جاودانگی مجاهد والا مژگان مهدوی

۱۴۰۵/۶/۱۱

خواهر مجاهد والا مژگان مهدوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران و عضو شورای ملی مقاومت پس از ۴ دهه نبرد حرفه‌یی و بی‌وقفه با فاشیسم دینی در صفوف مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی پس از یک سال بیماری در اثر عارضه ریوی در آلبانی درگذشت و به یاران شهید و صدیقش پیوست.

سفرت مبارک

ای انقلابی دلاور و شجاع،
ای‌فرمانده فروتن،
ای‌دوست مهربان،
ای‌کسی که‌ تا آخرین‌نفس
با انقلاب زیستی.

درسوگ تو گریه نمی‌کنیم،
اما به‌زندگی سراسر افتخارت سرتعظیم فرود می‌آوریم 

خواهر مجاهد مژگان مهدوی متولد ۱۳۴۰ در تهران، مهندس بیوشیمی در آمریکا، سال آخر دوره فوق‌لیسانس در اوکلاهما، از سال ۱۳۵۸ در ارتباط با انجمن دانشجویان مسلمان هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران در آمریکا قرار گرفت. از سال ۱۳۶۶ به فعالیت حرفه‌یی و تمام وقت روی آورد.

او در مصاحبه‌یی با رادیو مجاهد در تیر ۱۳۷۵ در پاسخ به‌این سؤال که چرا زندگی توأم با رفاه را در آستانهٔ گرفتن مدرک فوق‌لیسانس ترک کرده و به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران پیوسته از جمله گفت:

 مصاحبه رادیو صدای مجاهد با مجاهد والا مژگان مهدوی ـ‌ ۲۵ تیر ۱۳۷۵

من دانشجوی فوق‌لیسانس مهندسی بیوشیمی بودم. به‌رغم این‌که تمام امکاناتی رو که می‌خواستم به‌لحاظ دنیای بیرونی جامعه بیرونی داشته باشم یعنی همیشه توی زندگیم یک گمگشته‌یی داشتم، یک هدف برای زندگی کردن نهایت اون دنیا چی بود، همیشه توی اون دنیا، به‌رغم این‌که بالای ده سال بود که تو آمریکا زندگی می‌کردم ولی همیشه یک گمگشته داشتم خوب بالاخره آدم چطوری می‌تونه تو خارج کشور بمونه راحت زندگیشو بکنه در صورتی که می‌بینه مردمش توی ایران داره اینجور سرکوب می شند، زنها اینجوری دارن روزانه شکنجه می شن، حتی نمیتونند نوع پوشاک خودشون رو انتخاب کنند، به هر بهانه‌یی به هر دلیلی سرکوب می شن به وحشیانه‌ترین وجهی، چی دارن سرکوب می شن و استثمار می شن، خوب بالاخره آدم مگه چه جوری می‌تونه این چیزها رو تحمل کنه، چه جوری می‌تونه آخه زندگی کنه آب خوش اصلاً از گلوش بره با توجه به این‌که می دونه تو ایران داره یک چنین چیزهایی می گذره، خوب بالاخره چی نهایتاً چی، تنها راه برای من چی بود آمدن به ارتش بود، چه برای به‌دست آوردن آرمانهایی که می خواستم، هم برای چی، برای اینکه اون زنان رو که من خودم هم یکی از اونها هستم از زیر این اختناق از زیر این سرکوب در بیارم.

قهرمان مجاهد خلق از سال ۱۳۶۷ به‌طور حرفه‌یی در قرارگاه اشرف در ارتش آزادیبخش ملی ایران به کار پرداخت و پس از شرکت در سلسله عملیات ارتش آزادی سریعاً به‌دلیل صلاحیت‌هایش به فرماندهی یکی از یکانهای رزمی ارتقا یافت.

 مصاحبه رادیو صدای مجاهد با مجاهد والا مژگان مهدوی ـ‌ ۲۵ تیر ۱۳۷۵

با سلام به شنوندگان عزیز رادیو مجاهد من مژگان مهدوی هستم و سال ۱۳۶۷ به ارتش آزادیبخش پیوستم و مسئولیت فعلی‌ام هم فرماندهی یکی از یگانهای تانک ارتش آزادیبخش هستم. من از ابتدای ورودم به ارتش آزادیبخش وارد آموزشهای پیاده شدم اول سلاحهای پیاده رو آموزش دیدم بعد رزم پیاده رو دیدیم با تغییر دستگاه ارتش آزادیبخش از پیاده به مکانیزه اولین آموزشهای زرهی که گرفتم رانندگی نفربر بی.ام.پی بود بعد ام.تی.ال.بی بود. وقتی که تانک تی ۵۵ وارد دستگاه نظامی مون شد حدود دو سال راننده تانک تی۵۵ بودم بعد آموزشهای سلسله مراتب فرماندهی رو گرفتم، ابتدا تاکتیک فرماندهی بود بعد آموزشهای ارتباطات با دستگاههای ارتباطی رو گرفتم بعد آموزش برجک تی۵۵ رو گرفتم و به مرور طی سالیان وارد آموزشهای فرماندهی گروهان تانک شدم، مهندسی، توپخونه، اداری، و آموزشهای لازم برای فرماندهی یک گروهان تانک رو گرفتم.

خواهر مجاهد مژگان مهدوی در سال ۱۳۷۸ در قرارگاه حبیب در ۳۵ کیلومتری مرز ایران فرماندهی بخشی از نیروها را برعهده داشت.

ساندی تایمز که با مجاهد والا مژگان مهدوی در سال ۷۶ مصاحبه کرده بود، می‌نویسد:

مصاحبه مجاهد صدیق مژگان مهدوی با ساندی تایمز در رادیو صدای مجاهد ۱۳ اردیبهشت ۱۳۷۶

مژگان مهدوی تنها ریسکی که در گذشته می‌پذیرفت عبور از ترافیک واشنگتن در مسیرش برای رفتن به محل کارش بود. اما حالا هر روز زندگی خود را به‌عنوان فرمانده تانک در ارتشی که توسط زنان رهبری می‌شود و برای سرنگونی حکومت ایران نقشه و طرح می‌ریزد، به خطر می‌اندازد.

مژگان که اکنون یک یونیفورم سبز رنگ گرد و غبار گرفته بر تن کرده و روسری سبز رنگی بر سر دارد زندگی منظم و خانه راحت خود در آمریکا را با صحراهای شمال عراق عوض کرده است. این اقدامی علیه سران رژیم ایران است که با زنان به‌عنوان شهروند درجه ۲ برخورد می‌کنند.

مژگان مهدوی در حالی که لوله تانک تی ۵۵ ساخت روسیه خود را تمیز می‌کرد گفت: به‌عنوان یک زن من فکر می‌کردم که این کارها را نمی‌توانستم انجام بدهم اما اکنون اینها را آموخته‌ام. بعد از شرکت در اولین نبرد این کار بسیار ساده بود.

خواهر مجاهد مژگان مهدوی در مراسم سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین در شهریور ۱۳۷۸به‌عنوان یکی از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی معرفی شد.

قهرمان پاکباز مژگان مهدوی در دوران پایداری پرشکوه ۱۴ ساله در اشرف و لیبرتی نیز فرماندهی یکانهای مختلفی از ارتش آزادیبخش را به عهده داشت و در نبردهای ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ و ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ و حملات بعدی در لیبرتی به شایستگی درخشید.

او در ۶و۷ مرداد در صف مقدم نبرد با مزدوران نیروی تروریستی قدس که به فرماندهی دژخیم قاسم سلیمانی به‌اشرف حمله کرده بودند حضور داشت.

مجاهد صدیق مژگان مهدوی پایداری در برابر محاصره و انواع حملات مزدوران نیروی تروریستی قدس به اشرف و لیبرتی را بخشی از نبرد سرنگونی می‌دانست. او در تجدید عهد خود در سال ‍۱۳۹۲ در همین مورد چنین نوشت:

ایمان دارم که رزم و نبردمان در لیبرتی همان جنگ مقدس سرنگونی است و اگر شرایط به سمتی بچرخد، همان تکیه‌گاه آرمانی سرفراز حاضر به یراق خواهم بود و پاهایم را چون میخ در زمین می‌کوبم و درس فراموش ناشدنی به استعمار و ارتجاع نشان خواهم داد. هیچ افتخار و سعادتی برایم بالاتر از مجاهد بودن نیست.

در روز یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۱ به هنگام بازرسی اموال چهارمین گروه از ساکنان اشرف برای انتقال به لیبرتی، نیروهای سرکوبگر عراقی به نام سوآت، با سنگ و چوب و چماق و میله آهنی و باتون الکتریکی به ۲۸ مجاهدی که با مژگان مهدوی درصدد انتقال بودند، وحشیانه حمله کردند و آنها را به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

وحوش شیشه‌های خودروهای مجاهدین را با سنگ و قنداق تفنگ خرد کردند و لاستیکهای خودروها را با چاقوهای بزرگ پاره کردند. یکی از مجروحان این حمله خواهر مجاهد مژگان مهدوی بود که پای او در اثر ضربات مزدوران شکست.

ابعاد وحشیگری و حمله به اندازه‌ای بود که مارتین کوبلر نماینده وقت دبیرکل ملل متحد ناگزیر شد آنرا به‌عنوان «یک حادثه» در ۱۰ آوریل ۲۰۱۲ به اجلاس نوبه‌ای شورای امنیت ملل متحد درباره اشرف گزارش کند، بدون این‌که مقصر و جلاد قاسم سلیمانی را که در پشت این حمله بود معرفی کند.

انقلاب ایدئولوژیک سرفصل دوران درخشانی از زندگی انقلابی مجاهد والا مژگان مهدوی بود. او در مصاحبه‌یی با رادیو صدای مجاهد در ۱۷ اسفند ۶۸ درباره انقلاب مریم رهایی از جمله گفت:

مصاحبه رادیو صدای مجاهد با مجاهد والا مژگان مهدوی – ۱۷ اسفند ۶۸

مسئول اول شدن خود خواهر مریم گویای تمام حرفهاست گویای حرف تمام زنان ایران که هیچ‌وقت نتونستن حرف بزنند گویای تمام حرفایی رو که زنای دنیای تو تاریخ به قید و بند با زنجیرهای تو دستشون هیچ‌وقت نتونستن حرف بزنند هیچ‌وقت نتونستن چیزایی که بهشون می‌گذشته و می‌دیدند و می‌دیدند بگن بیانگر تمام اون حرفهاس بیانگر توانایی زن، بیانگر جایگاه زن، بیانگر این‌که مجاهدین چه جوری و محتوا و عمیقاً معتقدند به چیزایی که می‌گن به حرف‌هایی که می‌زنند ما توی این چند سال هم تو این مبارزه که با خمینی می‌کردند همه رو نشون دادند همه رو گفتند و پایدار استوار روی حرفاشون وایسادند.

او در مصاحبه با خبرنگار آسوشیتدپرس در یکی از قرارگاههای ارتش آزادیبخش نیز گفت:

به‌عنوان یک زن شما تصور می‌کنید، قادر به انجام هر کاری که می‌خواهید یا امید به انجام آن دارید، نیستید. اما از وقتی به اینجا آمدم، یاد گرفتم که می‌توانم به هر چیزی می‌خواهم دست پیدا کنم.

مجاهد قهرمان مژگان مهدوی بعد از انتقال مجاهدین از عراق مسئولیت‌های گوناگونی را در ستادهای سیاسی و روابط خارجی عهده‌دار بود.

مجاهد والا مژگان مهدوی در تجدید عهد خود در سال ۱۴۰۴ چنین پیمان بست:

رهبری ما در ۶۰ سال گذشته در پیشبرد آرمان ما با مشخص کردن هویت مجاهدین و مرزبندیهای آن در هر دوره به‌خصوص در چهار دهه گذشته با انقلاب خواهر مریم در برابر ارتجاع و بورژوازی به ما قدرت و رزمندگی و بقا و پیشروی داده است و من هویت مجاهدی خودم را  به عنوان یک زن مجاهد و عضوی از شورای مرکزی سازمان در گرو مرزبندی هر چه عمیق‌تر با ایدئولوژی بورژوازی می‌بینم و این مرزبندی عمیق و ضداستثماری است که می‌توانیم بجنگیم و آرمان، سازمان، و خلقمان را به پیروزی برسانیم.

او هم‌چنین در نقشه مسیر خود در سال ۱۴۰۵ نوشت:

من به‌عنوان عضوی در شورای مرکزی سازمان مجاهدین می‌خواهم در این جنگ جنگها و آزمایش آزمایشات با کمک خواهران، راهگشا، مسئول و پاسخگو باشم. ما اجازه نمی‌دهیم ارتجاع و استعمار کارشان را بکنند، بلکه این بار سرنوشت و نقشه مسیرمان را با کمک گرفتن از انقلاب خواهر مریم خودمان می‌نویسیم. امسال مانند سال گذشته نیست. چون دورانی است که در عملیات پتک آتشین فروغ ۲، می‌توان و باید انقلاب خواهر مریم را اثبات کردیم. بدون توپ و تانک، فقط با اتکا به انقلاب و قوانین آن و به‌کار گیری توانمندیها و دارایی‌هایمان در تشکیلات و انقلاب نه تنها این رژیم را شگفت‌زده کردیم بلکه توانستیم از ارتجاع و استعمار با فدای حداکثر و فدیه دادن پیشی بگیریم و اجازه ندهیم سرنوشتمان را آنها رقم بزنند.

پیام تسلیت خانم مریم رجوی

با تسلیت به‌خاطر فقدان دریغ‌انگیز شیرزن مجاهد خلق مژگان مهدوی، به ۴ دهه جنگاوری و پاکبازی او در نبرد با دیکتاتوری دینی درود می‌فرستم. به‌راستی که قهرمانان والا و فداکاری هم‌چون مژگان ستارگان درخشان سپهر سیاسی ایران در ظلمات ستم و تبعیض آخوندهای زن‌ستیز و ضدبشر هستند.

مژگان مهدوی نمونهٴ درخشان زن رزمنده ایرانی است که با صرفنظر کردن از تمام امتیازات و مواهب و امکانات زندگی و مدارج تحصیلی و شغلی خود همه چیز را برای آزادی میهن و خلق تحت ستم در طبق اخلاص می‌گذارد و نبرد آزادیبخش در پرخطرترین نقاط و بیابانهای مرزی را ترجیح می‌دهد.
زن و مرد ایرانی با چنین سرمشق‌ها و آموزگارانی است که در پیکار آزادی پیروز می‌شوند. من از امثال مژگان مهدوی و اکرم شهرابی و زهره قائمی که افتخارات جاویدان زن ایرانی و تاریخ میهن ما هستند، به خود می‌بالم.

مژگان اکنون به همرزمان صدیق و شهیدش پیوسته اما نام و راه تابناک او چراغ راهنمای دختران و زنان شورشگر میهن در نبرد سرنوشت و جنگ جنگها برای به زیر کشیدن استبداد خون‌آشام دینی می‌درخشد و درس شجاعت و جنگاوری برای آزادی ایران می‌دهد.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط