کودکان ما چه می‌کشند؛ مدرسه یا سطل زباله، سهم کودکان ایران کدام است؟

۱۴۰۵/۷/۲

وقتی فقر و بی‌پناهی کودکان را از مدرسه به خیابان می‌کشاند؛ روایت کودکانی که برای تأمین نان خانواده ناچار به کار و زباله‌گردی شده‌اند

وضعیت کودکان میهنمان چطوره؟ کودکانی که پدر و مادرهایشان از تأمین هزینه‌های حتی یک نفر در ماه عاجزند، چه رسد به ۴-۵ سر عائله با چند بچه قد و نیم‌قد. و در شرایط بازگشایی مدارس، این بچه‌ها چه می‌کشند؟

جای این کودک کجاست؟ آیا او نباید در مدرسه باشد؟ اینجا مشغول چه کاری بوده؟ جمع کردن زباله و ضایعات... و آیا چند حادثه چون بلایی که به سر این کودک آمده، در سراسر میهن برای فرزندان ایران پیش می‌آید؟

یک مرد: «این سطل آشغال پر ماجرای؟؟؟ یازده، مقابل کافه شیرینی سفارش. الان نگاه کنید. من به پیمانکار گفتم سطحش بلنده، سطل آشغال چپ می‌کنه. اینو درستش کن. گفت میام درست می‌کنم. درست نکردند. الان یه بچه کاری که می‌خواسته ضایعات برداره، سطل آشغال چپ شده روی این بچه. این وضعیت این بچه است. کی جواب میده؟ گناهش اینه که می‌خواسته روزی برداره. اونم روزیشه.»

در شرایطی که میلیون‌ها هموطن در زیر خط فقر، در تنگنای معیشت گرفتارند، فرزندان بسیاری از آنان ناچار ترک تحصیل کرده و برای تأمین نان خانواده‌ی خود به کار در کارگاه‌ها و خیابان‌ها مجبور شده‌اند. حکومت آخوندی نیز همین کودکان را در جمع‌آوری زباله استثمار می‌کند. اما در عین حال هیچ‌گاه در مورد این کودکان آمار درستی نمی‌دهد.

کودک: «بابام مریضه. خواهش می‌کنم یه دونه بخرین...»

صدای یک مرد: «پسرم، من همه‌شو ازت می‌خرم.»

چرا کودکان به‌جای مدرسه، سر از خیابان و زباله‌گردی درمی‌آورند؟

رژیم آخوندهای شیاد با ترفند حیله‌گرانه‌ای هرازگاهی آمارهای کوچکی از تعدادی از این کودکان منتشر می‌کند. مثلاً چنان‌که خبرگزاری نیروی تروریستی قدس نوشته، در شیراز، حمید گودرزی، مدیرکل بهزیستی فارس گفته: در سال ۱۴۰۴ تاکنون ۸۰۲ کودک کار در مراکز ما پذیرش شده‌اند.

در همین حال، آخوندهای وقیح و شیاد این حکومت حتی زباله‌گردی مردم را نشان پیشرفت کشور می‌دانند.

آخوند: «می‌گن این زباله‌گردها رو ندیدی؟ شما می‌دونید در معیارهای جهانی زباله‌گردی نشون پیشرفت کشوره؟ کشور فقیر اصلاً زباله نداره، کسی بره زباله بگرده.»

وقتی لقمه نان هم کودکان را به دل خطر می‌فرستد، چه کسی پاسخ‌گوست؟

چنین حکومتی حتی آن کودکانی را که برای کار همراه پدران و مادرانشان به کولبری می‌روند، با تیر پاسدارانش می‌کشد.

روز سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵، نیروهای جنایتکار هنگ مرزی در مرز «تَتَه»، با شلیک مستقیم گلوله، جان جوان دلیر سردشتی، زانیار، را گرفتند. این جنایت خونین ادامه سناریوی هولناکی است که تنها در دو هفته پیش از آن، جان وزیر رحیمی (۵۷ ساله)، سیروان خوش‌نمک (۱۸ ساله)، سام حسنی (کودک ۱۵ ساله) و ریباز سلیمان (۲۷ ساله، اهل اقلیم کردستان) را گرفته است.

این کودک ۱۵ ساله و ۱۸ ساله در حکومت آخوندی تنها به جرم دویدن به دنبال لقمه‌ای نان در لابه‌لای صخره‌های مرگ، با تیر پاسداران حکومت آخوندی کشته شده‌اند.

بی‌تردید آینده‌ی فرزندان ایران با سرنگونی حکومت کودک‌کش آخوندی، آینده‌ای بدون این مصیبت‌ها و رنج‌ها خواهد بود.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط