاری برای آزادی، عزت یافت. به همین دلیل است که چهره‌هایی مانند وحید مدت‌ها پس از ناپدید شدن جلادانشان در تاریخ ماندگار می‌شوند. ستمگران به ترس، زندان، شکنجه و اجبار تکیه می‌کنند. انقلابیون به ایده‌ها، شجاعت و الگوی اخلاقی تکیه می‌کنند. یک نیرو از طریق فساد رو به زوال می‌رود، نیروی دیگر از طریق فداکاری رشد می‌کند.

امروز در سراسر ایران، هزاران عضو مقاومت برغم خطرات زیاد  همچنان فعالیت می‌کنند. آنها اعلامیه پخش می‌کنند، اعتراضات را سازماندهی می‌کنند، تبلیغات دولتی را به چالش می‌کشند و رویای یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر انتخابات آزاد، برابری جنسیتی، حکومت مبتنی بر جدایی دین و دولت  و احترام به حقوق بشر را زنده نگه می‌دارند. چوبه دار به زندگی زمینی وحید بنی عامریان پایان داد. میراث انقلابی او تازه آغاز شده است.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط