تظاهرات نیویورک؛ چرا خواست اخراج رژیم از سازمان ملل مطرح شد؟

۱۴۰۵/۶/۳۱

خواست اخراج نمایندگان رژیم از سازمان ملل و دیدگاه‌های مطرح‌شده از سوی سخنرانان این تجمع

گفتگو با خسرو شکراللهی

بینندگان عزیز، امیدوارم ویژه‌برنامه امروز «روی خط ایران» تا این لحظه مورد توجه شما قرار گرفته باشد و توانسته باشیم در خلال گفتگوهایی که داشتیم، تصویری از تظاهرات بزرگ نیویورک تقدیم حضورتان کنیم.

در این قسمت از برنامه، همراه هستیم با آقای خسرو شکراللهی تا گفتگوهایمان درباره تظاهرات هموطنانمان در نیویورک را ادامه بدهیم.

سلام عرض می‌کنم به شما، به همه بینندگان سیمای آزادی و به همه اشرف‌نشانان و هموطنان عزیزم که امروز این‌چنین با قدرت، با شور و با انگیزه، صدای اعتراض مردم ایران و صدای مظلومیت مردم ایران را به گوش جهانیان رساندند.

این اقدامشان باعث سربلندی و افتخار برای همه ماست و من به‌عنوان جزء کوچکی از خانواده مقاومت، باعث افتخار و سربلندی بیش از پیش خودم می‌دانم که هموطنان این‌چنین باانگیزه و این‌چنین قوی صدای خودشان را به جهان رساندند.

بله، واقعاً هر سال پرشورتر از سال پیش.

آقای شکراللهی، صحبت‌های هموطنانمان را ما در صحنه تظاهرات نیویورک در بخش‌های قبلی دیدیم و شنیدیم. امیدواریم شما هم امکانش را پیدا کرده باشید که بشنوید.

این تظاهرات در واقع در اعتراض به اشغال کرسی ایران در سازمان ملل توسط فاشیزم دینی بود و تظاهرکنندگان خواستار اخراج رژیم از سازمان ملل و واگذار کردن حق رأی این کرسی به شورای ملی مقاومت ایران بودند.

خب، این خواسته کمی نیست؛ خواسته سنگینی است. سخنرانانی که در این تظاهرات سخنرانی کردند، روی چه عواملی برای حقانیت این خواسته انگشت می‌گذاشتند؟

آیا خواست اخراج رژیم از سازمان ملل، با توجه به سابقه چند دهه گذشته، خواسته سنگینی است؟

شاید اگر همین‌طوری نگاه کنیم، طرح این خواسته، همان‌طور که شما گفتید، خواسته کمی نباشد؛ ولی اگر این را در کادر یک مقاومت چند دهه‌ای و جنگ مردم ایران با رژیم آخوندی، با بیش از ۱۲۰ هزار شهید نگاه کنیم، خیر، خواسته سنگینی نیست.

خواسته برحقی است.

خواست‌هایی هست که اتفاقاً پاسخ ندادن به آن تا حالا، براثر یک سیاست اشتباه جهانی، باعث شرم تمام سیاست‌سازان است.

خواست‌هایی هست که تکرار و حتی استمرار تکرار چندین اشتباه، اگر اشتباه باشد، اگر منافع اقتصادی و منافعی که از قبل این حاکمیت به دست می‌آید ــ حاکمیتی که دارد حیاتش را با استمرار قتل و غارت مردم ایران پیش می‌برد ــ اگر با هدف سودجویی از استمرار چنین حاکمیتی نباشد و فقط بر اثر یک اشتباه سیاسی باشد، باز هم جای شرم دارد که چنین سیاستی استمرار پیدا کند.

ببینید، آقای وسلی کلارک که امروز سخنران اولی بود که من، همان‌طور که شما گفتید، اگر فرصت داشتید، بله، متأسفانه نه تمامش را فرصت پیدا کردم، بخشی از آن را مستقیم دیدم.

ببینید، اولین حرفی که زد، فکر کنم پاسخ به سؤال شما بود. گفت: آن کسی که آمده، آن هیأتی که آمده دارد در سازمان ملل و در مجمع عمومی سازمان ملل صحبت می‌کند، آیا کسی شکی دارد که نماینده سپاه پاسداران جانی رژیم است؟

همین سپاه پاسدارانی که این روزها می‌بینیم در منطقه دارد چه کارهایی می‌کند و چطور جامعه جهانی به تکاپو افتاده که چطور با این سپاه پاسداران روبه‌رو بشود. آیا کسی شکی دارد؟

آقای پزشکیان نماینده مردم ایران نیستند.

حالا این سیاستی که اجازه می‌دهد چنین کسانی در سازمان ملل صحبت کنند، یک محور اصلی دارد.

یک محور اصلی که من به همین دلیل گفتم شرم‌آور است.

محور اصلی‌اش این است که چشم و گوش خودمان را بر فریاد و بر صدای مقاومت ایران و بر صدای مظلومیت مردم ایران ببندیم تا اجازه بدهیم چنین جانیانی بیایند در مجمع عمومی سازمان ملل صحبت کنند.

و هموطنان دارند این را مطرح می‌کنند.

بنابراین شما فرمودید که خواسته سنگین است. بله، به لحاظ حقوقی خواسته سنگینی است؛ ولی اگر حق مشروع مقاومت ایران را در نظر بگیریم، اولین خواسته مشروع مقاومت همین است.

سخنرانان نیویورک چه انتقادی به سیاست‌های گذشته غرب داشتند؟

بعد از این سخنرانی‌ها، آنچه امروز مطرح شد، روی چند مسئله تأکید می‌کرد.

یک وضعیت کنونی، وضعیت بحرانی در جهان است.

جهان هنوز از این وضعیت بحرانی عبور نکرده.

هنوز چشم‌انداز پایان این بحران متصور نیست.

نه چشم‌انداز نظامی آن معلوم است، نه معلوم است به کجا و به چه سمتی می‌رود و آیا این تمام شده و نه راه‌حل‌های دیگری که پیش پا بوده.

در شرایطی که این بحران ادامه دارد، دارم عرض می‌کنم چکیده صحبت‌هایی که من از این سخنران‌ها شنیدم این بود که در این شرایط، آیا همه سیاست‌هایی که تا حالا ادامه دادیم، نتیجه‌اش معلوم نشده؟

آقای ژنرال وسلی کلارک، که فرمانده نیروهای ناتو در اروپا بودند، می‌گفت یک عده می‌گفتند امتیاز بدهیم، یک عده می‌گفتند مذاکره کنیم، یک عده می‌گفتند جنگ کنیم.

و بعد نتیجه‌گیری می‌کرد و می‌گفت الان نتیجه تمام این‌ها معلوم شده؛ یعنی پاسخ خیلی روشن در مقابل ماست و می‌بینیم چه وضعیتی شده.

ایشان از اصطلاح جالبی استفاده می‌کرد. اجازه بدهید اصطلاح لاتینش را بگویم: «Crazy mismatch».

می‌گفت سیاست‌هایی که ما گرفتیم و در پیش گرفتیم، با شرایطی که روی زمین و به‌طور واقعی وجود داشته، یک عدم تطابق بسیار جدی داشته؛ اصلاً این دو با هم تراز نبودند.

و می‌گفت باید به این پایان بدهیم.

پس ببینید؛ یک وضعیت بحرانی، یک سیاست‌های شکست‌خورده در تمامی زمینه‌ها و نقش رژیم ایران در این وضعیت، از جمله نکاتی بود که سخنرانان به آن اشاره می‌کردند و بعد نتیجه می‌گرفتند.

خانم کارلا سندز می‌گفت خیلی روشن شده که بعد از حمله نظامی، مماشات و امتیاز دادن دیگر راه‌حل نیست؛ این در سال‌های اخیر معلوم شده است.

آنهایی هم که می‌گویند حمله نظامی، بله، حمله نظامی رژیم را ضعیف می‌کند، ولی فقط و فقط یک نیروی داخلی و مردمی در داخل ایران هست که توان سرنگونی این رژیم و رها کردن جهان و مردم ایران از شر این رژیم را دارد.

و این را تأکید می‌کردند.

نکته‌ای که این سخنرانان بر آن تأکید می‌کردند این بود که تمام تهدید رژیم تروریستی، تروریسمش، شبکه تروریسمش، چه پیامدهایی داشته و سیاست جنگ‌افروزی آن جهان را به کجا کشانده است.

همه اینها سر جای خودش است؛ ابعاد خسارات و زیان و تهدیدی که برای جامعه جهانی ایجاد کرده، همه سر جای خودش.

اما در این میان، آقای ژنرال وسلی کلارک تأکید می‌کرد که قربانی اصلی، مردم ایران بودند.

قربانی اصلی این رژیم و این وضعیت، مردم ایران بودند.

در وهله اول مردم ایران که با غارت سرمایه‌هایشان و با کشتار فرزندانشان، بهای این حاکمیت را دادند.

ببینید، جامعه‌ای که رژیمش ده‌ها بار در ارگان‌های بین‌المللی محکوم شده، به‌خاطر جنایت علیه مردم ایران، قربانی اصلی‌اش مردم ایران هستند.

رژیمی که گزارشگر همین سازمان، گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل، موارد متعددی را مطرح کرده و گفته کاری که رژیم در دهه ۶۰ و دهه ۶۷ و در قتل‌عام ۶۷ کرد، جنایت علیه بشریت بوده است.

رژیمی که همین چند روز پیش عفو بین‌الملل گزارش داده و گفته کاری که اینها در هزار و چهارصد و چند انجام دادند و کشتاری که کردند، جنایت علیه بشریت بوده است.

رژیمی که حتی مستقل از حقیقت‌یابی، باز همین سازمان ملل آمده و گفته کاری که اینها در ۱۴۰۴ در سرکوب قیام ۱۴۰۴ کردند، جنایت علیه بشریت بوده است.

خب، وقتی تمام این حقایق نشان می‌دهد که بله، این سیاست غلط بوده و قربانی‌اش مردم ایران بودند، بنابراین الان باید سیاست درست، حمایت از این مردم باشد؛ رفتن و ایستادن در کنار مردم ایران باشد.

نه استمرار این سیاست شکست‌خورده و شرم‌آور در این دهه‌ها که چشممان و گوشمان را بر صدای مقاومت ایران ببندیم، بر صدای مردم ایران ببندیم و اجازه بدهیم نمایندگان یک رژیم جنایتکار بیایند در همان جایی که تاکنون بارها به‌خاطر جنایتش محکوم شده، سخنرانی کنند.

این حرفی بود که نه از زبان اعضای مستقیم این مقاومت، بلکه از زبان سیاستمداران و فرماندهان نظامی که به‌خوبی به این وضعیت آگاه هستند، امروز ما به‌قوی‌ترین شکل در این تظاهرات شنیدیم.

این سیاست، سیاست شکست‌خورده‌ای است. سیاست درست، علناً روشن شده که چیست؛ همان شعاری که هموطنان دارند می‌دهند:

«تغییر در ایران به دست مردم ایران و به دست مقاومت است.»

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط