به‌سوی آزادی ـ گفتگو با جوانان مقاومت ایران

۱۴۰۵/۳/۲۱

گفتگو با ندا امانی

با سلام به بینندگان عزیز سیمای آزادی امروز در بخش دیگه ای از سلسله برنامه های بسوی آزادی همراه هستیم با مهمان عزیزی از جوانان مقامت ایران خانم ندا امانی که این وقت رو به ما دادن و در استودیو سیمای آزادی حضور پیدا کردن تا ما بتونیم با ایشون بیشتر آشنا بشیم، ندا جان خیلی خیلی خوش اومدی و ممنون از این که این وقت رو به ما دادی

خیلی ممنون منم سلام عرض می کنم به همه بینندگان سیمای آزادی و به تک تک شورشگران در داخل ایران خیلی خوشحالم که این فرصت رو به من امروز دادید

ممنون از تو، خب ندا جان تو ایران رو از نزدیک ندیدی اما توی خانواده‌ای بزرگ شدی که عمیقا پیوند عمیقی در واقع با ایران و مقاومت ایران داشته از کودکیت اگه بتونی برامون بگی و این که چه چیزی توی فضای خانواده‌ات روی تو تاثیرگذار بوده؟

بله من توی خانواده مبارزی بزرگ شدم از پدر بزرگمون که موقع شاه صدایش رو بلند کرد و چند سال زندان بود به خاطر اعتراضش به سیستم شاه اون موقع. از عمویم هم که همراه با پدرش، پدر بزرگم اونم چند سال زندان بود موقع شاه، بعدش پدر و عمویم هم زمان با هم چهار پنج سال زندان بودن در زندان ارمیه.

 به خاطر این که به رژیم آخوندی، به این رژیم که تا امروز هم هنوز داره سرکوب میکنه نگفتن. و خودم در سویس به دنیا اومدم و بزرگ شدم یعنی ایران رو تا حالا هم هیچ ندیدم ولی همیشه همیشه تو سالهای بچگی و کودکیم با داستانای مقاومت با داستانای هم عموم هم پدرم زندگی کردم و بزرگ شدیم و چون تو خود مقاومت در کنار سازمان مجایدین هم بزرگ شدیم خب برخوردهای زیاده داشتم با دیگران، افرادی که زیر این تیغ رژیم تو زندان ها چی کشیده بودن از خوهران از خوهرانی که واقعا بدترین شکنجه‌ها چه روحی چه جسمی، از برادرانی که واقعا هنوز هنوز از اون موقع شکنجه‌ها تاثیری داشتن رو بدنهاشون می دیدیم تو دفتر مقاومت و کلا زندگی شخصیم تو خانواده خودمونم خیلی ساده بود هم مادرم هم پدرم به خاطر همین که بیشترین زمان تمام وقت در کنار مقاومت بودن ما تو علیرغم تمام این رفت در سوئیس خیلی صادق بزرگ شدیم مادر پدرم هر چقدرم که مثلا درآمدی داشتن می فرستادیم به خانواده هامون در ایران که آنها هم حداقل بتونن تو این سهم زندگیمون شرکت کنند و خیلی برای ما یعنی دوران آسونی نبود، آسون هم شاید آدم از بیرون نگاه میکنی میگه سوئیسی که زندگی در حال راحت هست ولی سخت بود سخت بود از هر لحاظ ولی بازم هم فکر کنم این که ما پیوندی داشتیم به سازمان به مقاومت این کمی راحت تر کرد. شاید یک نکته دیگه که پسردائی مادرم یکی از شهدای ۶۷هست و با سن خیلی کم ۲۰ سالگی دستگیر میشه و هفت سال شدیدترین شکنجه ها بهش اعمال می‌شه یعنی در زیر شکنجه خیلی سنگینی قرار می‌گیره و دیگه اوج اعدام‌ها شهید می شود خود این هم خیلی تأثیر گذاشت رو زندگی ما چون دوست خیلی صمیمی عمو و پدرم هم بود 

به‌سوی آزادی ـ گفتگو با جوانان مقاومت ایران ـ قسمت دوم

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط