موج نو؛ دو گانه کاذب یا شاه یا شیخ؛ چرا انتخاب سوم را از مردم پنهان میکنند؟
۱۴۰۵/۶/۲۸
وقتی دوگانه «شاه یا شیخ» ساخته میشود، مجاهدین چرا از معادله حذف میشوند؟
سلام... برنامه امروز موج نو رو با یاد و نام این شش مجاهد سربدار آغاز میکنیم. همونها که شجاعانه در قتلگاه قزلحصار ایستادن، سرود خوندن و سرفرازانه بر طنابهای دار بوسه زدن.
و بعد از اونها هم قهرمانان دیگری چون حامد ولیدی، محمد معصومشاهی و مهدی خانکی همین راه رو طی کردن و برای آزادی ایران سربدار شدن...
و همین امروز هم که ما و شما صحبت میکنیم، تعداد زیادی از همین قهرمانان در زندانهای مختلف مجتبی خامنهای سفاک در انتظار اجرای حکم اعدام به سر میبرن...
و همه این ستارگان در امتداد کهکشانی در حال طلوع هستن که چهلوهفت ساله شبهای میهن ما رو روشن کرده. کهکشانی با بیش از یکصدهزار ستاره درخشان...
همه این ستارگان، نامی مشترک دارن... نامی که سرخترین نام در تاریخ معاصر ایرانه... نامی ممنوعه!... مجاهد!
راستی چرا اسم مجاهدین اینقدر برای شاه و شیخ وحشتآوره؟
زندهیاد احمد شاملو، شعری داره به نام «نمیتوانم زیبا نباشم»... توی این شعر عبارتی هست که به نظر من پاسخ همه این سؤالاتیه که دوستمون روش انگشت گذاشت. شاملو میگه: «ابلها مردا! عدوی تو نیستم من... انکار توام.» علت این وحشت تاریخی شیخ و شاه از مجاهدین هم اینه که مجاهدین انکار شیخ و شاهن. وجود مجاهدین یعنی فردا و فردا انکار امروز و دیروزه...
چرا «مجاهد» برای شیخ و شاه یک تهدید تاریخی است؟
دشمنی مجاهدین و رژیم ولایت فقیه از جنس تز و آنتیتزه، از جنس رویارویی دو نیروی سراپا متضاده. آخوندها هرچقدر هم دست و پا بزنن، نه مجاهدین رو میتونن به بیگانه منتسب کنن و نه میتونن جنگ با مجاهدین رو جنگ اسلام و کفر جا بزنن. مجاهدین همون نیروی ایرانیای هستن که هم مسلمونن، هم مستقل و از روز اول هم در نقطه مقابل ولایت فقیه بودن.
بیش از ۶ دهه تاریخ حیات مجاهدین هم بهخوبی نشون میده که برغم اینکه همیشه تحت تعقیب بودن و تحت سرکوب، اما تنها سازمانی هستن که سرپا موندن و دارن میجنگن...
و این خطرناکترین تهدید برای شیخ و شاهه. حالا وقتی از کشتار و سرکوب مجاهدین به جایی نمیرسن و اونها رو استوار و پابرجا میبینن، چه میکنن؟ هیچی... سراغ نقشههای جدید میرن... سراغ ساختن دوگانههای موهوم تا اسم مجاهدین برده نشه...
دوگانه کاذب چطور انتخابهای ما را محدود میکند؟
در منطق یک مفهوم شناختهشده وجود داره به نام False Dichotomy یا دوگانه کاذب... دوگانه کاذب رو وضعیتی تعریف میکنن که تعداد محدودی از احتمالات بهعنوان تنها گزینههای موجود فرض میشن.
البته این فقط بحث منطق نیست. در اقتصاد رفتاری هم مفهومی داریم به اسم Choice Architecture، یعنی معماری انتخاب. ریچارد تیلر و کس سانستین، دو نظریهپرداز مفاهیم مدرن اقتصاد، هستن که در اینباره میگن: معمار انتخاب، مسئول سازماندهی زمینهای است که مردم در آن تصمیم میگیرند.
معمار انتخاب، مسئول سازماندهی زمینهای است که مردم در آن تصمیم میگیرند.
یعنی اینکه من انتخاب تو را معماری میکنم. مثلاً من یک فروشندهام توی فروشگاه، جنسها رو طوری میچینم که تو را به سمت انتخاب گزینه مطلوب خودم سوق بدم.
بله، این جمله در واقع یادآوری میکنه که گاهی لازم نیست کسی مستقیماً به ما بگه این رو انتخاب کن. کافیه فضایی ایجاد بشه که تصور کنیم انتخاب دیگهای نداریم. به این ترتیب، گاهی نبرد بر سر جواب نیست... بر سر قاب سؤاله.
مثلاً این سیاست رو قبول داری یا طرفدار هرجومرج؟ یا باید از این جنگ حمایت کنی وگرنه طرف دشمنی.
«شاه یا شیخ»؛ دوگانهای برای حفظ وضع موجود؟
حالا چطور از دست این دوگانههای کاذب راحت بشیم؟ در مقابل چنین دوگانههای کاذبی، اون چیزی که به نجات ما میاد، اولش داشتن شجاعت «نه» گفتنه... نه به هر دو و بعد هم بیان انتخاب درست.
یکی از دوگانههای کاذب در تاریخ معاصر ایران، گزینه شاه یا شیخه...
در واقع آخوندا با این دوگانه کاذب چیکار میخوان بکنن؟
میخوان بگن، باشه آقاجون ما بدیم... ولی اگر ما نباشیم... همین بقایای دیکتاتوری سابق میآد... نتیجه چیه؟ حفظ وضع موجود.
چون علم جامعهشناسی میگه جامعه همیشه سوگیریش به سمت وضع موجوده... مگر اینکه واقعاً احساس کنه اون طرف وضع موجود، پیشرفت و ترقیه... تغییر واقعی.
فرض کن من از وضع موجود ناراضیام. ولی هر تصویری که از تغییر میبینم، یا ترسناکه... یا مسخرهست، یا بیبرنامهست... یا غیرممکن. اون وقت چه اتفاقی ممکنه بیافته؟ اینکه بگم باید با همین وضع بسازیم و بسوزیم.
و این همون پرده آخر نمایش دروغین «یا شاه یا شیخه»... حفظ وضع موجود و تلقین ناامیدی جامعه.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
