یاران شورشگر در نیویورک؛ چگونه صدای مردم ایران را به جهان میرسانند؟
۱۴۰۵/۶/۲۸
از سرما و گرما تا هزاران کیلومتر فاصله؛ چه چیزی یاران شورشگر را به حرکت وامیدارد؟
گزارش و گفتگو با حمید اسماعیلزاده
هر کجا که بشه نام ایران رو فریاد کرد و صدای مردم و مقاومت ایران رو به گوش دنیا رسوند، یاران شورشگر همونجا هستند؛ نه سرما، نه گرما، نه سختی راه و نه بُعد مسافت و نه هیچ مانع دیگهای نمیتونه سد راهشون بشه، چون با عشقی بزرگ برای آزادی هدایت میشن.
و این بار میرن که در نیویورک، در روزهای سهشنبه ۳۱ شهریور و چهارشنبه اول مهر، باز هم صدای مردم ایران برای آزادی، برای ایرانی دموکراتیک، بدون شاه و شیخ و بدون جنگ و اختناق رو به گوش دنیا برسونن.
تصاویر ببینیم از فعالیتهای پیشقراولان اونها در نیویورک!
خب دوستان عزیز، تصاویری از آکسیونها و تظاهراتها و نمایشگاههایی که این روزها در شهر نیویورک توسط فعالان مقاومت ایران برپا شده رو با همدیگه دیدیم.
همراه هستیم با آقای حمید اسماعیلزاده تا نگاهی به این فعالیتها داشته باشیم.
به نظر شما پیام این تظاهرات و آکسیونها که توی نیویورک برگزار شده چی هست و حرف تظاهرکنندگان چی هست؟
راستش خب خود تظاهرات که هنوز برگزار نشده، ولی طبق در واقع تجربه سالیان گذشته، در یک کلام خب پیام اینه که نمایندگان رژیم، نماینده مردم ایران نیستند و بایستی از جامعه بینالملل اخراج بشن. نبایستی کرسی در سازمان ملل به اونها تعلق بگیره. و خب این پیامییه که همیشه بوده توی این تظاهراتها، توی این سالیان.
چرا معترضان میگویند نمایندگان رژیم، نماینده مردم ایران نیستند؟
ولی امسال به طور خاص، من فکر میکنم این خیلی خیلی خیلی مهمه. علتش اینه که تمام جهان به این رسیده که این رژیم دیگه مشروعیت نداره؛ چه به دلیل کشتارهایی که از مردم کرد و چه به دلیل در واقع رفتاری که در منطقه و در دنیا داره میکنه.
یعنی همیشه خب بحث این بوده که این رژیم مشروعیت نداره، ما میگفتیم، ولی کس دیگه اینو نمیگفت. خیلیهای دیگه مدتها و سالیان دنبال مماشات بودند. خیلیهای دیگه تا جایی هم اینقدر با این مماشات پیش رفتند که آخر سر به جنگ انجامید. و بعد دیدند که با جنگ هم تضادی حل نشد، ولی رژیم روش برخوردش همیشه گروگانگیریه.
حالا میتونه مردم ایران رو گروگان گرفته باشه، خب تا اون موقع زیاد کسی در دنیا بهش اهمیت نمیداد. ولی یه وقت از خود اونها گروگان میگیره، دوباره همه رو میکشونه به اینجا که باهاش معامله کنند، باجش رو بدن. یه موقعی الان میاد و مثلاً تنگه هرمز و جاهای دیگه کلاً اقتصاد جهان رو سعی میکنه به گروگان بگیره.
بالاخره این رژیمیه که دیگه باهاش کسی نمیتونه ادامه بده. ولی باز هنوز گویی که توی این ملل متحد نمایندههاش شرکت میکنند. خب این نمایندههای مردم ایران نیستند. و این حرفیه که این تظاهرات میخواد بزنه.
و به همین دلیل، به نظرم بسیار بسیار این دور اهمیت خیلی خیلی بیشتری داره. چون همه در دنیا به این رسیدند که به طور واقعی این رژیم دیگه قابل ادامه دادن نیست و نماینده مردم ایران نیست.
۴۵ سال ایستادگی؛ چرا این تظاهرات برای یک روز و دو روز نیست؟
ولی خب به دلیل همین سیاستها و پروتکلهایی که خودشون دارند، که اتفاقاً باید گفت اینها رو باید به هم بزنند، به همین دلیله که در واقع کاری که هموطنانمون دارند میکنند و امسال هم شروع نکردند؛ ۴۵ ساله از روز اولی که در واقع رژیم به رگبار بست مردم ایران رو و تظاهرات مسالمتآمیزشون رو در ۳۰ خرداد، تا امروز بیش از ۴۵ ساله که این تظاهراتها در همه جا ادامه داره. به طور خاص جلوی سازمان ملل فکر میکنم الان ۴۵ ساله این تظاهرات ادامه داره.
پس بنابراین این موضوعی نیستش که امروز شروع شده باشه. و این یک کلمهست، گفته میشه ۴۵ سال. ولی من واقعاً احساس میکنم، بخوام راحت بگم، جدای از هر بحث سیاسی، ببینید یه عدهای هستند از مردم ایران، از هموطنانمون، ۴۵ ساله دارند در سرما و گرما، نه فقط در سرما و گرمای فیزیکی و طبیعت، بلکه در دورانی که مثلاً در دوران مماشات، در بادهای مسموم و کثیف مماشات که همهچیز رو به نفع رژیم سمت و سو میخواستند بدند، این هموطنان و این اشرفنشانان ایستادگی کردند، در واقع مبارزه کردند، جنگیدند تا حرف اصلی رو بزنند که این رژیم نماینده مردم ایران نیست.
ببینید همهجای دنیا تظاهرات هست، ولی یک بار میان و میرن. کسی نمیاد ۴۵ سال تظاهرات کنه. بعد تظاهراتها برای چیه؟ تظاهراتها برای اینه که یک خواستههایی دارند دیگه، نه؟ خواستهها برای خودشونه. ولی اینجا الان میبینیم کسانی هستند که این خواستهها رو برای مردم میخوان، برای مردم ایران.
وگرنه خودشون فقط دارند بها میپردازند؛ از وقتشون، انرژیشون، هزینهشون. میان اونجا تا از کار و شغل و همهچیزشون میزنند برای اینکه این تظاهرات رو برگزار کنند؛ نه یک روز، دو روز، نه یک سال، دو سال، ۴۵ ساله.
از چه عشقی چنین ایستادگیای شکل میگیرد؟
واسه همین من همیشه احساس خضوع میکنم، همیشه احساس خشوع میکنم، همیشه احساس میکنم هیچ فرقی نمیبینم، چون اینا تو این صحنه هستند؛ عین همون کاری که وحید بنیعامریان و یگانش کردند. هیچ فرقی نیست.
اونا تو اون صحنه بودند، طبعاً فداکاری خیلی بیشتر، طبعاً همه ما باید یاد بگیریم ازش و با همون انگیزه حرکت میکنیم. ولی انگیزهای که در اینجا هم در مقابل همه این شرایط این مشعل رو ادامه میده و این مشعل رو هر روز فروزانتر میکنه، در هیچ شرایطی ازش کوتاه نمیاد، اون هم نه برای خودش، برای مردمش.
پس این فقط و فقط میتونه از یک عشقی ناشی بشه. فقط از یک عشق درمیاد که چنین قدرت و چنین استحکامی میده، چنین ایمانی میده، چنین انگیزهای میده.
چون تو هر جای دنیا هر کسی برای هر حرکتی باید بالاخره انگیزهای داشته باشه، اصلاً قانون بشریه. بشر بدون انگیزه حرکت نمیکنه. این نفر هم میره کار میکنه، انگیزه داره برای اینکه پولی دربیاره، برای اینکه مثلاً خانوادهش رو بتونه بگردونه.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
