سکههای کاغذی یا راه نجات اقتصاد؟ پیشفروش طلا چرا با استقبال سرد روبهرو شد؟
۱۴۰۵/۶/۲۷
دولت از مردم پول میخواهد، اما آیا مردم هنوز به وعدههای سهماهه اعتماد دارند؟
در این قسمت میپردازیم به یک موضوع نسبتاً جدید؛ پیشفروش سکه طلا. انگار پیشفروش خودرو، مسکن و زمین و انواع وعدههای اقتصادی کافی نبوده که حالا نوبت به عرضه اوراق سلف تمام سکه طلا رسیده است. اما ماجرا چیست؟
بانک مرکزی اعلام کرده است که مردم اکنون بهای سکه را پرداخت کنند و سه ماه بعد، سکه طلا یا معادل نقدی قیمت روز آن را تحویل بگیرند. به بیان ساده، فرد امروز پول پرداخت میکند و سه ماه بعد یا سکه را دریافت میکند یا معادل نقدی ارزش آن را در زمان سررسید میگیرد.
همچنین اعلام شده که این اوراق قابل معامله هستند و دارندگان آن میتوانند پیش از سررسید نیز آنها را خریدوفروش کنند.
اما اجازه بدهید ابتدا به نتیجه این طرح نگاه کنیم.
روزنامه حکومتی «توسعه ایرانی» گزارش داده که از ۱۰۰ هزار قطعه اوراق عرضهشده، تنها حدود ۴۰ درصد آن به فروش رسیده است.
به عبارت دیگر، این طرح آنطور که طراحان آن انتظار داشتند با استقبال مواجه نشده است.
چرا بانک مرکزی به سراغ پیشفروش سکه رفت؟
در بررسی این طرح چند نکته قابل توجه است.
نخست اینکه اعلام شده هدف از اجرای این طرح، جذب حدود ۲۰ همت نقدینگی بوده است. اما در عمل میزان جذب منابع کمتر از پیشبینیها بوده و حدود ۹.۷ همت منابع جمعآوری شده است.
این موضوع نشان میدهد که طرح نتوانسته به تمامی اهداف مالی تعیینشده دست پیدا کند و استقبال عمومی کمتر از حد انتظار بوده است.
دوم اینکه این اوراق عملاً نوعی ابزار مالی جدید محسوب میشوند که امکان خریدوفروش آنها در بازار وجود دارد و قرار است برای مدتی سرمایه مردم را در اختیار دولت یا بانک مرکزی قرار دهد.
بیاعتمادی عمومی؛ مهمترین مانع موفقیت طرح؟
شاید مهمترین نکته در ارزیابی این طرح، موضوع اعتماد عمومی باشد.
این اوراق تنها سه ماهه هستند، اما حتی با وجود کوتاه بودن دوره سررسید، بخش قابل توجهی از مردم ترجیح دادهاند در آن مشارکت نکنند.
این مسئله را برخی تحلیلگران اقتصادی نشانهای از بیاعتمادی عمومی به وعدههای اقتصادی و مالی دولت میدانند؛ موضوعی که طی سالهای گذشته در بخشهای مختلف اقتصاد خود را نشان داده است.
تجربههای تلخ گذشته؛ چرا مردم محتاط شدهاند؟
مردم در سالهای اخیر بارها در طرحهای مختلف پیشفروش یا سرمایهگذاری مشارکت کردهاند.
در حوزه مسکن، بسیاری از متقاضیان سالهاست مبالغ مورد درخواست را پرداخت کردهاند اما هنوز به واحدهای وعده داده شده دسترسی پیدا نکردهاند.
در حوزه خودرو نیز بارها شاهد تغییر شرایط قراردادها، افزایش قیمتها و اعتراض خریداران بودهایم.
همین تجربهها باعث شده است که بخشی از جامعه نسبت به طرحهای جدید اقتصادی با احتیاط بیشتری برخورد کند.
از نگاه منتقدان، مشکل اصلی صرفاً خودِ اوراق سکه نیست، بلکه سابقهای است که در ذهن افکار عمومی باقی مانده و موجب تردید نسبت به اجرای کامل تعهدات میشود.
دولت به دنبال نقدینگی است یا مدیریت بازار طلا؟
حامیان این طرح معتقدند عرضه اوراق سلف سکه میتواند نقدینگی سرگردان را از بازار جمعآوری کند، فشار تقاضا بر بازار طلا را کاهش دهد و به مدیریت بازار کمک کند.
اما منتقدان میگویند هدف اصلی، جذب منابع مالی برای پوشش بخشی از نیازهای نقدی دولت است و موفقیت آن به میزان اعتماد مردم بستگی دارد.
به همین دلیل، استقبال محدود از این طرح برای بسیاری از ناظران اقتصادی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا میتواند نشانهای از ارزیابی مردم نسبت به سیاستهای اقتصادی موجود باشد.
در نهایت، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا اوراق سلف سکه به ابزاری موفق برای جذب سرمایههای مردم تبدیل خواهد شد یا سرنوشتی مشابه بسیاری از طرحهای نیمهموفق سالهای گذشته پیدا میکند؟
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
