اعدام؛ آخرین سلاح رژیم یا نشانه ترس از جامعه؟

۱۴۰۵/۵/۱۳

وقتی حتی رسانه‌های حکومتی از موج مخالفت با اعدام نگران می‌شوند

گفتگو با صلاح عبدالله‌نژاد

امروز سه‌شنبه‌های نه به اعدام یکصدو سی دومین هفته خودش رو طی کرده و شاهد این هستیم که کارزار نه به اعدام موجب شکافهایی در درون رژیم هم شده است. در این قسمت از برنامه قصد داریم تا به این مسأله بپردازیم

اجازه بدهید قبل از این‌که سؤالاتم رو بپرسم قسمتی از حرفهای مجری تلویزیون رژیم رو بشنویم و بعد من سؤالاتم رو بپرسم:

گزارشگر: «شاید به شهروند یک کشوری که اصلاً خبر نداره تو دنیا چی داره می‌گذره و سرش گرم کار و زندگی خودش است بگی که تو یک کشوری در کره زمین اونهایی که چند نفر رو تو ملأعام به طرز وحشیانه و فجیعی آتیش زدند و کشتند و خانواده‌هایی رو داغدار کردند و امنیت مردم رو که مهم‌ترین شاخصه زندگی توی کشور است توی منطقه از بین بردند و از عوامل فشار خارجی به اون کشور شدند حالا قرار است قصاص بشوند تا این کار توسط افراد دیگه تکرار نشه اما یک سری دارند با سر و صدا و شلوغ بازی جلوی این کار رو می‌گیرند»

صحبت‌ها را شنیدیم. منظور این مجری حکومتی از اینکه می‌گوید «برخی با سروصدا می‌خواهند جلوی اعدام‌ها را بگیرند» چه کسانی هستند؟ این حرف متوجه چه کسانی است؟

پخش چنین برنامه‌های سفارشی در تلویزیون خامنه‌ای، در واقع نشان‌دهنده وحشت رژیم از تعمیق قیام در جامعه است. رژیم در اصفهان دو نفر از جوانان شورشی را به جرم شرکت در قیام مردم ایران، به‌صورت علنی و با شیوه‌ای بسیار جنایتکارانه به دار آویخت.

این اقدام بازتاب بسیار گسترده‌ای در جامعه داشت؛ تا جایی که حتی رسانه‌های حکومتی نیز به آن اعتراف کردند. روزنامه حکومتی هم‌میهن نوشت که اجرای حکم اعدام در اصفهان، آن هم در ملأعام، وجدان عمومی جامعه را جریحه‌دار کرده است.

رژیم تصور می‌کند با چنین اقداماتی می‌تواند جامعه را مرعوب کند، زیرا هدف اصلی از اعدام‌ها ایجاد رعب و وحشت است. اما در عمل دیدیم که مردم اصفهان به خیابان‌ها آمدند و همان شب با خشم و اعتراض، شدیدترین شعارها را علیه رژیم سر دادند.

همین خروش مردمی چنان برای حاکمیت هراس‌آور بود که حتی بخشی از باندهای درونی رژیم نیز نسبت به پیامدهای آن ابراز نگرانی کردند. از جمله آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات، در نامه‌ای سرگشاده به رئیس قوه قضاییه نوشت که جامعه نسبت به این اعدام‌ها بی‌تفاوت نیست و خشم مردم مانند آتشی زیر خاکستر است که در بزنگاه‌ها با هزینه‌های سنگین خود را نشان خواهد داد.

در مقابل، دادستانی رژیم نیز بلافاصله اطلاعیه‌ای صادر کرد و هشدار داد که هر کس از محکومان پرونده‌های مرتبط با اعتراضات دی‌ماه حمایت کند، با برخورد قضایی روبه‌رو خواهد شد. با وجود این تهدیدها، اعتراض‌ها همچنان ادامه دارد.

شکاف درون حاکمیت؛ اختلاف بر سر اعدام یا ترس از سرنگونی؟

تا قبل از هشدار دادستانی، چنین موضع‌گیری‌هایی مطرح بود و بعد از آن هم هشدار داده شد. چرا همچنان این ایستادگی در برابر احکام اعدام ادامه دارد؟

دلیل آن وضعیت انفجاری جامعه و وحشتی است که حتی در درون حاکمیت نسبت به آینده وجود دارد. آنها می‌دانند که ادامه این اعدام‌ها نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه فاصله میان مردم و رژیم را عمیق‌تر می‌کند.

به همین دلیل آذر منصوری بار دیگر موضع گرفت و اعتراض کرد. همچنین حزب توسعه ملی، که خود یک حزب حکومتی است، در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد که اعدام معترضان نه‌تنها راه‌حل نیست، بلکه خشم عمومی را افزایش داده و شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کند.

از سوی دیگر، سایت حکومتی دیدار نیز در دوازدهم مرداد، اظهارات علی مجتهدزاده، وکیل و حقوق‌دان حکومتی را منتشر کرد. او تصریح کرده بود که اگر هدف از این اعدام‌ها حفظ نظام باشد، این سیاست نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت و به زیان خود رژیم تمام می‌شود. همچنین تأکید کرده بود که اطلاعیه‌های قوه قضاییه افکار عمومی را قانع نمی‌کند.

مقاومتی که رژیم را وادار به عقب‌نشینی کرده است

شاید بتوان گفت اینها صرفاً کشمکش‌های درونی رژیم است و مانند گذشته پس از مدتی فروکش می‌کند. نظر شما چیست؟

خیر، موضوع فراتر از یک اختلاف داخلی است. ریشه اصلی این واکنش‌ها، وضعیت انفجاری جامعه است و همین شرایط، ترس درونی رژیم را آشکار کرده است.

اگر به ابعاد مقاومت نگاه کنیم، نمونه‌های روشنی دیده می‌شود. همین امروز کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» وارد صد و سی‌ودومین هفته خود شده و زندانیان سیاسی در ۵۹ زندان دست به اعتصاب زده‌اند؛ حرکتی که به‌راستی کم‌نظیر است.

در زندان قزلحصار نیز حدود ۱۵۰۰ زندانی به مدت ۱۶ روز اعتصاب غذا کردند و رژیم را وادار به عقب‌نشینی کردند؛ تا جایی که دست‌کم به‌طور موقت اجرای احکام اعدام مرتبط با برخی پرونده‌ها در آن زندان متوقف شد.

در اصفهان نیز رژیم داربست و چوبه‌دار را برای اعدام ۱۴ نفر از جوانان شورشی آماده کرده بود، اما پس از مشاهده اعتراض‌های گسترده مردم، ناچار شد دست‌کم فعلاً از اجرای آن عقب‌نشینی کند.

از سوی دیگر، یورش وحشیانه به بند ۷ زندان اوین که محل نگهداری هواداران مجاهدین خلق است، نشان می‌دهد که رژیم همچنان کانون اصلی نگرانی خود را در مقاومت سازمان‌یافته و فعالیت کانون‌های شورشی می‌بیند؛ نیروهایی که با عملیات مستمر خود در شهرهای مختلف، فشار بر حاکمیت را افزایش داده‌اند.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط