مشق گرانی و تحصیل طبقاتی؛ چرا آموزش هم به کالای لوکس تبدیل شده است؟
۱۴۰۵/۷/۴
وقتی صندلی مدرسه به عمق جیب خانوادهها گره میخورد، سهم کودکان محروم از آموزش باکیفیت چیست؟
در حالی که پزشکیان و سایر کارگزاران نظام در بوق و کرنای بازگشایی مدارس دمیدند، اما در کف خیابان با پدیدهای به نام «آپارتاید تحصیل» و «تجارت دانش» مواجهیم.
سؤالی که امروز ذهن میلیونها خانواده را به خود مشغول کرده این است: چرا در کشوری که روی گنج نفت و گاز خوابیده، صندلی مدارس باید بر اساس عمق جیب آدمها تقسیم شود؟
خطکشیهای طبقاتی در حکومت آخوندی، دیگر پشت دیوارهای پنهان نیست. این بار، شلاق تبعیض بر پیکر نحیف کودکانی فرود میآید که جرمشان فقر است.
یک رسانه حکومتی در گزارشی با عنوان «شهریه مدارس غیردولتی به ۲۲۰ میلیون تومان رسید» مینویسد:
بحث شهریههای سنگین مدارس خاص تنها یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه به عدالت آموزشی نیز گره خورده است. اگر کیفیت آموزشی، امکانات، معلمان مجرب و برنامههای مهارتی تنها در اختیار خانوادههایی قرار گیرد که توان پرداخت صدها میلیون تومان در سال را دارند، فاصله میان دانشآموزان برخوردار و کمبرخوردار میتواند بیش از گذشته شود.
شهریه ۴۰۰ و ۵۰۰ میلیونی؛ تحصیل برای چه کسانی؟
اما در شبکههای اجتماعی، ارقام ۴۰۰ و ۵۰۰ میلیون هم برای مدارس لاکچری آقازادهها دستبهدست میشود.
خبرنگار: رفتیم سراغ چند مدرسه لاکچری تهران تا ببینیم شرایطشون چیه؟
دو تابعیتی باشه، دو تا پاسپورت داشته باشه، یا هر دو والد یا یکیشون تابعیت غیرایرانی داشته باشند یا اقامت یا ویزا از کشور دیگه داشته باشید.
هزینه ثبتنام امسالمون حدود ۴۰۰ تومنه.
گفتم چقدر شهریه دادین؟ گفت واسه هر کدومشون ۳۰۰ تومن. دو تا بچه داشت، ۶۰۰ میلیون! یعنی سالی ۳۰۰ میلیون برای هر بچهاش داد تا ثبتنامش کنن تو این مدرسه.
این همان تئوری تقسیم جامعه به ژنهای خوب و بد است. حکومتی که مدعی حمایت از محرومان بود، حالا با انحصار مدارس برتر، محرومان را هرچه بیشتر له میکند و از تحصیل باکیفیت یا اصلاً از تحصیل محروم میکند.
گرانی لوازمالتحریر؛ وقتی خانوادهها از خرید وسایل مدرسه هم جا میمانند
خبرنگار: شما بچه مدرسهای دارید؟
یک شهروند: آره داریم.
خبرنگار: لوازمالتحریر خرید کردید براشون؟
شهروند: نه والله.
خبرنگار: قیمتها چطوره؟
شهروند: حالا همهاش قیمت بالاست دیگه.
یک شهروند: امسال دو برابر، سه برابر پارسال قیمت رشد کرده.
این گرانی افسارگسیخته، یک اتفاق ساده نیست؛ یک مهندسی عمدی برای فرستادن فرزندان زحمتکشان به سمت بازار کار و خاموش کردن شعله آگاهی است.
انحصار آموزش در دست آقازادهها و تحصیل طبقاتی، چرخه بازتولید فقر را تکمیل میکند. نتیجه این سیاست، نابودی کودکان و شکستن غرور پدران و مادران بیبضاعت در مغازههاست.
وقتی یک کودک حتی توان خرید کیف و لوازم مدرسه را ندارد، شکاف طبقاتی تا کجا پیش میرود؟
فروشنده: در نهایت پولش نرسید بخره، کیفو از دست دخترش گرفت، گذاشت اینجا، گفت بریم بعد میام میخریم. بچه خیلی گریه کرد، خیلی گریه کرد... بچه احساس تعلق خاطر به این گرفته بود، پستونکشو درآورد گذاشت این تو! ولی باباش نتونست براش بخره.
اما این سفرههای خالی و نیمکتهای متروکه، تا ابد ساکت نخواهند ماند. پاسخ واقعی به این تبعیض سیستماتیک، نه انفعال، بلکه طوفان قیامی است که حق حیات و برابری را از حلقوم غاصبان بیرون خواهد کشید
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
