طلسم جنگ (۲)؛ آیا جنگ فقط از مرزها شروع شد؟

۱۴۰۵/۷/۴

قسمت دوم ـ چرا هنوز باید درباره آغاز جنگ ایران و عراق سؤال کنیم؟

پاسدار سعید قاسمی: امام می‌گفت نگید «جنگ، جنگ تا پیروزی». «جنگ، جنگ تا رفع فتنه».

خمینی: «امروز هم در رأس تمام مسائل ما جنگ است. ما باید این جنگ را ادامه بدهیم تا وقتی که ان‌شاءالله پیروزی حاصل بشه.»

نسل‌های پی‌درپی و به‌طور خاص دهه شصت، این صحنه‌ها رو به‌خوبی به یاد دارن. هر روز بهشت زهرا، هر روز جنازه، همه‌جا صدای شیون و عزاداری. و این تصاویر بخشی از خاطرات دردناک دهه شصتی‌هاست. حتی در دورترین شهرها هم کسی از بلای جنگ و بمباران در امان نبود.

از دومین قسمت از سریال «طلسم جنگ»، به شما سلام می‌کنم. در اولین قسمت این برنامه، نگاهی کلی داشتیم به شروع جنگ و لحظه‌های آغازش.

«یهویی دیدم مهرآبادو بمباران کردن. قلبم ریخت. بی‌اختیار به هم نگاه کردیم و گفتیم همینه کم داشتیم. و یه دفعه خلبان برگشت گفتش که فکر کنم آخوندها به هدف خودشون که راه‌اندازی جنگ باشه رسیدن و جنگ شروع شد.»

دستغیب گفت پاسدارها آب باز کنن زیر جنگ‌زده‌ها. خوزستانی و شیرازی با هم گریه می‌کردند.

آیا حمله عراق تمام واقعیت آغاز جنگ بود؟

در این قسمت نگاهی می‌کنیم به شکل‌گیری جنگ، تلفات و ضایعاتش. وقتی به شروع این جنگ نگاه می‌کنیم، اولین واقعیت انکارناپذیر، حمله گسترده عراق به ایران است. اما آیا این تمامی واقعیت است؟ همه واقعیت؟ آیا آن حمله آخر شهریور واقعی بود، ابتدا به ساکن و بی‌هیچ زمینه و پیشینه‌ای؟ آیا نقطه آغازی پیش از خود هم داشت؟

این‌ها سؤال‌هایی‌ان که سران رژیم از روز اول اون‌ها رو تابو کردن تا نقش خودشون در شکل‌گیری اون جنگ رو مخفی کنن. از همان ابتدای جنگ هشت‌ساله تا این تاریخ، تقریباً تمامی سران رژیم به‌طور نوبه‌ای، سالیانه و گاه ماهیانه و هفتگی، روی منابع سنتی یا مدرن خود به صحنه می‌آیند و هر یک، بسته به نیاز روز و شرایط سیاسی داخلی و بین‌المللی، برای شروع جنگ علتی می‌تراشند.

حساب جنگ خونین را باید پای چه کسی نوشت؟

بالاخره حساب اون جنگ خونین رو باید پای کی نوشت؟ خمینی. بدون هیچ تردید و تفسیری باید گفت خمینی. او بود که اون جنگ رو راه انداخت.

و خمینی از سال‌ها قبل دنبال راه‌انداختن یک خلافت یا به قول خودش یک حکومت اسلامی بود؛ یک خلافت سراسری برای همه مسلمون‌ها. در کتاب «کشف‌الاسرار»ش هم اینو صراحتاً گفته. از روی کتاب خودش براتون می‌خونم:

«این دیوارها که دور دنیا کشیدن و به نام کشور و وطن خواندن، از فکر محدوده بشر پیدا شده. دنیا، وطن توده بشر است.»

کتاب «کشف‌الاسرار» خمینی که در فضای باز سیاسی بعد از رفتن رضا شاه نوشته شده، تماماً روی همین حکومت خلیفه‌گری آخوندی سواره.

اما اجازه بدید همین‌جا یک نکته رو هم اضافه کنم. آرزوی خلافت فقط بخشی از مطلبه. خمینی اون آرزوی ارتجاعی رو وقتی که به قدرت رسید و با خواسته‌های مردم انقلاب‌کرده روبه‌رو شد، فعال کرد؛ خواسته‌هایی که قولش رو به مردم داده بود. اما نه می‌خواست و نه می‌تونست اون‌ها رو محقق کنه.

به همین علت هم جنگ رو راه انداخت تا با یک تیر دو نشون بزنه: هم کشورگشاییش رو شروع کنه و هم به بهانه جنگ بتونه جنبش‌های اعتراضی مردم رو در نطفه خفه کنه.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط