یک داستان کوتاه در باره حذف ارز ترجیحی و پیامدهای خوب و بد آن

عامل اصلی گرانی‌ کالاها چیست؟

اخیرا مهدی مسعودی، رئیس  ارگان حکومتی کمیسیون کشاورزی اتاق تعاون ایران، اعلام کرد گرانی‌های فعلی کالاهای اساسی «هیچ ارتباطی به جنگ ندارد» و عامل اصلی آن حذف یک‌شبه ارز ترجیحی ۲۸٬۵۰۰ تومانی در دی‌ماه ۱۴۰۴ بوده است.

مسعودی: «این اتفاق یک شبه افتاد و ارز رو برداشت خب یه دفعه حتی ببینید پنج شش برابر هزینه های تولید رفت بالا اصلا مشخصه دیگه اشاره قیمت ذرت و سویا رو ببینید که آقا چقدر بوده بعد ارز ترجیح چقدر شده حالا اینکه یه شبه برداشتند چرا برداشتن چرا تو اون مقطع چرا نگفتند این خودش یه مقداری هم جای سوال بود ببینید شوخی نبود شما بالای مثلاً ۱۰ ۱۲ ۱۴ میلیارد دلار واردات همین نهادهاست برای ارز ترجیح را که برداشتند یک دفعه یک شوک قیمتی وارد شد به صنعت ...به شما قول میدم اثر برداشتن ارز ترجیحی حالا برید کارشناسان اقتصادی به مراتب بیشتر از اثر جنگه»

به گفته این کارشناس حکومتی، این تصمیم باعث شد

  • هزینه تولید محصولات کشاورزی، دام و طیور دقیقاً ۶ برابر افزایش یابد.
  • قیمت نهاده‌های وارداتی (ذرت، سویا و جو) ۳ تا ۴ برابر شد،
  • و اجرای ناگهانی آن اقدام، شوک قیمتی شدیدی به صنعت وارد کرد.

این اقدام چه منفعتی برای رژیم داشت؟ یا به زبان دیگر، میزان منابع مالی آزادشده برای دولت از این اقدام چقدر بود؟
بیایید حساب کنیم

  • واردات سالانه نهاده‌های دامی حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار است.
  • پیش از حذف، دولت سالانه حدود ۱۲ میلیارد دلار ارز ترجیحی تخصیص می‌داد که با حذف ارز ترجیحی حدود ۵۷۲ هزار میلیارد تومان (۵۷۲ همت) — معادل تقریبی ۷٫۵ تا ۱۰ میلیارد دلار — به جیب دولت وارد شده است.

دولت این پول به‌دست آمده را کجا خرج می‌کند؟
پاسخ تقریبا روشن است: چیزی به مردم نرسیده اما هزینه‌های جنگ و سرکوب هم چنان ادامه دارد!

ضروری است ببینیم پیامدهای عملی آن طرح برای مردم (۶-۷ ماه پس از اجرا) چه بوده است؟
نتایج تا تیر ۱۴۰۵ ویرانگر بوده است، به این نکات نگاه کنید:

  • هزینه تولیدات دام و طیور ۴ تا ۶ برابر افزایش یافته.
  • قیمت نهایی: مرغ از حدود ۱۴۰ هزار به ۲۴۰ تا ۲۶۰ هزار تومان جهش یافته،
  • جهش مشابهی در قیمت تخم‌مرغ، لبنیات، روغن و سایر پروتئین‌ها روی داده است.
  • گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های همین نظام حدود ۸۰ درصد گرانی کالاهای اساسی را به این سیاست نسبت می‌دهند.

آیا این اقدام، یک اقدام تصادفی بود؟

آیا از روی ناآگاهی بود؟
برای عبور از آن چه می‌توان کرد؟

واقعیت‌ها می‌گویند رژیم برای تامین کسری بودجه و تامین هزینه‌های جنگ خارجی و سرکوب داخلی، نیازهای پولی‌اش را همیشه این طوری جبران می‌کند.

برای عبور از این وضعیت که پیوسته تکرار هم می‌شود، راستی جز انقلاب چه راه دیگری باقی مانده؟

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط