آن روی سکه فقر مردم؛ نفت گم‌شده، سفره‌های خالی و خشم انباشته

وقتی میلیاردها دلار ثروت ملی ناپدید می‌شود؛ چرا هزینه آن را مردم با گرانی و محرومیت می‌پردازند؟

در شرایطی که حکومت آخوندی با سیاست‌های خود شرایطی بحرانی و جنگی بر کشور حاکم کرده و موج گرانی‌ها فشار بی‌سابقه‌ای بر مردم وارد می‌کند، افشای پرونده‌های تازه از فساد و حیف‌ومیل سرمایه‌های ملی، ابعاد دیگری از بحران اقتصادی کشور را آشکار می‌سازد.

یک رسانه حکومتی به نام فرارو در ۲۳ شهریور نوشت که حسین صمصامی، نماینده مجلس، در اظهاراتی اعلام کرده است:

صمصامی: «بیش از ۸۶ میلیون بشکه نفت کشور، بدون اخذ تضمین و به‌صورت اعتباری به یک شخص واگذار شده و صرفاً ۳۰ میلیون بشکه به خریدار نهایی منتقل شده، اما سرنوشت ۵۶ میلیون بشکه نامعلوم است!»

صمصامی: «حتی در شریان‌های حیاتی و ارزی کشور دروازه‌هایی را برای دشمن گشوده‌ایم. به عنوان یک نمونه، بیش از ۸۶ میلیون بشکه نفت کشور، بدون اخذ تضمین و به‌صورت اعتباری به یک شخص واگذار شده و صرفاً ۳۰ میلیون بشکه به خریدار نهایی منتقل شده، اما سرنوشت ۵۶ میلیون بشکه نامعلوم است!»

نفت کجا رفت؟ پرسشی که میلیون‌ها ایرانی پاسخ آن را می‌خواهند

طرح چنین ارقامی در شرایطی صورت می‌گیرد که بخش بزرگی از جامعه ایران با مشکلات معیشتی گسترده دست‌وپنجه نرم می‌کند. در حالی که از سرنوشت ده‌ها میلیون بشکه نفت سخن گفته می‌شود، حکومت هزینه‌های آب، برق و گاز را به‌طور مستمر افزایش داده و فشار بیشتری بر خانوارها وارد کرده است.

آب همین‌جوری است، گاز همین‌جوری است، همه قیمت‌ها بالا رفته است.

در عرض یکی دو سال گذشته، قیمت‌ها افزایش شدیدی داشته‌اند. ما قبلاً هر دو ماه حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان پرداخت می‌کردیم. الان باید بیش از یک میلیون و ۲۰۰ تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان پول گاز بدهیم.

یک مرد: «مگر مردم به‌جز یخچال و فریزر و تلویزیون وسایل برقی دیگری هم دارند که اضافه مصرف برق باعث گرانی بشود؟»

پارسال دو تا دو و نیم میلیون تومان پرداخت می‌کردیم، الان به پنج میلیون تومان رسیده است.

قبض آب و برق و گاز قبل از عید کمتر بود، اما حالا سه برابر شده است. برای خانواده‌های بازنشسته که حقوق کمی دریافت می‌کنند، این هزینه‌ها بسیار سنگین است.

یخچال کار می‌کند و ما باید پول برقش را بدهیم، اما نه تا این اندازه؛ واقعاً هزینه‌ها برای ما بسیار زیاد شده است.

از قبض‌های سنگین تا سفره‌های کوچک؛ مردم بهای چه چیزی را می‌دهند؟

بله، حقیقت امروز ایران همین سکه دو رو است. یک روی آن، سرقت‌های میلیاردی و ابهام در سرنوشت میلیون‌ها بشکه نفت است که به باور منتقدان، بدون حمایت و نفوذ ساختارهای قدرت امکان‌پذیر نیست. روی دیگر این سکه، فقر، گرانی، محرومیت و فشار روزافزونی است که زندگی میلیون‌ها ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است.

اما این دو روی سکه، یک نتیجه مشترک دارند: خشم فزاینده مردم.

خشم انباشته جامعه؛ وقتی فریادهای اعتراض از دل زندگی روزمره برمی‌خیزد

نمونه‌ای از این خشم را می‌توان در سخنان یک جوان مشاهده کرد:

یک جوان: «آقای جمهوری اسلامی، می‌توانم دو سؤال از تو بپرسم؟ حکم تو چیست؟ تو که با سال‌ها دزدی، رانت، فساد و آقازاده‌بازی کاری کردی که روان جوان‌های این کشور این‌گونه آشفته شود.

چند آقازاده را اعدام کردی؟ چند اختلاسگر را اعدام کردی که داری معترضان را اعدام می‌کنی؟

روی سردر بانک‌ها نوشته‌ای بانک ملی ایران، اما یک جوان نمی‌تواند صد میلیون تومان وام بگیرد، در حالی که آقازاده‌ها میلیاردها میلیارد از آن دزدی می‌کنند.

من هیچ ترسی ندارم که بگویم سی سال از بهترین سال‌های عمرم را شما نابود کردید و تا شما باشید، بقیه آن هم نابود خواهد شد.

ببین با مردم چه کرده‌ای؛ مردمت دارند نان قرضی می‌خرند. می‌فهمی یعنی چه؟ مردم نان شب برای خوردن ندارند. به خدا به مغازه من می‌آیند و پول خرید یک پاستیل برای فرزندشان را هم ندارند.

مگر شما قابل دفاع هستید که از شما دفاع کنیم؟

وای بر شما، کمی خجالت بکشید.»

این سخنان، بازتاب بخشی از نارضایتی و فشار اقتصادی موجود در جامعه است؛ نارضایتی‌ای که با هر پرونده جدید فساد، هر موج تازه گرانی و هر فشار معیشتی بیشتر، عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌شود.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط