تشییع جنازه ستمگر نمیتواند حقیقت را دفن کند
۱۴۰۵/۴/۱۸
مقاله استراون استیونسون در سایت تاونهال
استراون استیون نماینده پیشین پارلمان اروپا در مقاله ای در سایت تاونهال با عنوان «تشییع جنازه ستمگر نمی تواند حقیقت را دفن کند» از جمله می نویسد:
به مدت شش روز، رژیم آخوندی علی خامنهای، رهبر سابق، را در ردای شهادت میپیچد. جمعیتهای هماهنگشده دولتی، سیل عزاداران سیاهپوش، نمایشهای نظامی و نمایشهای با دقت طراحیشده ، تلاش خواهند کرد تا او را به نمادی از مقاومت ارتقا دهند.
نسلهای آینده باید او را به عنوان متولی اصلی یکی از وحشیانهترین دیکتاتوریهای مذهبی جهان به یاد داشته باشند. کمتر واقعه ای به اندازه قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸، این وحشیگری را به وضوح نشان میدهد. بیش از ۳۰۰۰۰ زن و مرد، که بسیاری از آنها در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان بودند، قبل از اعدام و دفن در گورهای دسته جمعی مخفی، در مقابل "کمیسیونهای مرگ" بدنام، با دادرسیهای فوری روبرو شدند، صرفاً به دلیل سوگند وفاداری به جنبش اصلی اپوزیسیون دموکراتیک - مجاهدین خلق ایران (PMOI/MEK). کارشناسان حقوق بشر، مقامات سازمان ملل متحد و بازماندگان، دههها خواستار پاسخگویی در مورد آنچه جنایت علیه بشریت و نسل کشی محسوب میشود، بودهاند.
در طول این سالها، خامنهای از سیستمی که این جنایات را مرتکب شده بود دفاع کرد و بر رژیمی ریاست کرد که مصمم بود هم شواهد و هم خاطره قربانیان خود را پاک کند. حکومت او بر ترس استوار بود. آزادی بیان به یک جرم جنایی تبدیل شد. روزنامههای مستقل ناپدید شدند. رهبران اتحادیههای کارگری به زندان افتادند. وکلای حقوق بشر مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. دانشجویان، دانشگاهیان، هنرمندان، اقلیتهای قومی و جوامع مذهبی همگی دریافتند که مخالفت بهای ویرانگری دارد.
زنان ایرانی بار سنگینی را به دوش کشیدند. خامنهای حجاب اجباری را به نمادی از کنترل مطلق دولت تبدیل کرد. نسلهایی از زنان شجاع صرفاً به دلیل مطالبه ابتداییترین آزادیها با آزار و اذیت، زندان، خشونت و ارعاب روبرو شدند.
اعتراضات سراسری که پس از مرگ مهسا امینی فوران کرد، شخصیت واقعی خامنهای را آشکار کرد. جوانان ایرانی برای عزت، عدالت و آزادی راهپیمایی کردند. رژیم با گلوله، بازداشت خودسرانه، شکنجه و اعدام پاسخ داد.
با این حال، نفوذ بدخواهانه خامنهای فراتر از مرزهای ایران رسید. تحت هدایت او، سپاه پاسداران به موتور اصلی صدور افراطگرایی رژیم تبدیل شد.
به جای سرمایهگذاری ثروت عظیم نفتی ایران در مدارس، بیمارستانها، مشاغل و رفاه، میلیاردها دلار در جنگهای نیابتی ناپدید شد که ویرانی را برای لبنان، سوریه، عراق، یمن، غزه و فراتر از آن به ارمغان آورد.
تروریسم ایران محدود به منطقه باقی نماند. دیپلماتهای ایران اغلب در کنار ماموران اطلاعاتی خدمت میکردند.
در داخل ایران، تورم به شدت افزایش یافت. فساد رونق گرفت خامنهای بزرگترین دشمن رفاه مردم ایران در رأس نظام سیاسی این کشور قرار داشت.
شاید بزرگترین تراژدی در نحوه تحریف خود اسلام توسط خامنهای نهفته باشد. دین به ابزاری برای اجبار، سانسور، آزار و اذیت و ترس تبدیل شد.
اکنون هیچ گونه عزاداری نمیتواند یک دیکتاتور را به شهید تبدیل کند.
تاریخ سرانجام تبلیغات را از بین میبرد و هر مستبدی را به خاطر آنچه واقعاً به آن تبدیل شده بود، افشا میکند.
