معلم ایرانی؛ حقوق برای زندگی یا فقط برای زنده ماندن؟
۱۴۰۵/۶/۱
وقتی حقوق یک معلم حتی از پس یک خرابی ساده برنمیآید؛ معیشت فرهنگیان در سال ۱۴۰۵ به کجا رسیده است؟
این روزها مشکل معیشت اغلب اقشار جامعه رو در بر گرفته. در این میان صدای اعتراض معلمان به شرایط معیشتیشون سالهاست که در شهرهای مختلف داره شنیده میشه. از بحث همسانسازی حقوقها تا رتبهبندی و موضوعات دیگه اما در سال ۱۴۰۵ معلمان با شرایط خیلی بدتری دارن زندگی میکنن. اول اجازه بدید که یک ویدیو از صحبتهای یک معلم رو ببینیم.
تا پارسال با همین حقوق معلمی شاید میشد یه زندگی رو چرخوند اما امسال با گرونیهایی که هر روز هم داره بیشتر میشه دیگه حتی خراب شدن یک وسیلهی سادهی خونه هم میتونه یک معلم رو به مرز درماندگی برسونه. دینام کولر خونهام سوخت حدود ۱۰ ۱۲ میلیون هزینهاش شد. همین روزها کلاچ ماشینم هم خراب شد حدوداً ۲۵ میلیون هزینه رو دستم گذاشت. جناب وزیر آموزش و پرورش واقعاً سوال من از شما اینه، یک معلم با حقوق حدود ۲۰ میلیون تومن وقتی یک اتفاق معمولی توی زندگیش میفته چطوری از پس هزینههاش بربیاد؟ باید دو ماه هیچی نخوره؟ هیچ خرجی نکنه؟ تا فقط بتونه هزینهی خرابی رو جبران کنه؟ ما هم اجاره میدیم، قبض داریم، ماشینمون خراب میشه، مریض میشیم و هزار اتفاق دیگه که ممکنه برای هر آدمی پیش بیاد اما حقوق ما طوریه که انگار زندگی یک معلم هیچوقت نباید خراب بشه.
حقوق برای زندگی یا فقط برای نمردن؟ سبد معیشت معلم زیر بار گرانی له شده است
حقوق معلمی اجاره خونه رو بدیم یا هزینه نمردن رو؟ زندگی کردن نه ها، نمردن. فقط این چند قلم خوراکی شده چقدر؟ ۷ میلیون ناقابل. ۱۰ میلیون حداقل اجاره خونه میشه ۱۷ میلیون. میانگین حقوقی معلمان در سال ۱۴۰۵ شده ۱۹ تا ۲۲ تومن. میانگین رو میگمها. ۱۹ تا ۲۲ تومن. قند، چای، گوشت، مرغ، همهی اینها جدا. هزینه لباس، هزینه قبضهای پرداختی، هزینه بهداشت، هزینه سلامت، همه اینها به کنار. اینها هزینه یک زندگی معمولیه. رستوران رفتن و خوراکی بیرون و مسافرت و اینها رو نمیگمها، هزینه ماشین به کنار. حقوق معلمان کفاف یک زندگی معمولی رو نمیده.
بله، این در واقع یک نمایی بود از وضعیت زندگی معلمان کشورمون با حقوقی نزدیک به ۲۰ میلیون تومان و اینکه چه چیزهایی رو میتونن بخرن و خلاصه شرایط معیشتیشون چطور هست. رسانههای حکومتی میگن میانگین حقوق معلمان ۲۵ میلیون تومنه. اجازه بدید که با همین ۲۵ میلیون هم یک مقایسه سادهای انجام بدیم. میانگین حقوق یعنی ۲۵ میلیون رو اگر حتی با دلار ۱۸۰ هزار تومانی هم محاسبه کنیم میشه در مجموع ۱۳۸ دلار در ماه. حالا اگر یک مقایسه بکنیم با برخی کشورهای دیگه مثلاً توی پاکستان میانگین حقوق معلمان ۵۰۰ دلاره. توی هند ۸۵۰ دلاره. در ترکیه ۱۵۰۰ دلاره. تو کشورهای اروپایی مثل آلمان که دیگه ۴۵۰۰ دلار. یعنی کمترین حقوق یک معلم در این کشورها که پاکستان باشه، ۳.۶ برابر حقوق یک معلم در ایرانه. الآن اغلب معلمها با تدریس خصوصی و رانندگی اسنپ و تپسی و کار توی کارگاهها یا دستفروشی دارن تلاش میکنن که زندگیشون رو از این وضعیت خارج بکنن. حالا ببینید وزیر آموزش و پرورش رژیم تو همین مرداد ماه ببینید چی گفته.
وقتی بازنشستگی هم از نظر معلمها یک انتخاب لوکس میشود
کمبودهای خودمون رو با به اصطلاح کمک معلمان عزیز خودمون که اضافه کار میگیرن، حقالتدریس میگیرن، نیروهای حقالتدریس عزیز خودمون و همینطور بازنشستگانی که بازنشست نمیشوند و استمرار میدن، ما همین امسال سامانه، یه سامانهای طراحی کردیم و تقاضا کردیم که هر کی، معلمی که شرایط بازنشستگی داره و دوست داره استمرار بده، اعلام بکنه. بیش از ۵۵ درصد معلمانی که حائز شرایط بازنشستگی هستند، آمدن اعلام کمک کردن. این یعنی ۵۵ هزار نیرو به آموزش و پرورش تزریق شده.
بله، یه جوری حرف میزنه که انگار این افتخاره که مثلاً ۵۵ درصد معلمهای بازنشسته به کار معلمی دارن ادامه میدن. علتش چیه؟ علتش اینه که وقتی بازنشسته بشن، حقوقشون تبدیل به مستمری میشه و میره زیر ۲۰ میلیون. بعد این وزیر آموزش و پرورش رژیم از این وضعیت به عنوان یک دستاورد اسم میبره که اون معلمه به جای اینکه بازنشسته بشه، داره کارش رو ادامه میده که تا تازه این حقوقی که الآن داره میگیره ادامه پیدا کنه. به هر حال این وضعیت رسیدگی به مشکلات معلمان در حکومت آخوندیه.
