از قزلحصار تا خاوران؛ آیا خون شهیدان آزادی فراموششدنی است؟
۱۴۰۵/۶/۴
از قفسهای قبر و شکنجه تا قتلعام ۶۷؛ چرا هنوز فریاد دادخواهی خاموش نشده است؟
بله با درود مجدد. اینجا همونطور که میبینید نمایشگاهی هست از زندان قزلحصار و قفسهای قبر و قیامت که داوود رحمانی در زندان قزلحصار برای شکوندن زندانیان و به توبه وادار کردن آنها ازش استفاده میکرد. این هم تخت شکنجه هست.
این قفسها رو ازشون استفاده میکردند برای اینکه زندانیان مقاوم رو بشکنند که موفق نمیشدند. و اینجا هم نمادی هست از زندان گوهردشت و قتلعام سال ۶۷ که ۳۰ هزار زندانی بر سر مواضع خودشون ایستادند برای آزادی و آنها رو سربهدار کردند. همونطور که میبینید اینها چوبهای دار هست.
این هم نمادی از فاطمه مصباح هست که خانوادهی اون رو قتلعام کردند و خودش رو در سن ۱۳ سالگی به دار کشیدند.
در این قسمت هم نمادی هست از خاک خاوران که زندانیان سال ۶۷ رو در اون به خاک سپردند و هیچ قبری به هیچکدوم از خانوادههاشون ندادند و سنگ قبرها رو همونطور که میبینید به طور مکرر میشکوندند.
و این، اینها هم شهدای قتلعام ۶۷ هست که به نمایش گذاشته شده در این قسمت.
از شهدای ۶۷ تا شهدای قیام؛ چه چیزی نسلهای مبارز را به هم پیوند میدهد؟
در این قسمت هم شهدای مجاهدینی هست که قسم مجاهدت یاد کردند در کانونهای شورشی. همونطور که میبینید فرمانده وحید بنیعامریان، فرمانده حامد ولیدی، پویا قبادی، مهدی خانکی، شهید محمد تقوی، ابوالحسن منتظر، محمد معصومشاهی و شهید اکبر دانشور. و این هم نمادی هست از کیسههایی که قتلعام شدگان دیماه رو به این صورت که میبینید، تحویل خانوادههاشون دادند.
در اون قسمت هم خانوادهها رو میبینیم. نمایشگاهی از تحویل گرفتن اجساد کشتهشدگان دیماه هست.
در قسمت بعدی عکس شهدای سربهدار سال ۶۷ و قیامهای پیدرپی هست که تا آخرین قیام که دیماه بود چیده شده. شهدای قیام رو میبینیم در این قسمت و همچنین کتابی که اسامی هزاران شهید راه آزادی در اون ثبت شده.
ما اینجا هستیم امروز تا تجدید عهد بکنیم با شهدای راه آزادی و بگیم که تا آخر اونها بر سر پیمان خودشون بودند، ما قسم میخوریم به خون اونها که تا آخرین نفس راه اونها رو ادامه بدیم.
در نمایشگاه امروز استکهلم، خانم گیسو شاکری، هنرمند محبوب و مردمی کشورمون رو با خودمون همراه داریم. ازشون خواهش میکنیم که پیام خودشون رو برای شرکت در این نمایشگاه بفرمایند.
اولاً واقعاً خسته نباشید از این همه زحمتی که بچهها کشیدند، واقعاً اصلاً بینظیره. ضمن اینکه پیامی من ندارم، پیام ما یکیه و در طول این چهل سال، چهل و اندی سال، خصوصاً از زمان قتلعام ۶۷ تاکنون، پیام ما اینه: نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم این زنجیره خونبار تاریخی رو که در ایران اتفاق افتاده؛ از خرداد ۶۰ تا قتلعام زندانیهای سیاسی ۶۷ و تا آبان، نیزارها، مهسا، همینجور ادامه داره؛ ۸۸، ۸۷ و بعد این قتلعامی که واقعاً در این دیماه سال گذشته توسط رژیم جلاد جمهوری اسلامی انجام شد. فقط اینه که ما وصلیم به همدیگه. دریایی از خون، ملت ایران رو به هم وصل کرده و فقط هم تنها خواستش آزادیه، آزادیه، آزادیه و ۱۰۰٪ به محاکمه کشیدن تمام این جانیان در دادگاههای ملی و بینالمللی به خاطر قتلعام و نسلکشی این همه جان. اصلاً حیرتانگیزه که واقعاً زبان قاصره از گفتن این همه جنایت، این همه جنایت.
آیا میتوان جنایت را فراموش کرد، وقتی خانوادهها هنوز در جستوجوی دادخواهیاند؟
اما از اون طرف هم این همه امید، این همه مسئولیت، این همه تعهد برای اینکه ما راه این عزیزانی که جونشون رو در راه آزادی دادند رو ادامه بدیم و خوشبختانه نیرویی هست، مقاومتی هست و جوانان شورشگر در داخل ایران، زندانیهای سیاسی که با شهامت پیام از زندان میفرستند که این خونها رو همینجور ما تازه نگه داریم برای خونخواهی و دادخواهی. دادخواهی برای مادران، برای اون فرزندانی که در کیسهها کنار خیابون گذاشته بودند، در بیمارستانها گذاشته بودند؛ جنایتهایی که هیچوقت در هیچکجای تاریخ اینجور سبعانه اتفاق نیفتاده. به هر حال این جنبش، این مبارزه ادامه داره تا سرنگونی و یادمون نمیره. قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان. نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم این همه جنایت رو.
درود بر شما. شما برای خانوادههای دردمند ایرانی که هم تحت فشار دردی هستند که از جانب قتلعام فرزندانشان روشون فشار اومده و هم اینکه تحت فشار اقتصادی در این مقطع هستند، پیامتون چی هست؟
من چه پیامی میتونم برای این خانوادههایی که عزیزانشون رو از دست دادند بدم؟ پیامشون وجود خودشونه و صدای خودشونه که این صدا رو همینجور رسا ادامه بدن، داشته باشند در این سهشنبههای نه به اعدام. و خوشبختانه خودشون اینقدر این... این درد اینقدر جانکاهه که فقط خود اون خانوادهها هستند که میتونند به دادخواهی بلند بشند. ما فقط پشتیبانی میکنیم و در کنارشونیم. در حقیقت، ما پیام اونها رو ادامه میدیم. این در خیابان بودنمون پیام اونهاست که میخواند دادخواهی کنند خون فرزندانشون رو. بنابراین در کنارشون هستیم، باهاشون همدرد، هماندوه و امیدوار برای اینکه روزی نام این عزیزان رو با افتخار در میدانهای آزادی ایران نصب بکنیم و در کنارشون باشیم و سمبلهای آزادی باشند. اینها خانوادههایی هستند که سمبلهای آزادی به مبارزه برای آزادی تقدیم کردند. بنابراین پیام من فقط اینه که استوار، همونجور که هستند، استوار، ایستاده و دادخواه و با همین مسئولیتی که همچنان هستند تو خیابونها ادامه بدند.
