دادخواهی یا ضرورت امروز؟ چرا کنفرانس بینالمللی درباره اعدامهای سیاسی ایران همچنان اهمیت دارد؟
۱۴۰۵/۶/۲۶
از جنایتهای دهه ۶۰ تا امروز؛ دادخواهی فقط روایت گذشته است یا راهی برای مقابله با تکرار جنایت؟
گفتگو با فرخنده ذاکری
کنفرانس بزرگ دادخواهی که بهصورت آنلاین در چند کشور جهان برگزار شد و طی روزهای اخیر از سیمای آزادی پخش شد، موضوعی است که امروز میخواهیم درباره آن صحبت کنیم. آیا دادخواهی صرفاً مربوط به قتلعامهایی است که دیکتاتوری ولایت فقیه در دهه ۶۰ و بهطور خاص در سال ۶۷ انجام داد؟ یا جنبهای مستمر دارد و برای امروز باید بیش از هر زمان دیگری به آن پرداخت؟ شرکتکنندگان در این کنفرانس که از برجستهترین حقوقدانان بینالمللی و گزارشگران سازمان ملل بودند، چه گفتند؟ همراه هستیم با خانم فرخنده ذاکری تا نگاهی به این کنفرانس داشته باشیم.
در هفتهای که گذشت، کنفرانس آنلاین درباره قتلعام ۶۷ برگزار شد. سؤال این است که اهمیت این کنفرانس چیست و با توجه به گذشت سالها از آن قتلعام، آیا این موضوع صرفاً به گذشته مربوط میشود و چرا به محور این کنفرانس تبدیل شده است؟
فرخنده ذاکری: حتماً به دو سؤال شما درباره اهمیت و زمان برگزاری این کنفرانس میپردازم؛ اما ابتدا شما را به عنوان کنفرانس ارجاع میدهم که بهنظر من پاسخ فشرده در آن نهفته است: «جنایتهای مداوم علیه بشریت، اعدامهای سیاسی در ایران و وظیفه اقدام».
در مورد قتلعامهای دهه ۶۰ و بهویژه قتلعام سال ۶۷، ابتدا باید بگویم که این حق ملت ایران است که تا آخرین نفر از جنایتکارانی که در این قتلعامها شرکت داشتهاند، محاکمه و مجازات شوند؛ همانگونه که مردم شعار میدهند: «نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم.»
چرا حضور حقوقدانان برجسته جهان به این کنفرانس وزن ویژهای داد؟
در مورد اهمیت این جلسه، یک وجه آن را میتوان از شخصیتهای شرکتکننده و حوزه فعالیت آنان دریافت. اجازه بدهید بدون ذکر اسامی چند نمونه را یادآوری کنم: مدیر اجرایی کانون وکلای بینالمللی، دادستان دادگاه ویژه سازمان ملل برای سیرالئون، دادستان پیشین دادگاههای سازمان ملل برای یوگسلاوی و رواندا، مشاور ویژه پیشین دادستان دیوان کیفری بینالمللی در زمینه جنایت علیه بشریت، رئیس انجمن بینالمللی پژوهشگران نسلکشی و معاون گروه کاری سازمان ملل درباره ناپدیدسازیهای اجباری.
گرچه تنها چند نمونه را ذکر کردم، اما هدفم این بود که نشان دهم سخنان مطرحشده صرفاً مواضع سیاسی نبود، بلکه از منظر تخصصی و حقوقی بیان میشد. همین موضوع به بخشی از سؤال شما درباره اهمیت کنفرانس پاسخ میدهد.
اما این موضوع را باید از زاویههای دیگری نیز بررسی کرد. نخست شرایطی که کنفرانس در آن برگزار شد؛ شرایطی که در آن موضوع اعدام در ایران بهطور عام و اعدام زندانیان سیاسی بهطور خاص، از سوی حکومت بهعنوان راهحل بحرانهای خود مطرح میشود. از سوی دیگر، موضوع مقاومت در برابر دیکتاتوری و ایستادگی بر سر اصول، توجه افکار عمومی را جلب کرده است. از همین رو میتوان گفت این کنفرانس در شرایط یک رویارویی مهم سیاسی و اجتماعی در تاریخ معاصر ایران برگزار شده است.
قتلعام ۶۷؛ پروندهای تاریخی یا الگویی برای تداوم سرکوب؟
اما در پاسخ به این سؤال که آیا قتلعام ۶۷ موضوعی مربوط به گذشته است یا نه، باید گفت که در بسیاری از سخنرانیهای این کنفرانس بر یک نکته تأکید شد: قتلعام ۶۷ الگویی برای تداوم جنایت توسط حکومت بوده است.
یکی از شرکتکنندگان از آن با عنوان «ماشین جنایت» یاد کرد که همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد. اگرچه رسیدگی به قتلعام ۶۷ از منظر حقوق بینالملل نیز اهمیت دارد و به گفته لیلا سادات، مشاور ویژه دادستان دیوان کیفری بینالمللی در زمینه جنایت علیه بشریت، برای چنین جنایتهایی مرور زمان وجود ندارد، اما در اینجا سخن از یک جنایت ادامهدار است.
به گفته او، فقدان پاسخگویی درباره گذشته موجب شده است که عاملان این جنایتها عملاً از مجازات مصون بمانند و همین مسئله به تداوم نقض حقوق بشر انجامیده است. همچنین معاون گروه کاری سازمان ملل درباره ناپدیدسازیهای اجباری نیز تأکید کرد که در جرم ناپدیدسازی اجباری، گذر زمان تأثیری بر ماهیت جرم ندارد.
بنابراین، اگرچه جنایت علیه بشریت مشمول مرور زمان نمیشود و نمونههای تاریخی آن در رواندا، بوسنی و آفریقای جنوبی مورد اشاره قرار گرفت، اما علت اصلی اهمیت این موضوع به شرایط امروز و الگوی تکرارشونده سرکوب بازمیگردد.
در همین چارچوب، مریم رجوی نیز در سخنان خود اظهار داشت که دادخواهی بخشی از جنبش مردم ایران برای سرنگونی رژیم است.
از محکومیت لفظی تا اقدام عملی؛ پیام نهایی کنفرانس چه بود؟
اگر بخواهیم بحث را جمعبندی کنیم، باید به این سؤال پاسخ دهیم که پیام اصلی این کنفرانس چه بود؟
فرخنده ذاکری: حقیقت این است که پیام اصلی کنفرانس این بود که ابراز نگرانی و محکومیت لفظی دیگر کافی نیست و باید اقدامات عملی در دستور کار قرار گیرد.
از جمله موارد مطرحشده، ایجاد سازوکارهای بینالمللی برای محاکمه عاملان قتلعام ۶۷ بود. در این زمینه، سفیر استیون رپ، سفیر آمریکا برای عدالت کیفری جهانی، به نمونههایی از پروندههای مرتبط با صلاحیت قضایی جهانی اشاره کرد که در کشورهای مختلف درباره جنایتهای ارتکابیافته در سوریه مورد پیگرد قرار گرفتهاند. به گفته او، این تجربهها نشان میدهد که عاملان جنایت نمیتوانند برای همیشه از عدالت بگریزند.
یکی دیگر از خواستههای مطرحشده، مشروط شدن روابط تجاری و دیپلماتیک به توقف فوری اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی بود.
من اما میخواهم از جنبه سیاسی فراتر بروم و به موضوع حقانیت مقاومت که در این کنفرانس مورد تأکید قرار گرفت اشاره کنم. کلادیو گروسمن، مشاور ویژه دادستان دادگاه کیفری بینالمللی، در سخنان خود به جملهای از پابلو نرودا اشاره کرد: «میتوانند همه گلها را بچینند، اما نمیتوانند جلوی آمدن بهار را بگیرند.»
همچنین استفانی وولف، رئیس انجمن بینالمللی پژوهشگران نسلکشی، با اشاره به پیامهای منتشرشده از زندانها تأکید کرد که حکومتها ممکن است تلاش کنند آثار جنایتهای خود را از میان ببرند، اما حافظه جمعی انسانها از هر سازهای ماندگارتر است. او با اشاره به تخریب مزار جانباختگان گفت: «حافظه، والاترین شکل مقاومت است و در نهایت پیروز خواهد شد.»
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
