بحران مسکن و خانه‌به‌دوشی در وطن

خانه‌به‌دوشی مستاجران در ایران

دراین بخش از برنامه به یکی از عمیق‌ترین زخم‌های اجتماعی و اقتصادی میهنمون می‌پردازیم: بحران مسکن و پدیده تلخ و دردناک «مهاجرت اجباری مستاجران». داستانی از خانه‌به‌دوشی میلیون‌ها ایرانی که زیر بار اجاره‌های سرسام‌آور، مجبور به ترک خانه‌، محله و حتی شهرهاشون شدن. این فقط یک مشکل اقتصادی نیست؛ این تخریب پایه‌های آرامش و زندگی خانواده‌هاست.

اجاره‌بها در ایران، مدت‌هاست که از توان مالی طبقه متوسط و حتی بخش‌هایی از طبقه بالا خارج شده است. آمارهای رسمی و گزارش‌های میدانی، همه از افزایش‌ شوکه‌کننده اجاره بها حکایت می‌کنن.

تسنیم به نقل از داوود بیگی‌نژاد، نایب‌رئیس اول اتحادیه مشاوران املاک نوشته: «افزایش اجاره‌بها با درآمد مستاجران همخوانی ندارد و بسیاری از آن‌ها دیگر توان ماندن در محل سکونت قبلی خود را ندارند.»

این موضوع امسال نیست دو سال پیش خبرگزاری حکومتی ایسنا در خرداد ۱۴۰۳ نوشته بود: «بر اساس آمار بانک مرکزی، متوسط قیمت هر متر مربع مسکن در تهران در خردادماه ۱۴۰۳ به بیش از ۸۰ میلیون تومان رسید که نشان‌دهنده رشد چشمگیر در یک سال گذشته است. این در حالی است که متوسط نرخ اجاره‌بها نیز رشد مشابهی را تجربه کرده است.»

اما امسال قیمت متوسط مترمربع مسکن در تهران از ۱۸۰ میلیون تومان هم گذشته.

این‌ها فقط آمار و ارقام نیستن؛ این داستان زندگی خانواده‌هاییه که هر سال، کوچ می‌کنند. از محله‌ای به محله دیگه، از مرکز شهر به حاشیه، و حتی از شهرهای بزرگ به شهرهای کوچک‌تر و روستاها. که به این پدیده می‌گن «مهاجرت اجباری». این پدیده بیانگر، کاهش توان مالی خانوارهاست.

سال ۱۴۰۱ همشهری آنلاین نوشت: «تهران در حال تخلیه شدن از قشر متوسط و کم‌درآمد است و افراد مجبورند برای تامین سرپناه به شهرهای اطراف مانند پردیس، پرند و هشتگرد کوچ کنند.»

طی سالهای گذشته، تا دلتون بخواد رژیم وعده داده و سیاست اعلام کرده که، بازار اجاره رو ساماندهی می‌کنیم و از مستأجران حمایت می‌کنیم یا سقف افزایش اجاره‌بها مشخص می‌کنن! اما درعمل این طور نیست.

یک نمونه‌ی اون مشخص کردن سقف اجاره‌بها است که هرسال فقط یک وعده توخالیه که اعلام می‌شه ولی هیچ سازوکار اجرایی نداره. سال‌هاست که همین‌طوره. به یک نمونه توجه کنید. روزنامه‌ی حکومتی دنیای اقتصاد اردیبهشت ۱۴۰۳ نوشته: «سقف اجاره‌بها ابزاری ناکارآمد است؛ چرا که با سازوکارهای بازار همخوانی ندارد و صرفاً به پنهان‌کاری و تخلف در قراردادها دامن می‌زند»

یکی از دلایل اصلی این بحران، کمبود شدید عرضه مسکنه. رکود بی‌سابقه در بخش ساخت‌وساز، نه تنها به اشتغال آسیب زده، بلکه بازار رو بیش از پیش به نفع سوداگران و واسطه‌ها تغییر داده. این سوداگران چه کسانی هستن؟
به این آمار توجه کنید: طبق اعتراف‌های حکومتی در ایران، ۲ تا ۳میلیون خانه‌ی خالی وجود داره. بخش قابل توجه این خانه های خالی به بانک ها تعلق داره که سیاست‌هاشون هم به‌نفع همین سوداگران تنظیم شده.

اردیبهشت امسال خبرگزاری حکومتی تسنیم نوشته: «قوانین موجود به جای هدایت سرمایه به بخش تولید مسکن، موجب خروج سرمایه از این بازار شده است. این مسئله هم بر کاهش ساخت‌وساز و هم بر افت خرید و فروش واحدهای مسکونی تاثیر گذاشته.»

البته این رشد منفی ساخت‌وساز، سال‌هاست که بازار مسکن رو زمین‌گیر کرده. ۳ سال پیش خبرگزاری حکومتی مهر نوشته بود: «رشد منفی ساخت‌وساز در سال‌های اخیر، بازار مسکن را با کمبود عرضه مواجه کرده و به افزایش قیمت‌ها در هر دو بخش خرید و اجاره دامن زده است»

اما چرا فکری به‌حال این وضعیت نابسامان مسکن نمی‌کنن؟ واقعیت اینه که بازار مسکن بخشی از بدنه‌ی اقتصاد بیمار ایرانه، تورم افسارگسیخته و کاهش مداوم قدرت خرید مردم، عملاً پس‌اندازی برای خرید مسکن یا حتی پرداخت رهن و اجاره‌بها باقی نمی‌گذاره.

حالا شما کاهش مستمر ارزش پول ملی و رشد بالای نرخ تورم که در مواد خوراکی از ۱۰۰درصد هم گذشته رو به مجموعه این مشکلات اضافه کنید. تأمین نیازهای اولیه ازجمله مسکن بعضاً چالشی حل نشدنی در برابر خانواده‌ها قرار می‌ده و نتیجه‌ی اون آوارگی و ازهم پاشیدن خانواده و خیلی پیامدهای دیگه‌است.

در نتیجه باید گفت که «مهاجرت اجباری مستاجران» فقط یک عبارت نیست؛ این یک فاجعه انسانی و اجتماعیه که زندگی میلیو‌ها نفر از مردم ایران رو هدف قرار داده.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط