جنگ گرگها در رأس حاکمیت؛ حمله پزشکیان به جبلی و تشدید جدال باندهای رژیم
۱۴۰۵/۶/۹
افشای انتقاد پزشکیان به صدا و سیمای رژیم، با واکنش شدید کیهان ولایت، صابرین نیوز وابسته به سپاه پاسداران و آخوند رسایی مواجه شد
درگیری باندهای حکومتی بر سر «وحدت» و چگونگی ادامه جنگ، از اختلافات عمیق در رأس رژیم و نگرانی از پیامدهای اجتماعی و سیاسی بحرانهای موجود پرده برمیدارد.
پزشکیان در جلسه هیأت دولت با انتقاد از عملکرد صدا و سیمای رژیم خطاب به جبلی، رئیس رادیو و تلویزیون رژیم، گفت:
«ببین آقای جبلی، من میگم اصلاً صدا و سیما را وقتی من باز میکنم نمیدونم چرا اصلاً الآن نمیخوام نگاه کنم. منی که نسبت به شما، نسبت به انقلاب، نسبت به نظام بالاخره تمام زندگیمون را میخواهیم بگذاریم، این نگاه را پیدا میکنند. ببین مردم چه نگاهی پیدا میکنند. حالا من نمیخوام اوقات تلخی بکنم ولی دیگه نگاه نمیکنم. اون دفعه بهت گفتم که قبلاً، حالا دیگه اصلاً نگاه نمیکنم، ولش کردم. نگاه میکنم اعصابم خراب میشه، میگم ولش کن بابا، مثلاً چکارش داری. غلطی که روند قضیه اینه که ما الآن بیش از هر زمانی به وحدت، انسجام، یکصدایی نیاز داریم».
کیهان ولایت: سرنخهایی از یک «مأموریت سمی»!
کیهان ولیفقیه با اشاره به کلیپ حمله پزشکیان به جبلی، رئیس رادیو و تلویزیون رژیم، در جلسه هیأت دولت، زیر عنوان «سرنخهایی از یک مأموریت سمّی» نوشت:
«این پروژه، دستپخت کیست؟ چه کسانی بلافاصله پس از تأکید رهبر انقلاب بر وحدت و انسجام در برابر دشمن، حرفهای تاریخ گذشته را به بیرون درز دادهاند؟ هدف از دامنزدن به دودستگی در فضای عمومی، و مشغولسازی مردم در اوج تهدیدات دشمن چیست؟ چه کسانی پشت ماجرا هستند؟ دفتر رئیسجمهور و برخی معاونان آن؟ رئیس شورای اطلاعرسانی دولت؟ یا برخی عناصر بدسابقه که در این حلقهها نفوذ کردهاند؟»
صابرین نیوز وابسته به سپاه: «جناب پزشکیان! ظاهراً پیام رهبری به گوش شما نرسیده!»
صابرین نیوز وابسته به سپاه پاسداران نیز زیر عنوان «جناب پزشکیان! ظاهراً پیام رهبری به گوش شما نرسیده!» نوشت:
«آقای رئیسجمهور، ظاهراً پیام اخیر رهبر انقلاب مبنی بر حفظ وحدت را کلاً ندیدید، دوستان اطرافتان هم که قطعاً نشنیده گرفتهاند! پس حالا که فیلم انتقادتان را به صدا و سیما منتشر کردید، از آقای آشنا و عباد اجازه بگیرید صحبتهای رئیس صدا و سیما هم در ادامه این فیلم منتشر شود یا توبیخ وزیر نفت را هم توسط رئیسجمهور که در حد عزل باهاش برخورد کرد منتشر کنید! یا توبیخ شدید سقاب توسط معاون اول در جلسه دولت را هم بیرون بدهید!»
آخوند رسایی: «اگر کسی نمیتواند، باید صادقانه صندلی را تحویل دهد»
آخوند رسایی، نایبرئیس کمیسیون فرهنگی مجلس رژیم، ـ ۷ شهریور ـ در ادامه این جدال گفت:
«شما امروز نگاه بکنید، امروز که من واقعاً تأسف خوردم از این شکل موضعگیری، آقای رئیسجمهور محترم در مواضعشون اومدن مجدداً اظهار ضعف و ناتوانی و نتونستن و اینکه یه عدهیی نمیدونند دولت در چه وضعی هست، فرماندهان ما در چه وضعی هستند. مشکلات توی چه حد. هی جنگ، جنگ و اینا. ما الآن در بهترین موقعیت هستیم، جنگ تموم کنیم، نباید بیشتر از این ادامه بدیم.
ما این حرفا رو نقد نکنیم، بالاخره یه جوره نقد بکنیم، یه عده میان میگن آقا رهبری توصیه کرده که وحدت. توصیه به وحدت، وحدت حول پرچم ایرانه، وحدت حول ولایت فقیه، وحدت حول مبانی دینی و اسلامه، نه حول افراد و اینها. عین توصیه آقا چیه در ۱۴ خرداد ۴۵ در مقام مقابله با جنگ ترکیبی دشمن، هر گونه اقدامی موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم بشه کمک به دشمن میشه.
من الآن به آقای رئیسجمهور میگم آقا، تو یار دوازدهم نشو برادر من. شما که در رأس یک کشور هستی نباید بگی. اظهار ضعف میکنی، طرف مقابل که نمیاد یک چیزی بگذاره کف دستمان. او میفهمه که باید فشار بیشتری بیاره. این از بیانات حضرت آقا هست، عین همین را رهبر شهید فرمودند که اظهار ضعف دشمن رو جریتر میکنه.
وقتی که من میبینم رئیسجمهور محترم تو هفته اول جنگ، یادتون باشه توی هفته اول هنوز رهبر انتخاب نشده بود، بعد از شهادت رهبری، ایشون اومد توی برنامه ضبطشده، نه توی برنامه زنده، بگیم تپق زده ، از دهنش در رفت، یک چیزی گفت. برنامه ضبطشده یعنی میدونه چی داره میگه. اگر هم تپق بزنه بعداً میتونه بگه اینجاش رو اصلاح بکنه، دربیاره.
اومد از کشورهای حاشیه خلیجفارس عذرخواهی کرد که ما به شما حمله کردیم، ببخشید ها. این سپاه بود دیگه، کار خودسر میکنن. آخه تو باید یقه اونایی رو بگیری که شما برای چی اصلاً خاکت رو در اختیار دشمن مسلمانها گذاشتی که از اونجا بیاد به ما حمله بکه. اگر حمله بکنه من میزنم توی سرت دیگه.
حالا دیر هم نشده. اگر کسی نمیتونه، راه درست اینه آقا، شما فکر میکردی میتونی، اومدی، شورای نگهبان هم فکر میکرد شما میتونی، فرصت رو در اختیارت گذاشتند. مردم هم یک اکثریتی فکر میکرد شما میتونی، به شما اعتماد کردند.
حالا هر سهتامون به این نتیجه رسیدیم که آقا بزرگوار، عزیز من، برگردم. واقعاً من نمیفهمم چرا باید ما سینهخیز بریم. ما میخواهیم برویم قله. این آدم گفت آقا من این کولهپشتی رو میارم. این هم خلاصه شیر شده و جو گرفتنش، کولهپشتی رو انداخت روی دوشش تا یک مسیری اومد، میبینه که نمیتونه، نفسش بریده، کولهپشتی براش سنگینه.
اینجا که دیگه ما نباید بگیم توی چون اینرو برداشته حتماً ادامه بدهی و بری. نه خب اینجا بهش گرد و خاکی شده ، لباسشو بتکانیم، یه دستی به سر و روش بکشیم، دو تا صلوات بفرست، دمش گرم، تا اینجا اومد. بعضیا فکر میکنن اگر ما گفتیم عدم کفایت سیاسی اصلاً این دیگه گویی این آدم دیگه شده، نه، همیشه عدم کفایت سیاسی بهمعنای ضد انقلاب بودن نیست.
