وقتی زندانی زیر حکم اعدام هم صدایش را بلند میکند؛ دیوار ترس رژیم شکسته است
۱۴۰۵/۵/۲۵
از انگشتر طلا در زندان دهه ۶۰ تا همیاری از پشت میلهها؛ یک تغییر بزرگ در زندانهای رژیم
درود میفرستیم به متین و راه حلی که پیشنهاد میکرد، در واقع حمایت از مقاومتی که چندین دهه تجربه رو داره و این حمایت رو ما شاهد بودیم در همین ایام گذشته در رژه بزرگ ملی یا جشن استقلال که برخی توصیف میکردند، منظورم برنامه همیاری با سیمای آزادی هست، سیامین گلریزان همیاری با سیمای آزادی که در اون جلوهای از این حمایت از مقاومت اصیل مردم ایران رو میشد توش دید. این همیاری فیالواقع شگفتی خاص خودش رو داشت. یکی از این شگفتیها اعلام همیاری با سیمای آزادی از طرف زندانیان سیاسی دربند رژیم بوده. یعنی کسانی که همین امروز در زندانهای رژیم هستند و بعضاً زیر حکم اعدام بودند ولی اونها هم شجاعانه حمایت خودشون رو از این رسانه اعلام کردند. همراه هستیم در این بخش از برنامه با خانم شیلان نینوایی، از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ و از جمله شاهدان اعدام و قتل عام زندانیان مجاهد و مبارز در تابستان ۶۷.
خانم نینوایی، با شناختی که شما از فضای داخل زندانهای رژیم دارید، این پدیده اعلام حمایت زندانیان سیاسی از سیمای آزادی رو در این برنامه همیاری چگونه ارزیابی میکنید؟
من فکر میکنم این اتفاق از دو جهت خیلی معنی داره. یکی اینکه دیوار سانسور شکسته شده داخل زندانها، یکی هم اون ترسی رو که رژیم همیشه سعی میکرد با اعدام ایجاد کنه، شکسته شده.
وقتی این خبرا رو میشنوم ناخودآگاه برمیگردم به زندانهای دهه ۶۰ و اون زمانی که خودمون توی زندان بودیم. ما تقریباً هیچ ارتباطی با بیرون نداشتیم، نه تلفن داشتیم، نه مرخصی و نه ملاقات حضوری. تنها ارتباطمون ملاقاتی بود از پشت شیشه با گوشی، که اونم تنها به اینم راضی نمیشدند و یه مامور همیشه پشت سرمون ایستاده بود و حرفا و حرکاتمون رو کنترل میکرد. یعنی نه تنها بدنامون زندانی بود بلکه صدامون را هم حبس کرده بودند.
یادمه اولین همیاری که از داخل زندان کردم، یه انگشتر طلا بود که در اون زمان ما هیچ راهی برای بیرون فرستادنش نداشتیم چون وسیلهای رو هم نمیتونستیم از داخل زندان به بیرون بفرستیم. بنابراین اونو اونقدر نگه داشتم تا وقتی که دوست خوبم شهید طیبه حیاتی داشت آزاد میشد که اون انگشتر رو با خودش برد تا زمانی که بتونه به سازمان وصل بشه اونو به دست سازمان برسونه.
حالا اینو مقایسه کنید با امروز؛ زندونی، زندان در واقع، از همون داخل زندان پیام میده، موضعش رو اعلام میکنه و حتی در همیاری با سیمای آزادی شرکت میکنه، اون هم بعضاً زندانی که خودش زیر حکم اعدامه.
شکستن طلسم اعدام؛ وقتی طناب دار دیگر ابزار ترس سابق نیست
به نظر من این خیلی فراتر از یک کمک مالیه. این یعنی اون دیواری که رژیم میخواست بین زندانی و دنیای بیرون بکشه، دیگه مثل گذشته عمل نمیکنه. اما یه وجه دومی هم داره که شاید حتی مهمتر باشه و اون شکسته شدن طلسم اعدامه. رژیم اعدام نمیکنه فقط برای اینکه یک نفر را از بین ببره، اعدام میکنه که بقیه هم بترسند.
حالا وقتی کسی که خودش زیر حکم اعدامه، از همون زندان اعلام حمایت میکنه و میگه من هم در این همیاری هستم، یعنی ابزار ترس رژیم داره کارکرد خودش رو از دست میده و این رو فقط در زندانیان سیاسی ما نمیبینیم؛ امروز شاهد اعتراض و اعتصاب زندانیان عادی هم علیه اعدام هستیم. خانوادههاشون هم بیرون زندان اعتراض میکنند، یعنی مخالفت با اعدام داره از محدوده یک زندانی یا یک جریان سیاسی فراتر میره و به یک اعتراض گستردهتر تبدیل میشه.
البته به نظرم نقطه عطف این جریان بعد از قتل عام ۶۷ بود. اون موقعی که هزاران زندانی بدون اینکه از موضعشون کوتاه بیان ایستادند و به مرگ بیا بیا گفتند و اثر اون ایستادگی باقی موند و استمرار پیدا کرد. بعد از اون زندانی دیگه فقط در موضع دفاع از خودش و تحمل فشار نیست. موضع میگیره، اعتراض میکنه و حتی اگه زیر حکم اعدام هم باشه وارد عمل میشه.
برای همینه وقتی امروز این همیاری رو میبینم برای من نشونه یک تغییر خیلی عمیقه که دیوار سانسور شکسته و ترس از طناب دار هم دیگه اون قدرت سابق رو نداره.
بله، خیلی ممنون. من در این رابطه نکاتی هم دارم. اجازه بدید که قبل از اینکه سؤال بعدی را مطرح کنم، اول یک تماس که هموطنان... بشنویم در رابطه با همیاری، بعد من ادامه گفتگو رو با شما ادامه خواهم داد. خواهش میکنم.
حتما.
با درود و عرض ادب خدمت مجری گرامی و همه عزیزان دستاندرکار سیمای آزادی. اینجانب مهرداد، کشاورز و اهالی سیاهکل. مایلم صمیمانه برگزاری موفقیتآمیز سیامین گلریزان همیاری سیمای آزادی رو به همه دستاندرکاران این برنامه و همچنین به تمامی ایرانیانی که از داخل و نقاط مختلف جهان با احساس مسئولیت و همدلی در آن شرکت کردند تبریک و خداقوت عرض کنم.
به نظر من موفقیت این دوره از گلریزان تنها در میزان مشارکت و کمکهای جمعآوری شده خلاصه نمیشود، بلکه نشاندهنده پیوند و همبستگی انسانهاییست که با وجود همه دشواریها به سرنوشت میهن خود احساس مسئولیت دارند. همراهی گسترده پیام امید و ایستادگی را به جامعه منتقل میکند.
این همیاری در سالی که برادر مسعود آن را سال جنگ جنگها و آزمایش آزمایشها نامیدند، نشانهای از پایداری و ادامه مسیریست بر پایه امید، تلاش و فداکاری بنا شده است. همچنین فعالیتهای مقاوم و طرح ده مادهای خواهر مریم برای بسیاری تصویری از آیندهای مبتنی بر آزادی، عدالت و حاکمیت مردم ارائه میکند.
امیدوارم روزی فرا برسد که مردم ایران بتوانند در سایه آزادی، عدالت و آرامش، ثمره تلاش و زحمات خود را ببینند و کشاورز، کارگر، معلم و همه زحمتکشان این سرزمین با عزت و رفاه زندگی کنند. برای همه شما آرزوی سلامتی، موفقیت و سربلندی دارم. بدرود.
از پشت میلهها تا جامعه؛ مقاومت زندانیان بازتاب مقاومت مردم است
بله، ما هم درود میفرستیم به مهرداد از سیاهکل و صحبتهایی که کرد رو شنیدیم در رابطه با تاثیرات همیاری. خانم نینوایی، شما الان اشاره کردید به اینکه این پیامی که یک زندانی میفرسته در واقع اون ترسی که میخواد رژیم ایجاد کنه رو در واقع... اون ترس رو در هم میشکنه. میخواستم بپرسم که این حرکت چه تاثیرات دیگهای تو کل جامعه یا تو خود همین همیاری شما شاهد بودید که داشت؟
در ابتدا اجازه بدین منم درود بفرستم به برادرمون مهرداد و پیامی که دادند. من فکر میکنم این اتفاق رو باید بیایم تو یک تصویر بزرگتر ببینیم. مقاومتی که امروز داخل زندان میبینیم، جدا از چیزی که در جامعه میگذره نیست. وقتی مقاومت سراسری در بیرون رشد میکنه، وقتی کانونهای شورشی گسترش پیدا میکنند و فضای اعتراض در جامعه بالا میره، طبیعیه که اثرش به داخل زندان هم برسه. زندانی میبینه که بیرون از اون دیوارها مقاومت ادامه داره و چون خودش رو جدا از اون نمیبینه، از داخل زندان هم موضع میگیره. اعتراض میکنه و حتی میتونیم بگیم تو همیاری سراسری هم شرکت میکنه.
