از پیامهای مسعود رجوی درباره مذاکره، عقب‌نشینی و زهر خوردن رژیم آخوندی

۱۴۰۵/۳/۲۸

از پیامهای مسعود رجوی درباره مذاکره، عقب‌نشینی و زهر خوردن رژیم آخوند 

درباره مذاکره و عقب‌نشینی

و زهر خوردن رژیم آخوندی

مسعود رجوی-۷ آبان ۱۳۸۶

 

گفته‌ایم و تکرار می‌کنیم که می‌خواهیم رژیم هر چه سریع‌تر پس بنشیند.

در اینصورت قیمت هر چه کمتری می‌پردازیم. از این رو، با قطع و یقین می‌گوییم: بفرمایید عقب بنشینید، خواهش می‌کنیم عقب بنشینید و واپس بتمرگید! در اینصورت مردم ایران و جوانان مبارز و مجاهد این میهن، خوب می‌دانند شما را با ارتش قیام، چگونه جارو کنند و به زباله‌دان تاریخ بریزند!

۲ فروردین ۱۴۰۵

۱-پس از ۳۶ سال و ۹ ماه از سلطنت خامنه‌ای، ولی‌فقیه جدید ”کینگ مجتبی خامنه‌ای دوم“ بر تخت ولایت نشست. ولایت فقیه هم موروثی شد. حاصل سیاسی آن قبل از هر چیز پس زدن و پرتاب بچهٔ شاه به عقب است. یعنی تا وقتی آن یکی هست و تعیین‌تکلیف نشده، قیمت این یکی در بازار سیاست داخلی و منطقه‌یی و بین‌المللی کیفاً کمتر است. اگر کسی می‌خواست بچهٔ‌شاه را بر تخت بنشاند باید او را بلافاصله پس از هلاکت خامنه‌ای ”صدا می‌زد“ و به‌رسمیت می‌شناخت. اما یک هفته گذشت نه از بالا و نه از پایین خبری از ”صدا و رضا“ نشد و خبرگان، مجتبی را در یک هفته ”آیت‌الله“ کرد و بر تخت نشاند. در حالی‌که یک روز هم نباید به خبرگان فرصت می‌دادند. این نکته را زودتر از همه حسن روحانی رئیس‌جمهور اسبق رژیم و شاهزاده حسن خمینی دریافتند و سریع و خاضعانه بیعت کردند.

در زورآزمایی‌های پیشین هم دیدیم که خامنه‌ای در مقام ولایت رقیبان قدرتمندی مانند ”اکبر شاه“ و خاتمی و موسوی و روحانی را که تقاضای رفراندوم هم داشت، یکی پس از دیگری در هم پیچید و کنار گذاشت. اکنون در جنگ شاهزادگان هم دیدیم که مجتبی، حسن و رضا را در هم پیچید! این معنی مشخص انتخاب بچهٔ خامنه‌ای در عرصهٔ سیاسی و جنگ جانشینی در میان ورثهٔ شیخ و شاه است.

اما آیا این به‌معنی پایان ماجراست؟ خیر، جنگ قدرت پایانی جز مرگ ندارد. مگر این‌که از اساس فکر کسب قدرت را به کناری گذاشته و هم‌چون مقاومت ایران از روز نخست، عاری از هر گونه ابهام و تکلف و تعارف، هم‌چنان که مریم تأکید کرده است، بنا را بر انتقال قدرت و رأی ملت بگذاریم.

۲- ”جنگ بشردوستانه“ که تکیه کلام بچهٔ شاه است، منتهای ابتذال و دجالیت است. مضحک و حاکی از فقدان بینش سیاسی و تاریخی است. جنگ‌ها برای منافع مشخص صورت می‌گیرند و نقطهٔ عزیمتی جز این ندارند.

۳-جنگ و بمباران، فرصت قیام نمی‌دهد. حتی برعکس رژیم از آن به‌عنوان سپر بلا، برای بستن شکافها و عجالتاً برون‌رفت از سایر بحرانها یا سرپوش گذاشتن بر آنها، استفاده می‌کند.

۴- فرضیه ”فروپاشی“ هوایی و خودبه‌خودی که عمود خیمهٔ شاه‌پرستان و مرکز ثقل بافته‌های میان‌تهی بچهٔ شاه است، به‌کلی باطل و موهوم است. نشان می‌دهد که او از مبانی ساختار رژیم ولایت فقیه و تاریخچهٔ آن بی‌اطلاع است و از آن فهمی ندارد.

این رژیم از هوا فرو نمی‌پاشد. از زمین و توسط یک نیروی مشخص، فروپاشانده و سرنگون می‌شود. فروپاشی خودبه‌خودی و قیام خودبه‌خودی جواب ندارد.

۵-سرنگون کردن رژیم ولایت فقیه نیازمند نیروی جنگنده و رزم‌آور بر روی زمین است. تشکیلات و سازمان رزم و ایدئولوژی مشخصی هم می‌خواهد. ”گارد جاویدان“ کاغذی نیست که بتوان آن را یک‌شبه با پروپاگاند و هوچیگری درست کرد. اگر می‌شد، چرا با ۴۷ سال تأخیر؟

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط