قطع روابط کلمبیا با رژیم؛ یک اتفاق منفرد یا نشانه تشدید انزوای بینالمللی؟
۱۴۰۵/۷/۴
از قطع روابط دیپلماتیک کلمبیا تا محدودیتهای هوایی و فشارهای منطقهای؛ وضعیت رژیم در صحنه سیاسی بینالمللی به کجا رسیده است؟
گفتگو با احمد فروغی
دیروز اعلام شد که دولت کلمبیا روابط دیپلماتیک خودش را با رژیم ایران قطع کرده است. آیا این یک تکنمونه است یا جریانوار؟ وضعیت رژیم در صحنه سیاسی بینالمللی الان به چه صورت است؟ همراه هستیم با آقای احمد فروغی تا به این موضوع بپردازیم.
آیا قطع روابط کلمبیا فقط یک اختلاف دوجانبه است؟
اینکه کلمبیا روابط دیپلماتیکش رو با رژیم ایران قطع کرده رو چگونه باید ارزیابی کرد؟
احمد فروغی: ببینید، این تحول را باید فراتر از یک اختلاف دوجانبه میان کلمبیا و دیکتاتوری مذهبی ولایت فقیه دید. دولت کلمبیا رسماً اعلام کرده که از ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶ روابط دیپلماتیک خود با رژیم را قطع کرده است.
در بیانیه وزارت خارجه کلمبیا، مجموعهای از دلایل برای این تصمیم ذکر شده است: نقضهای حقوق بشری، حملات علیه کشورهایی خارج از منازعات خاورمیانه، نگرانیهای امنیت ملی و منطقهای، مسدودسازی تنگه هرمز و همچنین کارشکنی در فعالیتهای راستیآزمایی آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره ابعاد برنامه هستهای رژیم. خود دولت کلمبیا تصریح کرده که این مجموعه اقدامات موجب سلب اعتماد این کشور نسبت به رژیم شده است.
نکته مهم دیگر اینکه کلمبیا در یک تصمیم جداگانه، سپاه پاسداران را نیز در فهرست گروههای تروریستی قرار داده و اعلام کرده آن را خطری جدی برای صلح و امنیت بینالمللی میداند.
بنابراین، در این موضوع ما با یک موضعگیری لفظی یا یک اختلاف مقطعی روبهرو نیستیم؛ هم قطع کامل روابط دیپلماتیک اعلام شده و هم یکی از اصلیترین نهادهای قدرت در ساختار دیکتاتوری مذهبی ولایت فقیه هدف قرار گرفته است.
آیا فشارها فقط دیپلماتیک است یا به ارتباطات رژیم هم رسیده؟
در همین روزها، فشار بر ارتباطات هوایی رژیم نیز تشدید شده است. ترکمنستان به یک پرواز ایرانی در مسیر تهران ـ دوشنبه اجازه عبور از حریم هوایی خود را نداد و این پرواز مجبور به بازگشت به تهران شد.
همزمان، پروازهای ایران در فرودگاههای نجف، بغداد، اربیل و سلیمانیه عراق متوقف شده و امارات متحده عربی نیز پروازهای شرکتهای هواپیمایی ایران به مقصد و از مبدأ این کشور را تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآورده است.
اگر این تحولات را کنار هم بگذاریم، یک تصویر روشن به دست میآید: دیکتاتوری مذهبی ولایت فقیه در شرایطی قرار گرفته که از یک طرف بیش از هر زمان به حفظ ارتباطات منطقهای و بینالمللی نیاز دارد و از طرف دیگر، روزبهروز بیشتر در سطح منطقه و جهان با محدودیتها و فشارهای بیشتری روبهرو شده است.
ما دیدیم که هنگام سخنرانی پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل نیز ۲۴ کشور سالن را ترک کردند.
بنابراین، قطع روابط کلمبیا را نباید یک حادثه منفرد تلقی کرد؛ بلکه باید آن را در چارچوب مجموعهای از فشارهای سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی و ارتباطی رژیم و تشدید انزوای بینالمللی بررسی کرد.
چرا رژیم با وجود این فشارها همچنان دنبال «جاپا» در کشورهای مختلف است؟
چرا اینطوری هست رژیم که تمام تلاشش اینه که در همهجا جاپایی داشته باشه؟
احمد فروغی: اگر بخواهیم سیاست منطقهای دیکتاتوری سیاه خمینی ـ خامنهای را بررسی کنیم، روابط با دیگر کشورها و بهخصوص در کشورهای منطقه، برای این رژیم صرفاً یک سیاست خارجی معمولی نبوده است.
از ابتدای استقرار این دیکتاتوری، موضوع صدور انقلاب توسط خود خمینی دجال مطرح شد و بعد هم خامنهای، جنگافروزی و دخالت در عراق، سوریه، لبنان و سایر نقاط منطقه را با دلایلی اینجوری تئوریزه میکرد که اگر در عراق و لبنان و... نجنگیم، باید در داخل ایران و تهران، اصفهان و... بجنگیم.
مقاومت ایران همواره گفته است که دیکتاتوری مذهبی ولایت فقیه نه فقط یک رژیم سرکوبگر در داخل ایران، بلکه کانون تروریسم و بحرانسازی در منطقه و جهان است.
خمینی از ابتدا سیاست «صدور انقلاب» را مطرح کرد و خامنهای هم میگفت اگر در بیرون از مرزها نجنگیم، باید در داخل ایران با تهدیدها بجنگیم.
از این دیدگاه، ایجاد «عمق استراتژیک» در منطقه بخشی از سیاست بقای این دیکتاتوری است. موشکی و اتمی و جنگافروزی و صدور تروریسم و نیروهای نیابتی و... در همین راستا و برای رژیم بوده و هست.
آیا سیاست خارجی رژیم در واقع بخشی از سیاست بقای آن است؟
اما مسئله اصلی این است که این رژیم فاقد هرگونه مشروعیت داخلی و مردمی است و تضاد و جنگ اصلیاش، جنگ با خود مردم ایران است.
این سیاست خارجی با سرکوب داخلی پیوند خورده است. دیکتاتوری مذهبی ولایت فقیه در داخل کشور با اعدام، سرکوب و محدود کردن آزادیهای مردم حکومت میکند و برای حفظ همین ساختار، به بحرانسازی و ایجاد اهرمهای نفوذ در خارج از کشور نیاز دارد.
به همین دلیل است که برای این رژیم، سرکوب داخلی و جنگافروزی خارجی دو روی یک سکه برای بقا هستند.
امروز، بعد از شکسته شدن کمر سیاست مماشات با این رژیم، نتایج این سیاستهای رژیم را نیز میتوان مشاهده کرد.
آخرین نمونه، کلمبیاست که روابط دیپلماتیک خود را قطع کرده و سپاه پاسداران را در فهرست تروریستی قرار داده است. همزمان، محدودیتهای گستردهای در ارتباطات هوایی ایران ایجاد شده و تحریمهایی را میبینیم که...
بنابراین، مسئله فقط این نیست که دیکتاتوری مذهبی ولایت فقیه میخواهد در کشورهای مختلف «جاپا» داشته باشد؛ مسئله این است که این شبکه نفوذ را بخشی از سازوکار بقای خود میداند که امروز مفتضح و از کارایی برای رژیم افتاده است.
به همین دلیل، مقاومت ایران راهحل را در سرنگونی این دیکتاتوری و استقرار آزادی، دموکراسی و حقوق بشر در ایران میداند و بر بهرسمیتشناختن نقش مردم ایران، جوانان و کانونهای شورشی در مبارزه برای تغییر تأکید میکند.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
