چرا رژیم از صدای سیمای آزادی میترسد؟
۱۴۰۵/۵/۲۱
روایتی خواندنی و چالشی از نقش بیبدیل رسانه مستقل در شکستن بنبست سانسور، افشاگری و طنینانداز کردن صدای دادخواهی مردم ایران.
گفتگو با نینا پسیان
اجازه دهید پیش از هر چیز، درودهای خودم را نثار دوستان اشرفنشان کنم که با کلام و کمکهایشان، حماسهای از همبستگی و ایثار خلق کردند. بیشک هر کمکی به سیمای آزادی، فراتر از یک اقدام مالی ساده، خروج از دنیای فردی و پیوند خوردن به دنیای بزرگ خانواده مقاومت بود؛ اقداماتی که خود ما را نیز غنیتر و استوارتر کرده است. دستاندرکاران سیمای آزادی بذر اعتمادی واقعی را در دلهای مردم کاشتند؛ انسانیهایی که عاشقانه و بیادعا از دسترنج خود برای روشن نگهداشتن این چراغ تلاش میکنند.
شکستن خط سانسور و انعکاس صدای بیصدایان
کدام رسانهای در دنیا چنین حامیان فداکار و بیبدیلی دارد؟ در روزهای همیاری، شور و شوقی بینظیر میان ایرانیان جریان داشت. سیمای آزادی، صدای جامعهای است که توسط حکومت به سکوت واداشته شده است. اگر سیمای آزادی نبود، ما باید حقیقت را پشت میلههای سنگین سانسور جستجو میکردیم و پیام زندانیان سیاسی هرگز به گوش جامعه نمیرسید. صدای عمق درد مردم، فقر، بیعدالتی و فریاد دادخواهان تنها از طریق این رسانه طنینانداز میشود و بدون آن، تمام این فریادها در تاریکی اختناق مدفون میشد.
چرا استقلال مالی، ضامن اصلی آزادی بیان است؟
در دنیای امروز، بسیاری از رسانهها در خدمت قدرتها و دولتها هستند یا از وابستگیهای بیگانه تغذیه میکنند؛ اما سیمای آزادی نه قلمش را فروخته و نه کلامش را به قدرتی واگذار کرده است. استقلال مالی سیمای آزادی، ضامن مستقیم استقلال سیاسی آن است. اعتمادی که امروز میان مردم و این رسانه وجود دارد، در بازار سیاست خرید و فروش نمیشود و با تبلیغات تجاری به دست نمیآید. این اعتماد حاصل سالها تلاش، صداقت و ثبات قدم رسانهای است که هرگز سر خم نکرده و این چراغ باید همواره برای آگاهیبخشی و افشاگری روشن بماند.
