حرف حساب ـ دود شدن مذاکره و تفاهم‌نامه

۱۴۰۵/۴/۲۶

سلام دوستان به برنامه حرف حساب خوش اومدید

ما توی این برنامه فقط حرف حساب میزنیم. وقتی سیرک و جنازه‌گردونی با هم یکی میشن، ترکیبشون چی میشه؟ ترکیبشون این میشه. 

این هفته خاکستر مذاکره و تفاهم‌نامه رو هم به باد دادن، ولی هنوز آتش در درون این رژیم شعله میکشه. 

همین که مردم هنوز آتیشتون ندادن، برید خودتونو شکر کنید.

انگلستان همین هفته بالاخره سپاه پاسداران رو توی فهرست گروه‌های تروریستی گذاشت. 

این هفته کف خیابون‌های شهرهای ایران شاهد اعتراض و اعتصاب مردم بود که به خاطر وضعیت بد معیشتی و خالی کردن جیب مردم توسط رژیم، دست به اعتراض زدن. 

 ما در کف خیابون...

پشت پرده‌ی سفر بچه‌ی شاه به هلند، شاه‌پرست‌ها سیاهی‌ لشکر یا فریب‌خورده؟ 

 به عنوان سیاهی‌لشکر استفاده کنن.

این هفته موشک لانگ مارچ ۱۰بی به صورت عمودی بر روی یک سکوی دریایی با موفقیت به زمین نشست که ما توی این برنامه به این موضوع اصلاً نمی‌پردازیم. 

بالاخره بعد از سه ماه و کلی کش‌وقوس و قایم‌موشک‌بازی، این هفته تونستن جنازه‌ی دیکتاتور ضحاک، یعنی خامنه‌ای رو دفن کنن. اما همین هم بدون برگزاری یک سیرک و کلی دلقک‌بازی پیش نرفت. این شما و این هم سیرک این هفته‌ی نظام. 

 برای کشورشون اومدن. اینا نه هوش مصنوعی‌ان، نه عراقی‌ان، نه بنگلادشی‌ان، نه پاکستانی. اینا ایرانی‌ان... 

 نه اصلاً هیچ وقت دعوتشون حرف نمی‌زنن. در حدی نبود که تلویزیون نشون می‌داد، کانال رو عوض می‌کردم. تو رو خدا منو ببخشید که دیر شناختمت... میگم شما منو دیدین دوست دارین، من شما رو ندیدم دوست دارم.

اما داستان اصلی این هفته: یکی بود، یکی نبود. یه مذاکره و تفاهم‌نامه‌ای بود که اصلاً دود شد رفت هوا. ولی همین مذاکره بلبشویی به پا کرد. اولش می‌گفتن که کی امضا کرده؟ کی بود، کی بود، من نبودم، دستم بود. بعد گفتن کیا امضا کردن؟ اولش گفتن ۱۲ نفر امضا کردن، بعد هی عدد رو بالا پایین کردن. مجتبی هم می‌خواست با یک ویراژ علی‌الاصول خودش رو در ببره. حالا این هفته هم اومد با یک پیام انتقام، تیم مذاکره‌ی رژیم رو گذاشت گوشه‌ی رینگ. اینجا بود که جلیلی هم با شعار انتقام خودش رو انداخت وسط ماجرا.

جلیلی: این انتقام چیست؟ چرا این فریاد بزرگ را ملت ما بیان می‌کند؟ ملت دفاع از حقوق خودش را می‌خواهد. اگر شما می‌گویید ما باید فلان حقوق‌مون را، کلاً اموال‌مون را واگذار کنیم، بزرگترین دارایی ملت ما، رهبری عزیزش بود. امروز حق این ملت، دفاع از این جایگاه، از این سرمایه بزرگ با انتقام است.

آقا شما تا حالا سخنرانی‌های الهام‌بخش دیدین دیگه؟ کجا دیدید یکی بیاد بگه که سرمایه‌ی ما انتقامه؟ آخه مگه میشه انتقام سرمایه باشه؟ اصل سرمایه‌ی یک کشور، مردمش هستن، نسل جوانشه، تاریخچه‌ی مبارزاتی‌شه، افتخارات ملی‌شه. آخه تا حالا کجا دیدین که انتقام سرمایه‌ی ملتی باشه؟ البته برای این رژیم، خب جای تعجبی هم نیست. وقتی نظام، بالاترین دارایی‌ش خامنه‌ای ضحاک باشه، خب باید هم سرمایه‌شون انتقام باشه. 

توی این داستان، رفتن از توی بیت خمینی، که تا الان زیر بلیت اینا نبود، یه جوجه‌خمینی درآوردن که براشون انتقام‌انتقام رو لک لک کنه. 

اما اون مسئولی که بخوابد و در فکر انتقام رهبر شهید نباشد، باید به وجدان خودش شک بکند.

اما این داستان سر دراز داره و به جاهای باریک کشیده. بعد از سنگ‌پرانی و شعار مرگ بر سازش‌کار و اینا، پزشکیان و مذاکره‌چی‌ها که ضربات رو خورده بودن و فعلاً هم میز مذاکره و تفاهم‌نامه چپ شده و شده موشک‌پرانی، خلاصه فرصت رو غنیمت شمرد که یه نیشگون این وسط بگیره، خلاصه حداقل یه جوری دلشو خنک کنه دیگه.

پزشکیان: وقتی تو صداوسیمای جمهوری اسلامی میگن نظامی‌ها یه طرف، دولتی‌ها یه طرف، این یعنی شکاف. بنده خودم رو از نیروی نظامی نه تنها جدا نمی‌دونم بلکه باعث عزت و سربلندی خودم می‌دونم و با قدرت ازش دفاع می‌کنم. اون آدم تو صداوسیما حق نداره بگه دولت یکیه نظامی‌ها یکی‌ان. اون... اسرائیل این حرف رو می‌زنه که او داره این حرف رو می‌زنه.

