۱۴۰۵/۳/۲۵
اجلاس در پارلمان انگلستان: صلح و آزادی با جمهوری دموکراتیک - قسمت دوم
۱۴۰۵/۳/۲۵
کنفرانس در پارلمان انگلستان - صلح و آزادی با جمهوری دموکراتیک
سخنرانیهای:
جیم شانون نمایندگان پارلمان انگلستان
لرد همیلتون عضو مجلس اعیان
سارا چندلر رئیس کمیته حقوقبشر کانون وکلای انگلستان و ولز ۲۰۱۴-۲۰۱۱- دبیر کمیسیون حقوقبشر فدراسیون کانونهای وکلای اروپا
و استرون استیونسون نماینده پیشین پارلمان اروپا
جیم شانون
رژیم اعدام اعضای مجاهدین خلق را افزایش داده است
این یک تصادف نیست
چرا که یک آلترناتیو دموکراتیک و سازمانیافته وجود دارد
در روزهای آینده ایرانیان از سراسر جهان در پاریس گردهم خواهند آمد
تا پیامی بسیار قدرتمند ارسال کنند:
نه به اعدام، آری به جمهوری دموکراتیک
در روزهای آینده ایرانیان از سراسر جهان در پاریس گرد هم خواهند آمد
تا پیامی بسیار قدرتمند ارسال کنند:
نه به اعدام، آری به جمهوری دموکراتیک
جیم شانون - نماینده پارلمان انگلستان
همکاران گرامی، خانمها و آقایان،
«مایه خرسندی بسیار است که امروز در این گردهمایی درباره ایران با شما همراه میشوم. ما امروز در اینجا در کنار شورای ملی مقاومت ایران حضور داریم تا همزمان با سخنان خانم رجوی درباره تحولات اخیر، نکاتی را درباره شرایط کنونی، آنچه در حال رخ دادن است و اقداماتی که شاید باید انجام دهیم، مطرح کنیم. خانم رجوی یک مرجع و رهبر واقعی هستند؛ ایشان سخنگوی آزادی برای ایرانیان هستند. او به نمایندگی از ما سخن میگوید، ما از او حمایت میکنیم و به او یاری میرسانیم.
گزارشها از داخل ایران حاکی از آن است که پنج زندانی سیاسی در خطر فوری اعدام قرار دارند؛ چهار تن از آنان به اتهام وابستگی به سازمان مجاهدین خلق ایران و به اتهام «محاربه» محکوم شدهاند. وقتی من این را خواندم، با خودم گفتم: «واقعاً؟ دشمنی با خدا؟» بدون شک، این خود رژیم ایران و این سپاه پاسداران هستند که با خدا دشمنی دارند. این آنها هستند که در حال جنگ با خدا هستند.
راهبرد واقعی بقای رژیم در سایه جنگ کاملاً روشن است؛ این رژیم، درگیریها را فرصتی برای نابودی مقاومت سازمانیافته و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم ایران میداند. این امر، به نوبه خود، بزرگترین سوءتفاهم در دیپلماسی غرب در قبال ایرانِ امروز و در واقع حتی در چهار دهه گذشته را برملا میسازد؛ این توهم که سرانجام در نقطهای از این مسیر، رژیم یا جناح به اصطلاح میانهروی آن، رفاه، آسایش و منافع مردم را در اولویت قرار خواهد داد.
چنین چیزی تاکنون رخ نداده و هرگز رخ نخواهد داد، مگر اینکه راهبرد متفاوتی اتخاذ شود. این فرضِ نادرست، سیاستهای متعددی را شکل داده و دههها باجدهی، تعامل و حتی «دیپلماسی گروگانگیری» را توجیه کرده است. اما این رویکرد از اساس اشتباه است و شکست آن برای همگان آشکار شده است؛ و من میخواهم به طور بسیار خلاصه به این موضوع بپردازم.
شواهد بیش از چهل و هفت سال گذشته نشان میدهد که رژیم آخوندی تنها در حق مردم ایران کوتاهی نکرده، بلکه به طور سیستماتیک علیه آنان وارد جنگ شده است. برای درک این موضوع، ما نباید به پروندهها به صورت مجزا نگاه کنیم. ما باید سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و آموزشی رژیم را در کنار هم و به صورت یکپارچه بررسی کنیم. هنگامی که ما چنین کنیم، الگوی بسیار روشنی پدیدار خواهد شد.
رهبران رژیم آموختهاند مردمی که از امنیت اقتصادی، آموزش باکیفیت، دسترسی به خدمات درمانی و آزادی اندیشیدن فراتر از دغدغه بقای روزمره برخوردار باشند، در نهایت شروع به مطالبه حقوق سیاسی و پاسخگویی دموکراتیک خواهند کرد؛ و این دقیقاً همان چیزی است که رژیم از آن هراس دارد.
پاسخ رژیم به این هراس، مهندسیِ مشکلات اقتصادی مزمن، تورم، تنزل اجتماعی، نابرابری آموزشی و کنترل اطلاعات بوده است. این رژیم با قراردادن اقتصاد کشور تحت کنترل سپاه پاسداران و نهادهای مذهبی تحت نظارت رهبر جمهوری اسلامی، طبقه متوسط و بخش خصوصی مستقل را نابود کرده است.
با این حال، با وجود تمامی سرکوبها، مردم ایران همچنان به مقاومت خود ادامه میدهند؛ و این همواره مایه امیدواریهاست. ما این پایداری را در اعتراضات اخیر دانشآموزان، اعتراض زندانیان سیاسی به اعدامها حتی از پشت میلههای زندان، و گسترش فعالیتهای کانونهای شورشی در سراسر کشور مشاهده میکنیم؛ آن هم حتی در شرایطی که رژیم اعدام اعضای مجاهدین خلق را افزایش داده است. این یک تصادف نیست، چرا که یک آلترناتیو دموکراتیک و سازمانیافته وجود دارد.
شورای ملی مقاومت ایران تحت هدایت خانم مریم رجوی، با حمایت کسانی که در این اتاق حضور دارند ـ که همگی ما از حامیان ایشان هستیم ـ دیدگاهی دموکراتیک را بر پایه انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، لغو حکم اعدام و یک جمهوری دموکراتیک غیرهستهای ارائه داده است.
کمپین فزاینده ارعاب و آزار و اذیت توسط طرفداران فرزند شاه علیه اعضای جامعه ایرانی نیز به شدت نگرانکننده است. برخی از عناصر درون این جریان، به جای پذیرش گفتمان دموکراتیک، به تهدید، فحاشی و در واقع خاموش کردن صداهای مخالف روی آوردهاند. آنچه به ویژه مایه نگرانی است، گزارشهایی از تمجید و تطهیر آشکار ساواک است. ساواک را به یاد دارید؟ پلیس مخفی مخوف شاه؛ که نه دوستدار آزادی بود، نه حامی آزادی و نه دوست مردم ایران. میراث آنها مترادف با سرکوب، شکنجه و نفی آزادیهای اساسی است.
تحقیقات اخیر رسانههای آلمانی نشان داده است که برخی از روزنامهنگاران هدف تهدید قرار گرفتهاند، و بسیاری از ایرانیان مقیم انگلستان نیز اقدامات مشابهی از ارعاب و تهدید را به مقامات گزارش کردهاند. ملت ایران پیش از این یک بار دیکتاتوری را رد کرده است و هرگز نوعی از اقتدارگرایی را با نوع دیگری از آن معاوضه نخواهد کرد.
در این برهه حساس، حمایت طیفهای مختلف سیاسی در انگلستان از جایگزین دموکراتیکی که شورای ملی مقاومت ایران ارائه میدهد و همچنین از چشمانداز خانم مریم رجوی برای یک ایران آزاد ـ آرمانی که من و تکتک حاضران در این جمع در قلب داریم ـ رو به افزایش است.
در روزهای آینده، ایرانیان و هواداران آزادی از سراسر جهان در پاریس گرد هم خواهند آمد تا پیامی بسیار قدرتمند ارسال کنند؛ و آن پیام این خواهد بود: «نه به اعدام، آری به جمهوری دموکراتیک.»
هیئت برجستهای از نمایندگان هر دو مجلس بریتانیا در این تجمع تاریخی شرکت خواهند کرد تا حمایت خود را از طرح ده مادهای دموکراتیک خانم رجوی و دولت موقتِ تازه اعلامشده، ابراز دارند.
به باور من، این ابتکار عمل نقشهراهی معتبر به سوی انتخابات آزاد، حاکمیت مردم ایران و مقاومت دموکراتیک و سازمانیافته آنها ارائه میدهد. نمایندگان پارلمان انگلستان تأکید میکنند که آینده ایران نه به حکومت مذهبی حاکم تعلق دارد و نه به احیای نظام پادشاهی، بلکه متعلق به استقرار یک جمهوری دموکراتیک است که توسط خود مردم ایران و در آزادی کامل انتخاب شود. این تنها راه رو به جلو است؛ راهی که آزادی و حق انتخاب را به مردم هدیه میدهد.
این به معنای قرار دادن فوری سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای ممنوعه (تروریستی) است. این موضوع در جلسه قبلی ما نیز مطرح شد و اگر منصفانه بگوییم، دولت اعلام کرده که چنین قصدی دارد؛ اما من میخواهم این اقدام را همین امروز ببینم، نه هفته آینده یا هفتههای بعد؛ ما میخواهیم این اتفاق بلافاصله رخ دهد. علاوه بر این، انگلستان باید وارد گفتوگوی سیاسی با دولت موقت شورای ملی مقاومت به عنوان یک آلترناتیو دموکراتیک شود.
ما میتوانیم به سیاستی مبتنی بر امید واهی به اصلاح این رژیم در آینده ادامه دهیم؛ اما بله، گرگ هرگز اصلاحشدنی نیست و اگر فرصت پیدا کند، همچنان به دریدن گوسفندان ادامه خواهد داد. یا اینکه میتوانیم در کنار مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنان که به دنبال بنای یک جمهوری آزاد، دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین و دولت هستند، بایستیم.
بنابراین، به خاطر صلح، آزادی و ثبات، دولت انگلستان باید مردم ایران را انتخاب کند. تکتک افراد حاضر در اینجا در درجه اول مردم ایران را انتخاب میکنند. همه افراد در این اتاق، مردم ایران را برخواهند گزید. دولت ما نیز باید مردم ایران را انتخاب کند.
من از همه حاضران در این اتاق تقاضا دارم که به دعا برای آزادی، رهایی و دموکراسی مورد خواست مردم در ایران ادامه دهند. من هر روز در دعاهای خود به این امر متعهد هستم.بسیار سپاسگزارم».
استرون استیونسون
در قلب مبارزه مردم ایران کانونهای شورشی مجاهدین خلق ایستادهاند
این زنان و مردان جوان و شجاع که ترس و تسلیم را به یکباره پس زدهاند
نماینده یکی از برجستهترین جنبشهای مقاومت در جهان معاصر هستند
بسیاری از آنان بازداشت و شکنجهها را تحمل میکنند و جان خود را فدا میکنند
با این حال شجاعت آنها همچنان الهامبخش میلیونها انسان است
مردم ایران حکومت دینی و سلطنت را رد کرده و خواستار جمهوری هستند
آنان حکومتی پاسخگو را بر امتیازات موروثی ترجیح میدهند،
مبارزهای که امروز در ایران جریان دارد
تجلی تمام آن چیزی است که در طرح ده مادهای خانم رجوی
گنجانده شده است
استرون استیونسون - نماینده پیشین پارلمان اروپا
در سراسر ایران، خشم و سرخوردگی مردم به اوج خود رسیده است. اعتصابات در محیطهای کاری گسترش مییابند، اعتراضات میان کارگران، بازنشستگان، دانشجویان و کشاورزان زبانه میکشند و هر تظاهراتی، شکاف فزاینده میان حاکمان و مردم را آشکارتر میسازد. هر شعار، فروپاشی اعتماد عمومی را به حکومتی برملا میکند که وعده عدالت داده بود، اما چیزی جز فقر و سرکوب به بار نیاورده است.
رژیم در مواجهه با این ناآرامیهای فزاینده، به قدیمیترین ابزار کنترل خود، یعنی ایجاد رعب و وحشت روی آورده است. آمار اعدامها به سطوح هولناکی رسیده است. زندانیان سیاسی، دگراندیشان و فعالان با پیگرد و سرکوب بیامان مواجهاند. از ۱۹ مارس (۲۹ اسفند) تاکنون، دستکم ۳۱ مخالف و دگراندیش به دار آویخته شدهاند که هشت تن از آنان از اعضای سازمان مجاهدین خلق بودهاند. ۱۱ تن دیگر از اعضای مجاهدین خلق نیز اکنون در آستانه اعدام قریبالوقوع و در صف مرگ قرار دارند.
هر چوبه دار هشداری است برای سرکوب مخالفتها؛ با این حال، تاریخ درس بزرگی به ما میآموزد: حکومتهای مستبدی که بیش از پیش به اعدام متوسل میشوند، به جای اقتدار، ترس خود را آشکار میسازند. حکومتی که میبیند زمین زیر پایش به لرزه درآمده، به طناب دار، سلولهای زندان و اتاقهای شکنجه چنگ میاندازد.
حکام ایران خطری را که با آن روبهرو هستند، به خوبی درک میکنند. آنان شاهد مقاومت فزاینده در سراسر کشور هستند؛ شجاعت جوانانی را میبینند که تن به سکوت نمیدهند و درمییابند که نسلی نو، ترس و تسلیم را به یکباره پس زده است. در قلب این مبارزه، کانونهای شورشی مجاهدین خلق ایستادهاند. این زنان و مردان جوان و شجاع، نماینده یکی از برجستهترین جنبشهای مقاومت مدنی در جهان معاصر هستند. آنها در شرایطی تحت فشارهای فوقالعاده فعالیت میکنند که دیکتاتوری مجهز به زندانها، شبکههای اطلاعاتی و نیروهای امنیتی را به چالش میکشند. اما فعالیتهای آنها نشان میدهد که روح مقاومت در تکتک استانها، شهرها و محلههای ایران زنده و پویاست. بسیاری از آنان با بازداشت مواجه میشوند، شکنجهها را تحمل میکنند و بسیاری جان خود را فدا میکنند. با این حال، شجاعت آنها همچنان الهامبخش میلیونها انسان است. آنان با نصب بنرها، ارسال پیامها، اقدامات علنی و نافرمانیها، ضعف رژیم را برملا میکنند. آنان به ایرانیان یادآور میشوند که تغییر هنوز ممکن است و ثابت میکنند که مقاومت سازمانیافته حتی در سختترین شرایط نیز پابرجا میماند. فداکاری آنان شایسته تقدیر و به رسمیت شناخته شدن از سوی تمامی کشورهای دموکراتیک است.
به طور همزمان، جامعه بینالمللی با واقعیت تلخی روبهروست: دو رویکرد در قبال ایران بارها شکست خورده است؛ نخست، مداخله نظامی. درگیریهای اخیر، محدودیتهای قدرت نظامی را به تصویر کشیدهاند. حملات هوایی میتوانند ساختمانها را ویران کنند، موشکها میتوانند به زیرساختها آسیب بزنند و عملیات نظامی میتواند فرماندهان را حذف و داراییهای استراتژیک را مختل سازد، اما بمبها و موشکها هرگز نمیتوانند دموکراسی بیافرینند.
دومین رویکرد شکستخورده، سیاست مماشات است. سالهاست که دولتهای غربی استراتژی خود را بر پایه دادن امتیاز، مذاکرات بیپایان و امید واهی به میانهروی از درون رژیم بنا کردهاند. هر دور از این بازی، از الگویی آشنا پیروی میکرد: تهران خواستار مشوقها میشد، تحریمها کاهش مییافتند، تعاملات دیپلماتیک گسترش مییافتند و رژیم فضایی برای تنفس پیدا میکرد. در این میان، سرکوبها ادامه داشت، زندانیان سیاسی پشت میلههای زندان ماندند، اعدامها ادامه یافتند، بیثباتسازی منطقه ادامه یافت، جاهطلبیهای هستهای پیش رفتند و شبکههای نیابتی توسعه یافتند.
از این رو، انتخاب پیش روی کشورهای دموکراتیک، فراتر از جنگ یا مماشات است. راه سومی نیز وجود دارد: راهی که شامل حمایت حداکثری از مردم ایران، اعمال فشار قاطع بر رژیم، پاسخگو کردن آن در قبال نقض حقوق بشر و به رسمیت شناختن اپوزیسیون دموکراتیکی است که خواستار برقراری یک جمهوری آزاد و مبتنی بر جدایی دین و دولت است.
اما در میانه این مبارزه تاریخی، خطر دیگری نیز سر برآورده است. برخی جریانها تلاش میکنند با تبلیغ بازگشت به سلطنت تحت رهبری رضا پهلوی، فرزند شاه مخلوع و منفور، از نارضایتی عمومی از حکومت مذهبی سوءاستفاده کنند. صحنههای اخیر در اروپا، بسیاری از ناظران را شوکه کرده است؛ حامیان رضا پهلوی به طور علنی نمادهای مربوط به ساواک، پلیس مخفی بدنام دوران شاه را به نمایش گذاشتند. آنها این نمادهای ساواک را در همینجا در لندن و سایر شهرهای اروپایی برافراشتهاند. نام ساواک همچنان یادآور مراقبتهای امنیتی، شکنجه، بازداشتهای خودسرانه و سرکوب سیاسی است. تلاش برای تطهیر چنین کارنامهای باید زنگ خطری برای تمامی حامیان دموکراسی باشد.
مردم ایران حکومت دینی و سلطنت را رد کردهاند. آنان خواستار جمهوری هستند؛ حکومتی پاسخگو را بر امتیازات موروثی ترجیح میدهند، خواستار نهادهای انتخابی به جای ساختارهای قدرت غیرانتخابی هستند و حاکمیت قانون را بر احکام حکومتی ارج مینهند. رضا پهلوی بارها خود را چهرهای دموکراتیک معرفی کرده است، اما سر باز زدن او از مواجهه با جنایات رخداده در دوران حکومت پدرش، تردیدها و نگرانیهای جدی برمیانگیزد. رهبری دموکراتیک واقعی مستلزم صداقت در برخورد با گذشته است. پاسخگویی، دموکراسی را تقویت میکند و فراموشی تاریخی، آن را ضعیف میکند.
حتی نگرانکنندهتر، نشانههایی از تعامل پهلوی با عناصر مرتبط با سپاه پاسداران است. پهلوی که فاقد هرگونه شبکه سازمانیافته در داخل ایران است، روی سپاه پاسداران بیرحم به عنوان عامل تغییر حساب باز کرده است. این درست مانند آن است که وینستون چرچیل میگفت: «من برای حفظ نظم پس از خلاص شدن از شر هیتلر، به گشتاپو نیاز خواهم داشت!»
مبارزهای که امروز در ایران جریان دارد، بسیار فراتر از تغییر چهرهها در رأس هرم سیاسی است؛ موضوع اصلی، پیریزی یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر ارزشهای جهانشمول است. این مبارزه بر سر برابری جنسیتی، آزادی بیان، آزادی تشکلها و عقیده، دادگاههای مستقل، انتخابات آزاد و احترام به حقوق بشر است؛ یعنی حق هر شهروند برای مشارکت در تعیین سرنوشت و آینده کشور خود. در واقع، این مبارزه تجلی تمام آن چیزی است که در طرح ده مادهای خانم رجوی گنجانده شده است.
همانگونه که عنوان نشست امشب نیز گواهی میدهد، ایران بر سر یک دوراهی ایستاده است؛ یک راه به گذشته بازمیگردد، به سوی دیکتاتوری، خواه با عمامه و عبا و خواه با تاج و ردا. راه دیگر رو به جلو دارد، به سوی دموکراسی، پاسخگویی و کرامت انسانی. به خاطر مردم ایران، برای ثبات منطقه و به خاطر خودِ آرمان آزادی، مسیر دموکراتیک باید پیروز و چیره گردد.بسیار سپاسگزارم.
سارا چندلر:
آزادی مردم ایران منوط به تغییر رژیم است
و تنها خود مردم ایران هستند که میتوانند به یک تغییر رژیم واقعی
و آیندهای دموکراتیک دست یابند
سارا چندلر - رئیس کمیته حقوق بشر کانون وکلای انگلستان و ولز ۲۰۱۴-۲۰۱۱ ـ دبیر کمیسیون حقوق بشر فدراسیون کانونهای وکلای اروپا
بسیار سپاسگزارم از اینکه امروز مرا برای حضور در این برنامه دعوت کردید. من به عنوان عضوی از جامعه حقوقی بینالمللی و دبیر کمیسیون حقوق بشر فدراسیون کانونهای وکلای اروپا — که نماینده وکلای سراسر اروپا است — سخن میگویم. این بیانیهای است درباره موضع ما در قبال وضعیت حقوقیِ دسترسی به عدالت و دفاع از حقوق بشر در ایران.
ما تشدید اعدامها، بهویژه در رابطه با دگراندیشان سیاسی و البته اعتراضات ماه ژانویه را محکوم میکنیم. ما همچنین افزایش شمار زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، فقدان محاکمههای عادلانه، فقدان نظام قضایی مستقل و آزار و شکنجه زندانیان را محکوم میکنیم.
ما به شدت نگران پروندههای فعلی وکلای زندانی هستیم.
ما به رصد کردن بازداشت و زندانی شدن وکلایی که به دلیل انجام وظیفه خود در دفاع از معترضان به رژیم بازداشت میشوند، ادامه خواهیم داد. ما به آینده چشم دوختهایم و از طرحها و پیشنهادات «ائتلاف مقاومت» برای تشکیل یک «دولت موقت» پس از سرنگونی رژیم حمایت میکنیم؛ دولتی که مسئولیت برقراری نظم عمومی، حفظ عملکردهای حاکمیتی و سازماندهی و برگزاری انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس مؤسسان ظرف مدت شش ماه را بر عهده خواهد داشت.
پس از آن، نمایندگان منتخب مردم قدرت تصمیمگیری درباره آینده ملت ایران را خواهند داشت. بخشی از این دوران انتقال شامل تغییر بنیادین و کامل در نظام دادگستری، استقرار قوه قضاییه مستقل، تضمین محاکمههای عادلانه، دسترسی همگانی به عدالت و البته پایان دادن به زندانی کردن وکلا به دلیل انجام وظایف حرفهایشان خواهد بود.
ما به رهبری خانم رجوی و همچنین نقش برجسته زنان در رهبری اعتراضات، هدایت مقاومت مدنی و مخالفتها درود میفرستیم. مشارکت آنها در مواجهه با یک حکومت مذهبی و در برابر تبعیضها، محدودیتهای اجتماعی و سرکوبهای سیاسیِ اعمالشده بر آنان — که همواره با تهدید به حبس، شکنجه و مجازات مرگ همراه بوده — بسیار شجاعانه است. مشارکت کامل و برابر زنان در آینده ایران، انقلابی دموکراتیک را رقم خواهد زد که به حقوق بشر همگان احترام میگذارد.
من سخنان خود را با این جمله به پایان میبرم: «آزادی مردم ایران منوط به تغییر رژیم است و تنها خود مردم ایران هستند که میتوانند به یک تغییر رژیم واقعی و آیندهای دموکراتیک دست یابند.» حمایت ما در انگلستان و همچنین حمایت دولت ما، اکنون باید بر روی این هشت مطالبه سیاسی متمرکز شود که زمینهساز تغییر برای آینده مردم ایران است. ما در کنار شما ایستادهایم و با صدای بلند فریاد سر خواهیم داد: «زنده باد انقلاب دموکراتیک برای یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک.»با سپاس از شما.
لرد همیلتون - عضو مجلس اعیان انگلستان
بسیار سپاسگزارم، جناب رئیس. من در ابتدا به دلیل بیرحمی و سبعیت رژیم ایران از این سازمان حمایت کردم.
بنابراین، ما به طور قطع در یک نقطه عطف قرار داریم و من با عنوان (تیتر) پیشِ رویمان موافقم که این وضعیت تا حدی یک نقطه بحرانی و سرنوشتساز است. و باور ندارم که رژیم ایران بتواند برای مدت طولانیتری دوام بیاورد، زیرا من معتقدم اقتصاد ایران امروز واقعاً تحت مجازات و فشارهای بسیار بسیار سختی قرار گرفته است.
گمان نمیکنم پسر خامنهای همان نفوذی را بر ایران داشته باشد که پدر او داشت. با این حال، اگر معنای تغییر رژیم را انتقال قدرت بدانید — یعنی انتقال قدرت از آیتالله به جریان سپاه پاسداران — این برای کسانی که خواهان دموکراسی و آزادی در ایران هستند تفاوت چندانی ندارد.
اینکه چه بر سر آزادی و دموکراسی در ایران خواهد آمد و سرنوشت پاسخگو کردن این افراد قاتل چه خواهد شد را نمیدانم، اما ما در یک نقطه عطف قرار داریم؛ در لحظهای که من فکر میکنم رژیم واقعاً احساس آسیبپذیری شدیدی میکند. با این حال، برای همه شما در آینده آرزوی موفقیت دارم. من شما را به خاطر شجاعتی که در طول این مدت طولانی در این مبارزه از خود نشان دادهاید تحسین میکنم و امیدوارم که این تلاشها به نتیجه برسد — که در نهایت نیز چنین خواهد شد، اگرچه ممکن است زمان بیشتری طول بکشد تا شاهد بازگشت دموکراسی به ایران باشیم. با آرزوی بهترینها برای همه شما.متشکرم.
