مقالهای در بارهٔ شکست پروژهٔ بچه شاه از استرون استیونسون
۱۴۰۵/۵/۲۶
شکست پروژه بچهشاه؛ استراون استیونسون: ایران به دموکراسی نیاز دارد، نه امتیاز موروثی
استراون استیونسون در مطلبی در بروکسل سینگال به شکست پروژه بچه شاه پرداخته و مینویسد:
آخرین گزارش تحقیقی رویترز چیزی را تأیید میکند که بسیاری از ایرانیان سالهاست میگویند: در پسِ کمپین روابط عمومی چند میلیون دلاری و صیقلیشده، پروژهیی سیاسی قرار دارد که نه بر مشروعیت دموکراتیک، بلکه بر تناقض، فردمحوری و امتیاز موروثی بنا شده است.
آینده ایران نیازمند رهبری است که در کوره فداکاری آبدیده شده باشد؛ اما رضا پهلوی تنها جایگاه موروثی عرضه میکند. این تمایز مهمتر از هر چیز دیگر است.
او چهلو هشت سال است که در غرب با آسایش زندگی کرده، در حالی که نسلهایی از ایرانیان شجاع زندان، شکنجه، اعدام و آزار را تحمل کردهاند. دختران جوان برای مطالبه آزادیهای ابتدایی هدف گلوله قرار گرفتهاند. کارگران بهدلیل سازماندهی اعتصابها روانه زندان شدهاند. دانشجویان در اتاقهای بازجویی ناپدید شدهاند و فعالان مقاومت جان خود را فدا کردهاند.
استراون استیونسون در ادامه مینویسد: هر جنبش دموکراتیک بر اعتبار استوار است و اعتبار از انسجام میروید. در این زمینه رضا پهلوی بهشدت دچار مشکل است. او در یک مصاحبه خود را صرفاً «پلی» بهسوی دموکراسی معرفی میکند؛ اما در مصاحبهیی دیگر برنامههای گستردهیی مطرح میکند که اختیارات فوقالعادهای را در دوره گذار به خودش میسپارد. در یک سخنرانی از حاکمیت مردم تجلیل میکند و در سخنرانی دیگر لحنی دارد که گویی از همین حالا خود را رهبر طبیعی ایران میداند.
این تناقضها پرسشی گریزناپذیر را پیش میکشد: اگر اصول دموکراتیک ثابتاند، چرا پیام دائماً تغییر میکند؟
رویترز ادعاهای مکرری را مستند کرده که در چندین کشور افراد خودخوانده حامی رضا پهلوی دست به ارعاب، آزار و خشونت زدهاند.
استراون استیونسون مینویسد: حمایت از رضا پهلوی حتی در میان کسانی که زمانی او را شناختهشدهترین چهره مخالف میدانستند نیز رو به فرسایش گذاشته است. واشنگتن نیز فاصله قابل توجهی با جاهطلبیهای سیاسی پهلوی گرفته است.
هواداران او اغلب به نظرسنجیها یا دلتنگی نوستالژیک برای ایرانِ پیش از انقلاب، بهعنوان شواهد محبوبیت او اشاره میکنند. اما گذشته از ناممکن بودن انجام نظرسنجی واقعاً بیطرفانه در رژیمی تمامیتخواه، به شعاری که بارها در اعتراضات سراسری ایران طنینانداز شده توجه بسیار کمی میشود: مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر.
در همین حال، بسیاری از ایرانیان عادی تناقضهای بیپایان، عقبنشینیها و پیامهای بهدقت طراحیشده را با شک و تردید فزایندهیی مینگرند. هر بیانیه تازهیی به دنبالش توضیح، بازتفسیر یا عقبنشینی میآید. هر اعلام بلندپروازانه با قید و شرط دیگری همراه است. دوگانهگویی به عادت سیاسی تبدیل شده است. ایران سزاوار چیزی بهتر است.
استراون استیونسون در پایان نوشته است: مبارزه با جمهوری اسلامی همواره فراتر از برکناری یک گروه حاکم بوده است. هدف همیشه ایجاد یک جمهوری دموکراتیک واقعی مبتنی بر حاکمیت قانون، جدایی دین از دولت، حقوق برابر برای زنان و اقلیتها، دادگاههای مستقل و انتخابات آزاد بوده است.
آینده ایران به کسانی تعلق دارد که بار مقاومت را در داخل کشور به دوش کشیدهاند؛ و به نمایندگان دموکراتیکی که پس از تحقق آزادی سیاسی واقعی، آزادانه از سوی مردم ایران انتخاب شوند.