خب، این رو شنیدید. اما یک تاکتیک دیگه‌ی این باند اینه که با کابوس فیلترینگ و خیلی موضوعات دیگه، یک دوگانه‌ی غیرواقعی بسازه، که حالا بیا و ببین.

من مطمئن هستم اینا به محض اینکه شرایط دوباره آروم بشه، شروع می‌کنن دو قطبی ساختن. حتماً میرن سمت حجاب، حتماً میرن دوباره سمت اینترنت، حتماً میرن دوباره سمت یک چیزهایی که برای مردم تمام شده هست.

این یکی به خیال خودش خیلی زرنگه. مثلاً فکر میکنه که با جابجا کردن دوگانه‌ی مردم علیه نظام و تبدیل اون به دوگانه‌ی طرفداران انتقام و طرفداران مذاکره، می‌تونه این دو قطبی اصلی رو مخدوش کنه. ببین، دوران اون خودِ اِ کردن‌ها گذشت. این دیگه خیلی نخ‌نماست. حالا تا اینجا که دیدید، دعوا تو رأس نظام بود. پایین‌تر که بیاد، سطح دعوا به اینجاها میکشه، مَمَد سامتینگ و اینا.

ترامپ به تازگی گفته که، به آقای قالیباف گفته محمد سامتینگ. یعنی به چیز خودمون، ممد فلانی، ممد چی‌چی، ممده، اینجوری، یه چیز. می‌دونید چرا این با شما اینجوری صحبت می‌کنه؟ چون شما رو در اون حد ندیده که بیاد مذاکره کنه. که بگه که، آها اسمتو هنوز نمی‌دونه بگه آقای قالیباف. شما تیم مذاکره‌کننده چون دائماً دارید دروغ میگید، می‌رید با دشمن می‌بندید، با اونا یه چیز دیگه می‌گید، می‌آید به مملکت خودمون به مردم خودمون یه چیز دیگه میگید، صادق نیستید، دروغگویید، رئیس کل دروغگوها، سلطان دروغگوها عباس آقاخانه، عباس عراقچی. می‌شی ممد سامتینگ و عباس سامتینگ و، حالا این پزشکیان حالا گورباچوفه، من قبولش ندارم، ولی دروغ نمیگه لااقل، شما استاد دروغگویی هستید، خجالت بکشید از این همه دروغ.

این که دیدید، این مثلاً سوشال مدیا اینفلوئنسرشون بود. اما این یکی که الان می‌بینید، این اصلاً می‌خواد کبابشون کنه. کباب واقعی‌ها، ببینید.

شنیدم آقای پزشکیان ناراحت شده که توی خیابون مردم بهش گفتن مرگ بر سازش‌کار. آقا شما با امضای قاتل رهبر ما با افتخار عکس گرفتی، همین که با لباس زن فرار نمی‌کنی برو خودتو شوک کن. همین که مردم هنوز آتیشتون ندادن برید خودتونو شوک کنید، توبه کنید برگردید.

این رو که دیدید، توش نکات خیلی زیادی هست. اما ما ازش می‌گذریم. 

حالا نتیجه‌ی این داستان. ببینید، مذاکره که اصلاً تموم شد و رفت. تفاهم‌نامه که اصلاً دود شد. ولی جرگه‌ی همون، شد آتشی به دامن نظام که این جناح می‌خواد اون یکی جناح رو آتیش بزنه. میگه اصلاً شانس آوردی که آتیشت نزدم. یعنی نگاه کنید، در تصورات و تخیلاتشون چیزهای دیگه میگذره‌ها.

حالا این داستانِ مذاکره، بعضی از نفرات رژیم رو به هذیان‌گویی انداخته. گرچه هذیان‌گویی تو این رژیم از روز اولش بوده، مثلاً خمینی می‌گفتش که اقتصاد مال خر است. اما حالا ببینید که این وضعیت چه به سر اینا آورده.

آقای طهماسبی در این واقعیت سه هیچ که جلوئیم، دستگاه دیپلماسی ایران هم بیاید و خودش رو در این موضوع با ما همراه کنه. من اینجا می‌خوام خیلی سریع این نکته رو عرض بکنم. اونم اینه که آقایون در دستگاه دیپلماسی موضوع مذاکره رو از ابزار به ایدئولوژی تبدیل نکنند.

دوستان، توهم رو ملاحظه کردید؟ فکر میکنه که نظامشون سه هیچ جلوئه. ولی مثلاً توی دیپلماسی پنج شش عقب هستن. تازه این نفرشونه که مثلاً رفته وار دیده، خیلی هم فوتبالی صحبت می‌کنه. تصورش رو بکنید اگر فکر می‌کردن که توی دیپلماسی هم سه هیچ جلو هستن، اون وقت صحنه مثلاً چی باید می‌بود؟ و اون وقت چه مطالباتی باید می‌داشتن؟ ببینید، این نتیجه‌ی داشتن چنین توهمیه.

نبایستی ترامپ رو طرف مذاکره قرار می‌دادیم. اصلاً. حالا ممکنه گفته بشه که خب پس چه بکنیم؟ عیبی نداره. می‌تونستیم تحقیرش کنیم. اگر می‌خواین مثلاً تبادل نظری بشه، رفت و آمدی بشه، خب عیبی نداره. دیگر اینکه بایستی ما یکی از خواسته‌هامون توی تفاهم‌نامه، تحویل ترامپ باشه.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط