دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان گذشت؛ چرا سقوط ریال مستقیم سفره مردم را هدف گرفته؟
۱۴۰۵/۶/۵
دلار بالا میرود، سفره مردم کوچکتر میشود؛ مقصر این سقوط کیست؟
گفتگو با فریدون سلیمی
خب بپردازیم به ادامه برنامه و یکی از موضوعات مهم این روزهای ایران رو میخوایم مورد بررسی قرار بدیم. بالا رفتن ارزش دلار و کاهش ارزش ریال موضوع این روزهای جامعه ایرانه. یکی از مهمترین موضوعات هستش. این وضعیت چه تاثیرِ در واقع ملموس یا مادی بر روی زندگی مردم داره و چشمانداز اون چی هستش؟ کارگزاران رژیم مواضعشون چیه و سمت و سو به کدام سمت هستش؟ همراه هستیم با آقای فریدون سلیمی تا به این موضوعات بپردازیم.
آقای سلیمی، همونطور که در مقدمه هم گفتم عبور دلار از مرز بیست هزار تومن در برابر هر دلار که خب این روزها شاهدش بودیم و تا بیست و شش هزار تومن هم افزایش داشته، به نظر شما معنی این از دست دادن ارزش ریال در برابر دلار چه هستش؟ بهخصوص در زندگی روزمره مردم.
بله. خب طبعاً اینکه فقط تغییر قیمت ارز نیست، اونم با این شدت و حدتی که ازش صحبت کردیم و الآن شاهد این وضعیت هستیم، طبعاً سقوط ارزش پول ملی و از اونور هم به اصطلاح باید گفت محصول شکست سیاستهای ساختاری رژیم هستش، سیاستهای اقتصادی تحت حاکمیت آخوندها که الآن میبینیم با بالای بیست هزار تومن پول ارزش ملی چطور سقوط فاحش رو شاهد هستیم و طبعاً خب این هزینه این سیاستهای ویرانگر رژیم رو هم طبعاً مردم ایران میپردازند یعنی باید از پول معیشت و زندگی و سفرهشون بزنند، از درمانشون بزنند، عرضم به حضور از مسکنشون بزنند و حتی از آینده فرزندانشون یعنی دقیقاً این آثار در همه پهنههای اجتماعی و وضعیت خانوادهها تاثیرات خود و آثار خودشو داره.
مثلاً شما در نظر بگیرین مزد کارگری که پایه در سال جاری یک میلیون و ششصد و بیست و پنج هزار یا ششصد و بیست و چهار هزار تومن تعریف شده بود، خب الآن با ارز بیست هزار تومانی شما در نظر بگیرید که نزدیک هشتاد و یک یا هشتاد و دو دلار میشه یعنی یک کارگر با یه چنین پولی با یک چنین پایهای باید مخارج زندگی و هزینه خودش را تامین کنه و به مسائل جواب بده. خب در نظر بگیرید حتی مثلاً فرضاً برای یک کارگری که خانواده داره با یک فرزند، سقف این پول صد و بیست و چهار یا صد و بیست و سه دلار میشه.
خب با یه چنین مبلغی با این هزینههایی که ازش صحبت میکنیم و کاهش پول ارزش ملی، خب این یک فشار کمرشکنیه روی مردم ایران داره همین الآن در همه پهنهها وارد میکنه. من فقط یه آمار مقایسهای چندجا از کشورهای همین همسایه را مثلاً من اشاره بکنم، مثلاً در امارات برای همین یه کارگر ساده حقوق پایه پانصد و نود دلاره یا در ترکیه سیصد و هشتاد دلار هستش یا مثلاً در کشور آذربایجان دویست و پنجاه دلار هست.
کشورهای اروپایی که دیگه جای خود، از هشتصد و نهصد هست. خب میبینید که در قیاس با همین همسایههای اطراف چطور یک کارگر با هشتاد و یک دلار یا صد و بیست و چهار دلار یک خانواده باید وضعیت و معاش خودشو حل و فصل کنه. حالا اینو در مقایسه با سال ۹۵ ببینیم، در سال ۹۵ مزد کارگر هشتصد و دوازده هزار تومن بوده، اون موقع دلار بوده سه هزار و پانصد تومن که ارزش به اصطلاح درآمد یک کارگر به دلار دویست و سی و دو دلار بوده و اینها.
همین پایه رو مقایسه کنیم با هشتاد و یک دلار، ببینین چه کاهش عظیمی یعنی تقریباً یک سوم در واقع دستمزد کارگر کاهش پیدا کرده به یک سوم یعنی دو سوم کم شده، ۶۴ یا ۶۵ درصد کاهش پیدا کرده. خب در چنین وضعیتی خب طبعاً باید گفتش که رژیم واقعاً به عمد داره چنین فقری را تحمیل میکنه و کارگران ما زیر فقر مطلق زندگی میکنند.
این اون وضعیت هست و طبعاً حاصل این طبعاً چاپ پولهای بدون پشتوانه، طبعاً فساد ساختاری، طبعاً به اصطلاح غارت و چپاولیه که توی رژیم وجود داره و همینطور هزینهکردهایی که برای بودجههای نظامی و منطقهای و جنگ و موشکی و اینها هزینه میشه، بخش جدیای از این هزینهها به جای اینکه به معیشت مردم پاسخ داده بشه. خب اینها همه نتیجهاش و محصولش همین میشه که ما میبینیم که وضعیت چنین رقتباری را برای مردم ایران ایجاد کرده.
آیا رژیم واقعاً پول ندارد یا اولویتهایش جای دیگری است؟
درسته. بذارید من به همین نکتهای که اشاره کردید آقای سلیمی. ببینید خب اگر وضعیت به اصطلاح خیلی نامساعد و خراب اقتصادی اجتماعی که الآن تویش شما هم توصیف کردید در مقایسه با سالهای گذشته، در مقایسه با کشورهای همسایه، آیا قاعدتاً کل رژیم نباید متمرکز بشه روی این وضعیت اقتصادی و کاهش فشارها بهخصوص روی مردم؟ ولی خب الآن ما خبرهایی که میبینیم این نیست، بهخصوص خود باند خامنهای متمرکزه روی این جنگ. فکر میکنید که واقعاً علّتش چیه؟ آیا رژیم به هیچ وجه پول نداره، نمیخواد، اولویتش نیست؟ اون دلیل اصلی که این کارها را نمیکنه چیه؟
بله. خب راست میگید حاکمیتی که واقعاً پاسخگو و مسئول در مقابل مردمش باشه باید همین کارو بکنه یعنی همه ظرفیت و توانشو باید بذاره برای بهخصوص که الآن میخوان قیمت دوباره گرون کردن بحث بنزین هست که اونم مطرح هست، بله. خب این به جای یعنی یک دولت پاسخگو طبعاً باید بپردازه به همین کنترل تورم، وضعیت همین ارز و ارزش ملی و مهار این وضعیتی که در واقع داره کمر ملت را میشکنه. ولی خب میبینیم که رژیم نه تنها متمرکز این نیست، بلکه تلاش میکنه با جنگ و بحرانسازی به مسائل خود پاسخ بده. خب رژیم یک صورت مسئلهای داره، اون صورت مسئله چیزی نیست الا اینکه در تمام این سالیان و بهخصوص در این ایام به وضوح بسیار بسیار روشنتری بهخصوص که در بنبستهای بیشتری گیر کرده، میبینیم که خب رژیمی که قادر به پاسخگویی به مسائل جامعه و اقتصاد نیست لاجرم تلاش میکنه به جای تمرکز بر اقتصاد که در بنبست هست، تمرکزشو بذاره با بحرانسازیهای خارجی و با جنگ و هزینههایی که برای اون به اصطلاح میپردازه به اصطلاح بتونه جامعه و وضعیت انفجاری جامعه رو مهار بکنه.
شما در نظر بگیرین این رژیم همواره دو تا ابزار داشته برای پاسخ به چنین به اصطلاح وضعیت انفجاری جامعه. یک، سرکوب بوده و دو، بحرانسازیهای خارجی و جنگافروزیهای خارجی. خب رژیم ما میبینیم همچنان روی همین دو ابزار سواره و البته در ابعاد بسیار گستردهتر اون تلاش میکنه به کار بگیره. خب چرا دنبال جنگه؟ چرا دنبال بحرانسازی خارجیه؟ خب از یک طرف وقتی این کارو میکنه میتونه به اصطلاح وضعیت و شرایط امنیتی جامعه رو یعنی اون مقاومتی، اون شرایط انفجاری که تو جامعه هست رو با مارک دشمن و آشوبگر و غیره و ذالک و اغتشاشگر در واقع سرکوب بکنه. این رو بهانهای میکنه برای اینکه مشروعیت بده به سرکوب و به اصطلاح اعدامهایی که میکنه که میبینیم هر روز هم داره افزایش پیدا میکنه از یک طرف.
