جنگ یا مذاکره؛ چرا باندهای رژیم بر سر بقای نظام به جان هم افتادهاند؟
۱۴۰۵/۶/۴
اگر مذاکره «نجات» است، چرا یک باند آن را تسلیم میداند؟ دعوای واقعی بر سر چیست؟
گفتگو با احسان شریفی
جنگ باندهای حکومتی از جمله پیرامون مذاکره یا جنگ همچنان شعله ور هست و خاموشی نداره چرا؟ همراه هستیم با آقای احسان شریفی تا این موضوع رو مورد بررسی قرار بدیم.
روز گذشته پزشکیان در دفاع از تفاهنامه گفت: «تصمیمی که در شعام اتخاذ شد، مبتنی بر خرد جمعی و تعامل میان سران قوا، نیروهای نظامی و سایر بخشها بود. بنابراین امضای توافقنامه از روی ترس و وادادگی نبود»، متقابلا روزنامه حکومتی نوبنیاد وابسته به باند پایداری روز دوم شهریور تحت عنوان «آدرس غلط به داخل تسلیم به خارج» نوشت: «دولت چهاردهم برای مذاکره و سازش بیتابی میکند و سیگنال ضعف به ترامپ میفرستد» خلاصه موضوع چیه؟
احسان شریفی: «هر دو بخش نظام در وحشت از سرنگونی چنین مواضعی دارند. پارادوکس در ماهیت این رژیم نهفته است. نظامی که نه مشروعیت اجتماعی داره، نه بنیه اقتصادی و نه حتی قدرت دیپلماتیک و روابط حسنه با سایر ملل دنیا، از روز اول بقای خودش رو در ایجاد بحران جستجو کرده. قالیباف در همین سفر هفته گذشته اش به عراق گفت: «الان ما نیم قرن است در شرایط نه جنگ و نه صلح هستیم هم جنگ و هم صلح هستیم خب وقتی این شده یک وضعیت اینگونه ما مگه یک آدم چقدر عمر میکند که ۵۰ سالش در یک شرایط اینگونه باشه نگاه کنید بعضی ها شیطنت میکنند میگویند این شرایط رو ما درست کردیم»
مذاکره یا تقابل؛ چرا دعوای اصلی دیگر فقط «اصلاحطلب و اصولگرا» نیست؟
طرفین دعوا اینجا نیروهای متخاصم نیستن. الان دیگه صورت مسئله اصلاحطلب و اصولگرا هم نیست. همین قالیباف و طیف گستردهای از نمایندههای مجلس و بخشی از بدنه سپاه، بعلاوه ۱۲ از ۱۳ عضو شعام که به تفاهم نامه رأی مثبت دادن میگن اگه با آمریکا و غرب سرشاخ بشیم، یا تحت فشار خفتگی اقتصادی له بشیم، قیام گرسنگان موجودیت نظام رو به خطر میندازه.
اما دعوا دقیقاً حول همین بقای نظام هست. جبهه پایداری و امام جمعهها و الااصول هم شخص مجتبی خامنهای به دکترین خمینی و علی خامنهای معتقدن. خمینی سال ۱۳۶۲ در گرماگر جنگ عراق گفت اگه یک قدم عقبنشینی کنیم شکست میخوریم.
علی خامنهای هم در تمامی سالیان گذشته تأکید داشت که یک قدم عقبنشینی دشمن رو جسور میکنه و پیشروی میکنه و باید تا تسلیم کامل به عقب بریم.
حرف این دسته از مقامات رژیم دقیقاً همینه که عقبنشینی یعنی پیام ضعف به مأموران سرکوب و نیابتیهایی که قراره تو قیام مردم رو سرکوب بکنن. اگه اونها جلوی قیام رو نگیرن، هیچی جلودار مردم نیست. میگن از ترس مرگ یعنی قیام نباید خودکشی (یعنی تسلیم) بکنیم.»
پس اگر اینطوره چرا بچه خامنه ای خودش گفت که اینها برن و مذاکره کنن؟
احسان شریفی: «شما تو رژیم آخوندی با یک پیکره یک پارچه روبرو نیستین. هیچ وقت اتحاد اعتقادی در بین این جماعت نبوده. اگه قبلاً از ترس خمینی اختلافات تا حدود زیادی سرپوشیده میموند، در زمان علی خامنهای تشدید شد و بعد از مرگ خامنهای هم به اوج خودش رسید. ماه گذشته بود که قائم پناه میگفت قرار نیست ولی فقیه برای شعام خط تعیین بکنه. پس هر چقدر هم اینها دم از ولایت بزنن، ولی واقعیت اینه که موقعیت مجتبی خامنهای در درون نظام خیلی ضعیفه. در شورای عالی امنیت ملی ۱۲ نفر مخالف نظرش بودن و بالاخره در تعادل درون رژیم، مجتبی مجبوره وزن و موقعیت خودش رو در نظر بگیره. تغییر ۶ مقام ارشد امنیتی هم در راستای همین پیشبرد خط خودش بوده.
چرا حتی یک توافق اقتصادی هم نمیتواند جنگ قدرت درون رژیم را متوقف کند؟
پس رژیم چند شقه است و سلایق و گرایشات مختلف سیاست خارجی و منطقهای و داخلیاش رو به هر طرف میکشن. درست وقتی که طرح «عفاف و حجاب» قرار بود تصویب بشه، همین دو دستگی باعث شد که طرح چند بار بین ارگانهای مختلف دست به دست بشه و آخرش هم اجرا نشد. طرح «صیانت از کاربران فضای مجازی» چند بار بین مجلس و شورای نگهبان پاسکاری شد. همین الان طرح به اصطلاح ضدجاسوسی توسط جناح قالیباف و سایرین بلوکه شده.
مشکل اصلی مجتبی هم دقیقاً همینه. اگر جنگ نبود و موجودیت رژیم به خطر نیفتاده بود، بعیده که از درون تعادل و جنگ قدرت داخلی مجتبی میتونست به کرسی ولایت فقیه برسه. و افشاگریهای اخیر آخوند خرازی از بیت خامنه ای همین رو نشون میداد
به همین خاطر هم پذیرش آتش بس، ولو مقطعی و با امتیازات کلان اقتصادی، برای رژیم و شخص مجتبی خامنهای مرگباره.»
چرا این رو میگین؟ تفاهم نامه که دارای امتیازات عدیده اقتصادی بود و میتونه راه نجاتی برای رژیم باشه.
احسان شریفی: «حرف شما در صورتی درسته که رژیم فقط مشکل اقتصادی داشته باشه. بعد از امضا برجام در سال ۹۴ حسن روحانی و تمام طیف اصلاحطلبان و بسیاری تحلیلگران خارجی فکر میکردن الان همه چیز در ایران به ثبات خواهد رسید. میلیاردها دلار به جیبهای رژیم سرازیر شد و داراییهای بلوکه شده آزاد شد. تقریباً ۲ سال بعدش قیام سال ۹۶ رو داشتیم. چون نه تنها سرمایه گذاری در اقتصاد و زیرساختها صورت نگرفت، بلکه همه خرج اتمی و موشکی و نیابتی و سرکوب داخلی شد با پول که بحران مشروعیت حل نمیشه. جنگ قدرت برطرف نمیشه، بلکه بیشتر میشه. از طرف دیگه هزاران هزار خانوادهای که عزیزانشون در قیامهای سراسری در ۴ دهه گذشته از دست دادن، مگه ساکت میشن؟
پس چه رژیم آتش بس رو قبول بکنه و چه نکنه، سرنوشت محتومش قرار گرفتن در برابر مردمیه که نیم قرن سرکوب و غارت کرده.»
