زهرا امانپور؛ تظاهرات بزرگ ایرانیان در نیویورک همزمان با اجلاس مجمع عمومی ملل متحد
۱۴۰۵/۶/۳۱
دو ایران، دو چشمانداز؛ مردم ایران کدام آینده را میخواهند؟
در حالی که رهبران جهان در سازمان ملل جمع میشوند، میخواهم درباره دو ایران متفاوت با شما صحبت کنم؛ دو جهانی که دو دیدگاه کاملاً متفاوت را نمایندگی میکنند و دو سرنوشت کاملاً متفاوت برای مردم ایران رقم میزنند.
بیش از نیم قرن است که مردم ایران برای حق تعیین سرنوشت خودشان مبارزه میکنند؛ برای حق خودشان و برای اینکه خودشان سرنوشتشان را تعیین کنند.
در دوران شاه، یک سلطنت حاکم بود. قدرت متمرکز بود، اپوزیسیون سرکوب میشد، زندانیان سیاسی شکنجه میشدند و ساواک سمبل ترس و سرکوب بود.
در سال ۱۹۷۹، سال ۵۷، میلیونها ایرانی به خیابانها آمدند.
آنها خواهان یک حکومت مذهبی نبودند. تظاهرات کردند چون میخواستند به آزادی برسند، در زندگی سیاسی مشارکت داشته باشند و دولتی داشته باشند که متعلق به خودشان باشد.
اما آن انقلاب به سرقت رفت. تاج شاه با عمامه آخوندها جایگزین شد و یک حکومت مذهبی بر سر کار آمد.
دهها هزار زندانی سیاسی اعدام شدند، معترضان در خیابان به قتل رسیدند و زنان با یک سیستم کنترل بر زندگی، انتخابها و جایگاهشان در جامعه مواجه شدند.
آیا در کنار تاریخ دیکتاتوری، تاریخ دیگری از مقاومت هم وجود دارد؟
اما در کنار این تاریخچه دیکتاتوری، یک تاریخ دیگر را هم میبینیم؛ تاریخ یک مقاومت سازمانیافته.
سازمان مجاهدین خلق ایران ۶۱ سال پیش با این اعتقاد تأسیس شد که مردم ایران شایسته آزادی و استقلال هستند.
همه شما که امروز اینجا هستید، بخشی از این تاریخ هستید.
حضور شما نشاندهنده همین مبارزه است؛ مبارزهای که چند نسل را پشت سر گذاشته و با یک تعهد تزلزلناپذیر ادامه پیدا کرده است: اینکه جایگزین کردن یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر، هرگز نباید باعث توقف مبارزه شود.
دو مسیر پیش روی ایران؛ قدرت متمرکز یا حق تعیین سرنوشت مردم؟
برای همین، ما به همان دو ایرانی میرسیم که امروز در مقابل ما قرار دارند.
در یکی از آنها، قدرت متمرکز است؛ در رأس حکومت، چه با سلطنت و شاه و چه با جمهوری اسلامی و رژیمی که در ولایت فقیه خلاصه میشود؛ حکومتهایی که اجازه نمیدهند مردم ایران آنها را انتخاب کنند یا برکنارشان کنند.
آلترناتیوی که مقاومت ایران ارائه میکند، یک جمهوری دموکراتیک است؛ جمهوریای بر اساس انتخابات کثرتگرای سیاسی، جدایی دین و دولت، برابری حقوق اقلیتها و رد حکومت موروثی.
نقش زنان؛ تفاوت دو دیدگاه درباره آینده ایران چیست؟
و شاید هیچجا این تفاوت را بیشتر از نقش زنان نتوان دید.
رژیم ایران بیش از چهار دهه است که زنان را در معرض تبعیض قرار داده؛ تبعیض قانونی تحت قوانین خودش، و اجازه نمیدهد آنها در زندگی و جامعه مشارکت داشته باشند.
سازمان مجاهدین با رهبری زنان در این جنبش، آزادی زنان را از یک وعده به یک اصل حاکمیت تبدیل کرده است.
برای آینده سیاسی ایران، بیش از سه دهه است که زنان در بالاترین مواضع این سازمان حضور داشتهاند.
در همین ماه، خانم مهناز میمنت به دهمین زنی تبدیل شد که مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران میشود.
مهناز ایران با موانع بسیاری در این مبارزه روبهرو شد. مادرش توسط سپاه پاسداران به قتل رسید و دو تن از برادرانش نیز اعدام شدند، اما با این حال مسئولیت مبارزه را به عهده گرفت تا اینکه به عنوان مسئول اول این سازمان انتخاب شد.
به همین تفاوت دقت کنید.
رژیمی که سرمایه زیادی را برای مقابله با زنان صرف کرده، در برابر زنانی قرار دارد که دهههاست مبارزه میکنند و در رأس یک سازمان سیاسی قرار گرفتهاند.
اینها دو سرنوشتی هستند که در مقابل کشور ما، ایران، قرار دارند.
یکی میگوید قدرت متعلق به شاه است یا ولیفقیه.
دیگری میگوید استقلال و تعیین سرنوشت، از آنِ مردم ایران است.
ایرانی که من به آن اعتقاد دارم، ایرانی است که در آن زنان و مردان برابر باشند؛ اعتقادات آزادانه انتخاب شوند؛ رهبران را بتوان انتخاب کرد، نه اینکه حکومت موروثی باشد؛ و دولت از آنِ مردم باشد، نه اینکه مردم متعلق به حکومت باشند
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
