فریاد یک مادر
۱۴۰۵/۴/۲۹
خشم یک مادر از حاکمیت دزد و تبهکار آخوندی
برید وقتی بلد نیستید و عرضه ندارید هیچ غلطی توی کشور من بکنید برید گمشین. برید مردم را دیگه به تنگ آوردید. مردم دیگه خسته شدن پدر مادرها دیگه خجالت میکشن جلو فرزندانشون دربها را رو به مهمان میبندن. شرم بر شما سفره ها رو خالی کردین بودجه کشور ما رو دزدیدین ما روی طلا و نفت و گاز نشستیم.
ما بزرگترین ثروت دنیا رو داریم ما ثروتمندترین مردم روی زمین هستیم ولی افسوس گداترین آدم روی زمین اونا ما رو فرض می کنن. لعنت به شمای مسئولی که مسئولیت پذیر نیستی جاتو خالی کن خالی کن خالی کن بی عرضه تو که وقتی بلد نیستی مملکت ما رو بگردونی ناموسمونو بر باد دادین جوانانمونو معتاد کردین و بدبخت کردین عدهای را هم که به سربازی اینا رو میکشونین به شهادت رسوندین. از جنگ دوازده روزه به این ور مردم روز خوش ندارن لعنت به توی مسئول بی مسئولیت که به خاطر جاهطلبیی خودتون آبروی مملکت ما ایران بردین زنانو به فساد کشوندین دخترهای ما رو بدبخت کردین خدا لعنتتون کنه انشاءالله که خدا اون دنیا از شما بپرسه شما حقالناس بزرگی رو به گردن دارین بچه های بی زبون دختر بچه های کوچک زیر آوار از ترس جنگ خواب ندارن خدا لعنتتون کنه شما رو خدا لعنتتون کنه
