ابراز وحشت کارگزاران رژیم؛ پشت این هشدار چه نگرانی‌ای نهفته است؟

۱۴۰۵/۷/۸

چرا سرکرده نیروی انتظامی رژیم از «بدترین سناریوی دشمن» و آمادگی برای شرایط جنگی سخن می‌گوید؟ آیا این هشدار فقط به تهدید خارجی مربوط است یا بازتابی از نگرانی‌های امنیتی حکومت در داخل کشور؟

گفتگو با صلاح عبدالله نژاد

این روزها ابراز وحشت از شرایط پیش رو توسط کارگزاران رژیم مستمراً تکرار می‌شود. از جمله پاسدار رادان، سرکرده نیروی انتظامی رژیم، گفت: «باید در برابر بدترین سناریوی دشمن، پیش‌بینی داشته باشیم و ساختارهای نظامی و دفاعی را متناسب با شرایط ترمیم کنیم.»

همراه هستیم با آقای صلاح عبدالله‌نژاد تا به این موضوع بپردازیم.

منظور حرف‌های رادان چیست؟ دشمن کیست؟ چون نیروی انتظامی اصلاً کارش خارج مرزها نیست و اساساً کارش در شهرهاست؛ اینکه می‌گوید «بدترین سناریوی دشمن»، منظورش چیست؟

صلاح عبدالله‌نژاد: ببینید، اگر فقط به وظیفه کلاسیک پلیس نگاه کنیم، سؤال کاملاً منطقی است. نیروی انتظامی اساساً مسئول امنیت داخلی است؛ بنابراین وقتی فرمانده آن از «بدترین سناریوی دشمن» صحبت می‌کند، باید ببینیم خودش دشمن را چگونه تعریف می‌کند.

رادان در سخنان ششم مهر ۱۴۰۵ فقط از حمله نظامی خارجی صحبت نکرد. او از «جنگ ترکیبی»، «جنگ شناختی»، پیش‌بینی سناریوها، اقدامات پیشگیرانه و پیش‌دستی در روایت‌سازی رسانه‌ای صحبت کرد. این موضوع در گزارش خبرگزاری مهر در ۶ مهر ۱۴۰۵ نیز صریحاً منعکس شده است.

بنابراین، در ادبیات امنیتی حکومت، «دشمن» فقط نیروی نظامی آن سوی مرز نیست؛ بلکه هر تحول داخلی که از نگاه حکومت بتواند به اعتراض، ناآرامی یا بی‌ثباتی منجر شود نیز در چارچوب «جنگ ترکیبی» تعریف می‌شود.

برای درک سخنان پاسدار رادان، باید به شرایط واقعی درون جامعه و بن‌بست حاکمیت نگاه کرد. وقتی سرکرده نیروی انتظامی از «بدترین سناریوی دشمن» صحبت می‌کند و هم‌زمان اعترافات درزکرده اذعان می‌کند که شرایط کشور «جنگی» است و از دستگیری ۶ هزار نفر و ضربه به واحدهای مقاومت دم می‌زند، این اظهارات از نگرانی حکومت نسبت به تحولات داخلی حکایت دارد.

چرا حکومت از تکرار قیام‌های سراسری نگران است؟

اعتراف به بحران مشروعیت: رژیم هر زمان که دچار تقلا و مخمصه اجتماعی می‌شود، کانون بحران را به خارج از مرزها نسبت می‌دهد تا روی نارضایتی‌های داخلی سرپوش بگذارد.

اذعان به وضعیت جنگی در داخل: وقتی رادان صراحتاً می‌گوید «شرایط ما جنگی است»، باید توجه کرد که این تعبیر در چارچوب سخنان او درباره تهدیدهای امنیتی، جنگ ترکیبی و آمادگی نیروهای انتظامی مطرح شده است. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در گزارشی پیرامون وضعیت امنیتی ایران به نگرانی مقام‌های امنیتی تهران درباره فعالیت‌های مخالفان در داخل کشور پرداخته است.

تکرار سناریوی دی‌ماه و قیام‌های سراسری: رادان در سخنان خود از تجربه ناآرامی‌های گذشته و ضرورت آمادگی برای سناریوهای مختلف سخن گفته است. از منظر مخالفان حکومت، نگرانی اصلی تکرار و گسترش اعتراضات سراسری و پیوند خوردن اعتراض‌های پراکنده در شهرهای مختلف است.

وحشت از ساختار مقاومت سازمان‌یافته: در برخی گزارش‌های رسانه‌ای نیز به فعالیت شبکه‌های مخالف حکومت و نگرانی دستگاه‌های امنیتی از سازمان‌یافتگی اعتراضات پرداخته شده است.

تناقض آشکار در مأموریت پلیس چیست؟

نیروی انتظامی طبق تعریف، مسئول حفظ نظم و امنیت عمومی است. با این حال، در سخنان مقام‌های امنیتی رژیم، مقابله با مخالفان سیاسی و اعتراضات داخلی نیز بخش مهمی از مأموریت امنیتی نیروها محسوب می‌شود.

رادان بی‌پرده می‌گوید با کسی که به دعوت دشمن بخواهد ناامنی ایجاد کند، «همانند دشمن برخورد می‌کنیم و هیچ رودربایستی نداریم».

در فایل صوتی منتسب به اظهارات رادان نیز از آماده‌باش نیروها و ضرورت برخورد امنیتی سخن گفته شده است؛ موضوعی که نشان‌دهنده حساسیت بالای دستگاه امنیتی حکومت نسبت به تحولات داخلی است.

فاکس‌نیوز نیز در گزارشی با اشاره به اظهارات اخیر مقام‌های امنیتی تهران، به نگرانی رهبران ایران درباره بحران‌های اقتصادی و اعتراضات اشاره کرده است.

جامعه انفجاری با چه چیز یا چیزهایی تشخیص داده می‌شود؟

صلاح عبدالله‌نژاد: برای شناخت یک جامعه مستعد اعتراض، نیازی به تحلیل‌های پیچیده نیست؛ شاخص‌های عینی و میدانی آن در کف خیابان‌های ایران و در اظهارات خود کارگزاران رژیم دیده می‌شود. رسانه‌های بین‌المللی و ارگان‌های داخلی حکومت نیز هرکدام از زاویه خود درباره نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی هشدار داده‌اند.

۱. شکاف عمیق اقتصادی و تورم؛ آیا فشار معیشتی به سوخت اعتراض تبدیل می‌شود؟

فروپاشی معیشت: وقتی قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند، هزینه‌های زندگی افزایش می‌یابد و تورم ساختاری ادامه پیدا می‌کند، زمینه اجتماعی برای نارضایتی گسترده‌تر می‌شود.

رسانه‌های بین‌المللی در گزارش‌های مختلف به بحران اقتصادی ایران، تأثیر تحریم‌ها، فساد و کاهش قدرت خرید مردم پرداخته‌اند.

در رسانه‌های حکومتی نیز بارها درباره افزایش نارضایتی عمومی از وضعیت معیشتی هشدار داده شده است.

در گزارشی که شورای ملی مقاومت ایران در ۱۲ اوت ۲۰۲۶ درباره فاصله زمانی مارس ۲۰۲۵ تا مارس ۲۰۲۶ منتشر کرده، از ثبت ۴۲۲۹ حرکت اعتراضی در میان کارگران، بازنشستگان، رانندگان کامیون، نانوایان، دانشجویان، کشاورزان، معلمان و گروه‌های دیگر سخن گفته شده است.

طبیعتاً این آمار متعلق به یک منبع سیاسی مخالف حکومت است و باید با این ملاحظه خوانده شود؛ اما جدا از رقم، نکته قابل بررسی، تنوع گروه‌های معترض و استمرار اعتراض‌های صنفی و اجتماعی است.

نشانه دوم، گسترش اعتراض از یک گروه اجتماعی به گروه‌های دیگر است.

وقتی اعتراض فقط مربوط به یک صنف باشد، معمولاً می‌توان آن را در چارچوب یک مطالبه مشخص تحلیل کرد؛ اما وقتی کارگر، بازنشسته، معلم، دانشجو، کشاورز، راننده و کسبه، هرکدام با مطالبات متفاوت، در دوره‌های مختلف اعتراض می‌کنند، مسئله می‌تواند از یک مطالبه محدود فراتر برود.

این دقیقاً یکی از مهم‌ترین شاخص‌هاست: فاصله میان علت اولیه اعتراض و شعار یا مطالبه نهایی.

ممکن است جرقه، قیمت ارز یا نان باشد؛ اما اگر اعتراض به پرسش درباره کل ساختار سیاسی تبدیل شود، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک اعتراض اقتصادی دانست.

۲. آیا اعتراض‌ها به سمت سازمان‌یافتگی سیاسی حرکت می‌کنند؟

گسترش مقاومت سازمان‌یافته: در ادبیات مخالفان حکومت، جامعه مستعد اعتراض فقط یک توده ناراضی نیست؛ بلکه شبکه‌ها و گروه‌های سازمان‌یافته نیز می‌توانند در شکل‌گیری و گسترش اعتراضات نقش داشته باشند.

طبق اسناد و مطالب منتشرشده از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران، مقاومت سازمان‌یافته و حضور جوانان در قالب کانون‌های شورشی، یکی از عوامل مؤثر در جهت‌دهی به اعتراضات معرفی می‌شود. این ادعا، موضع خود این سازمان است و باید در همین چارچوب خوانده شود.

در برخی گزارش‌های رسانه‌های اروپایی نیز به فعالیت شبکه‌های مخالف حکومت و تداوم اعتراضات زیرزمینی در ایران پرداخته شده است.

۳. آیا سرکوب می‌تواند نارضایتی را مهار کند؟

بی‌اثر شدن سیاست ایجاد ارعاب: در یک جامعه‌ای که نارضایتی گسترده شده باشد، افزایش بازداشت‌ها و اقدامات امنیتی لزوماً به معنای پایان اعتراضات نیست.

رادان به دستگیری ۶ هزار نفر از شرکت‌کنندگان در اعتراضات اشاره می‌کند؛ رقمی که در صورت صحت، ابعاد گسترده برخورد امنیتی را نشان می‌دهد.

از سوی دیگر، گزارش‌های مختلف درباره راهبردهای امنیتی حکومت ایران به چرخه اعتراض و سرکوب پرداخته‌اند.

اراده مردم برای تغییر سیاسی و مخالفت با حکومت، در تحلیل مخالفان رژیم به یک عامل تعیین‌کننده تبدیل شده است و مقام‌های امنیتی نیز با افزایش آماده‌باش و هشدار درباره سناریوهای مختلف، بر اهمیت این موضوع تأکید می‌کنند.

جامعه‌ای را زمانی می‌توان از نظر اجتماعی «مستعد اعتراض» دانست که چند عامل روی هم انباشته شوند: فشار اقتصادی شدید، کاهش قدرت خرید، بی‌اعتمادی، اعتراض‌های مستمر، گسترش اعتراض میان گروه‌های مختلف، تبدیل مطالبات صنفی به مطالبات سیاسی و وجود یک یا چند جرقه که بتواند این نارضایتی پراکنده را به هم متصل کند.

چرا حکومت روی نسل جوان تمرکز کرده است؟

آقامیری، رئیس دانشگاه موسوم به بهشتی، در گفت‌وگویی با تلویزیون رژیم گفته بود: «بازه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال، مقطع حساس و مورد هدف دشمن برای بیشترین اثرگذاری تبلیغاتی است. ما باید بدانیم چگونه با این نسل برخورد کنیم؛ در غیر این صورت، ناخواسته به اهداف دشمن کمک کرده‌ایم.»

او «جنجال» را آفت اصلی دانست و ریشه آن را به سال‌های ۵۸ و ۵۹ و گروه‌هایی همچون سازمان مجاهدین خلق نسبت داد.

آقامیری در پایان با هشدار نسبت به تبعات بی‌توجهی به معیشت استادان و کارکنان دانشگاه‌ها تأکید کرد: «اگر نتوانیم آرامش و معیشت این قشر فرهیخته را تأمین کنیم، دچار خسران خواهیم شد.»

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط