جان‌های در گروگان

۱۴۰۵/۴/۳۱

بحران دارو و درمان

در این بخش از برنامه به یک موضوع مهم می‌پردازیم که جان‌ها رو به گروگان گرفته

به هم‌وطنانی فکر کنید که بیماری دارن که درد می‌کشد، کودکی دارن که به شیمی‌درمانی نیاز داره،

اما با شرایطی که بر بهداشت و درمان حاکم شده باید برای نجات جان عزیزانشون، در یک دوراهی قرار می‌گیرن که بین نان شب و هزینه‌های سرسام‌آور درمان یکی رو انتخاب کنن. و خیلی وقت‌ها داروی حیاتی اصلاً پیدا نشه!

و شرایط بدتر اینه که خانواده‌های کارگری و کم‌درآمد تحت هیچ شرایطی از پس هزینه‌های درمان برنمیان! متأسفانه این یک فرض و تصور خیالی نیست؛ واقعیت تلخیه که امروز میلیون‌ها هم‌وطن با اون دست‌وپنجه نرم می‌کنن.

اما این بحران از کجا نشئت می‌گیره؟ آیا فقط پای گرانی در میانه، یا دست‌های پنهان رانت‌خواری و هزارتوی فساد در این میان دخیل‌اند؟ در دقایقی کوتاه این موضوع رو بررسی می‌کنیم.

 در شرایطی که تورم عمومی کمر مردم رو خم کرده، هزینه‌های بهداشت و درمان جهشی وحشتناک داشته تا جایی که حتی آمارهای رسمی و مهندسی‌شده هم گواه این فاجعه‌ هستن.

بر اساس گزارش مرکز آمار رژیم، تورم ماهانه گروه بهداشت و درمان در خرداد ۱۴۰۵ به ۹.۴ درصد رسیده که ۳.۵ واحد درصد بیشتر از تورم ماهانه کل اقتصاد بوده.

بانک مرکزی هم نرخ‌های ۱۵.۶ و ۲۳.۱ درصدی رو برای فروردین و اردیبهشت ثبت کرده بود.

اگه تورم این سه ماه رو جمع بزنیم و تأثیر افزایش تورم هرماه بر تورم ماه قبل رو محاسبه کنیم می‌بینیم که طبق آمارهای حکومتی فقط در ۳ماه بهار ۱۴۰۵ تورم بهداشت و درمان بیش از ۵۵ درصد افزایش داشته!

روزنامه‌ی حکومتی خراسان به‌نقل از خانواده‌ی یک بیمار سرطانی  نوشته: «اواخر پارسال کف هزینه‌های درمان سرطان ۱۵۰ میلیون تومان بود اما الآن به حدود ۳۰۰ میلیون تومان رسیده، بیمه‌ها هم که همکاری نمی‌کنند و مردم مجبورند خودشان اقدام به تهیه لوازم جراحی کنند؛ شرایط برای مردم واقعاً سخت شده»  

روزنامه‌ی حکومتی توسعه‌ی ایرانی هم به نقل از یک خانواده‌ی کارگری نوشته: «برای شیمی‌درمانی کودک سرطانی ماهی ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون هزینه می‌کنیم» «ما مرزهای معمول تحمل را پشت سر گذاشته‌ایم؛ ما برای یک آمپول ساخت ایران آواره‌ایم»   

اما حالا موضوع از چه قراره؟ آیا پول نیست؟ یا محدودیتی هست؟

حسینعلی شهریاری، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس رژیم به یک نمونه اعتراف کرده و این‌طور گفته: «یک شرکتی که محصولات کمپانی «زیمر» آمریکا را وارد می‌کند» دقت کنید اسم شرکت رو نمی‌گه! «در سال۱۴۰۳ حدود ۳۷‌میلیون دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی دریافت کرده و در سال۱۴۰۴ نیز حدود ۱۸‌میلیون دلار ارز ۲۸‌هزار و ۵۰۰ تومانی به آن اختصاص‌یافته»

پس فقط یک شرکت واردکننده ۵۵ میلیون دلار ارز ترجیحی گرفته، این شرکت پروتز زانو و لگن وارد کرده، اما سرنوشت چی شده؟ همین شهریاری این‌طور اعتراف کرده: «این پروتزها عمدتاً فقط در برخی بیمارستان‌های خصوصی و در اختیار تعداد محدودی از جراحان خاص قرار می‌گیرد و توزیع عادلانه‌ای در سراسر کشور ندارد» یعنی بودجه‌ی دولتی رو گرفتن، اون‌هم ارز ۴۲۰۰ و ۲۸۵۰۰ که هر دو دستکم یک‌پنجم قیمت واقعی دلار بوده، بعد رفتن واردات رو به بیمارستان‌های خصوصی با قیمت بازار آزاد فروختن.

این فقط یک نمونه از اون هزارتوی فساد حکومتیه. اما واقعیت چیه؟ «کاسبان تحریم» که می‌گن یعنی همین‌که یکسری از این شرکت‌ها و وابستگان حکومتی با سوءاستفاده از این شرایط چپاول‌های نجومی انجام می‌دن.

روزنامه‌ی حکومتی اقتصاد هم نوشته: «بیشترین آثار تحریم‌ها بر زندگی چهار دهک درآمدی پایین جامعه واردشده است.»  

اگه مشکل تحریمه، پس چرا مردم برای خرید یک آمپول ساخت داخل آواره‌ی خیابان‌ها و داروخانه‌ها هستن؟!

چطوره که فقط یک شرکت ۵۵ میلیون ارز ترجیحی دریافت می‌کنه، واردات انجام می‌شه؛ ولی سر از بیمارستان‌های خصوصی درمیاره؟ اینجا تحریم نیست؟ چرا دهک‌های پایین باید بهای تحریم رو بپردازن؛

اما شرکت‌ها و آقازاده‌ها باید فربه‌تر و منتفع‌تر بشن؟ چطوره که بیمار شدن در خیلی از خانواده‌ها یعنی سقوط معیشت و اقتصاد؛ چون هزینه‌های درمان سر به فلک کشیده!

واقعیت اینه که آن‌چنان بیمه‌ها و تأمین اجتماعی رو چپاول کردن و خاک صندوق‌هاش رو به توبره کشیدن که چیزی باقی نمونده، ته‌مونده‌ی دارایی و بودجه‌ها رو هم مثل همین شرکت‌های واردکننده  داروساز، در هزارتوی فساد می‌برن و سر از بازارهای آزاد و سودهای آن‌چنانی در میاره؛

اما مردم باید شاهد رنج عزیزانشون در بیماری‌ها باشن! مشکل نه تحریم، نه کمبود منابع، نه شرایط اقتصادی که حکومت آخوندیه که تمام ایران رو خوان یغما می‌بینه و جز چپاول و غارت و سرکوب، دستاوردی برای مردم ایران نداشته و نخواهد داشت.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط