چرا تزریق ۲ میلیارد دلار هم نتوانست جلوی سقوط ریال را بگیرد؟
۱۴۰۵/۷/۱۱
دلار از مرز ۲۶۳ هزار تومان عبور کرده؛ آیا اقتصاد رژیم دیگر از نقطه بازگشت گذشته است؟
گفتگو با حمید اسماعیلزاده
روز گذشته خبرگزاری حکومتی تسنیم نوشت: «خبرهای مربوط به تزریق ۲ میلیارد دلار به بازار توسط بانک مرکزی، این گمانه را بالا برد که با افزایش عرضه دلار، قیمت دلار پایین میآید.»
اما نهتنها اینطور نشد، بلکه دلار از مرز ۲۶۳ هزار تومان هم رد شد. علت چیست و پیامدهایش در جامعه چه همراه دارد؟ با آقای حمید اسماعیلزاده تا نگاهی به این موضوع داشته باشیم.
آقای اسماعیلزاده، با اینکه بانک مرکزی رژیم گفته که ۲ میلیارد دلار وارد بازار کرده تا قیمت دلار را کاهش بدهد، اما نتوانست و قیمت بالاتر رفت. این موضوع چه پیامدهایی دارد؟
ببینید. من فکر میکنم اولین نتیجهگیریاش این است که هر کسی در ایران میداند که وضعیت اقتصادی به نقطهای رسیده که به نوعی غیرقابل بازگشت است. ولی یعنی...
بگذارید کمی راحتتر بگویم. مثلاً ما در کشورهای دیگر، عرضه بالا و پایین میشود، چیزهای مختلف... ولی این مقطع، یا میرود پایین، یا میرود بالا، یک ذره اینور و آنور، به دلایل مختلف. ولی در ایران که وضعیت اصلاً موضوع مثلاً یک موضوع کارشناسی صرفاً اقتصادی نیست.
موضوعی است که با گوشت و پوست و استخوان، مغز استخوان مردم ایران حسش میکنند. فقر... دیگر نگم فقر؛ خط مرگ خوش میآید، چون واقعیت این است که از دارو و غذا و اینها بگیرید تا هر چیز دیگری.
پس بنابراین، من الان فقط شاخص بالا رفتن دلار را نمیگویم؛ میگویم در واقع نابودی ریال.
چرا مسئله فقط گرانی دلار نیست و پای نابودی ریال در میان است؟
چرا؟ این چه فرقی دارد؟ چون یک وقت هست شما دلار میگویید، یک جنس دلاری، مثلاً یکسری جنسها مثلاً ریالی است. ولی اینطوری نیست که ایران الان موضوع... موضوع از یک موضوع صرفاً اقتصادی خارج شده، چون از هر کسی در ایران، در هر سنی، با هر معرفتی، از هر طبقه و از هر قشری شما سؤال بکنید، وضعیت دیگر وضعیت غیرقابل بازگشت است؛ یعنی هیچ چشماندازی وجود ندارد.
ببینید، در دستگاه اقتصادی، جدا از آمار و ارقام، یک موضوعی است به نام اعتماد. یعنی مثلاً فرض کنید اعتماد به یک اقتصاد یا به دولت یا هر چیزی.
حتی صرف اعلام اینکه مثلاً ۲ میلیارد دلار از ذخایر بانک مرکزی آزاد میشود، برای این، خود این میتواند طبق یک روال معمول، متوقف کند... ولی میبینیم باز هم میرود بالاتر.
چون اتفاقاً نهتنها اعتمادی به حل این تضاد نمیبینند، مردم یا هرکس، بلکه بیشتر این پیام را میگیرند که در واقع ته رژیم هیچی دیگر ندارد، چون اعتبارش، کفگیرش به ته دیگ خورده.
ببینید، موضوع اینجوری است که شما وقتی یک اعتمادی در جامعه باشد، روش اقتصاد قابل ارزیابی میشود. بعد میشود با طرحهای اقتصادی خیلی سال پیش برد و خیلی از حفرهها را پر کرد. ولیکن به دو دلیل دیگر این احتمال وجود ندارد.
صرفاً اقتصادیاش میگوید، ببین، یکی اینکه خب این رژیم از اول چپاول کرده. حتی سر بالا و پایین شدن نرخ ارز، خیلیها در جامعه از روز اول شاهد بودند که اساساً دزدی و گرگیِ خود رژیم...
هرچند این دفعه یکی نیست؛ اینطوری به همه مردم میدانند... این ایران است و این کار را میکند. چپاول را باز میکند رژیم، ولی این دیگر، آخه چیزی به اصطلاح بیارزش شدن، در واقع پول، حالا بگوییم پول ملی. پس بنابراین، یکی از دلایلش این است که خب همه میدانند که رژیم دنبال چپاول چیز دیگری نیست.
وقتی اعتماد از بین میرود، ۲ میلیارد دلار هم اثر نمیکند؟
دوم اینکه رژیم سر ناسازگاری دارد؛ هم با مردم ایران، و مردم ایران البته سر ناسازگاری که عرض کنم، میخواهند سرنگونش کنند، هم الان با جامعه جهانی است.
پس بنابراین، چشمانداز این بهاصطلاح اقتصادی، هرچه منقبض شدن، انقباض بیشتر، پس بنابراین در واقع ورشکستگی، در واقع اقتصادی.
پس به همین دلیل است که صرفاً این نیست که مثلاً بگوییم نرخ دلار میرود بالا. مثلاً تأثیر مستقیم روی همه اقشار جامعه که مثلاً دنبال کالای لوکس نیست، که فقط دنبال غذا... میگذارد. برعکس، میبینیم که دیگر در این نقطه، در این باره بحث این است که تمام قیمتها به صورت سرسامآور و بیدنده و ترمز دارد میرود بالا.
بنابراین، یعنی شما نگاه کنید، مثلاً ظرف... خودشان میگویند ظرف ۵ روز، ظرف ۵ و نیم روز، ۱۳ درصد تفاوت کرده است.
یک مقاله نوشته بود که تو این ۱۰ روزی که عراقچی رفت نیویورک و برگشته، تفاوت این بود که نرخ دلار فرق کرد.
ببینید، از اول سال شما نگاه کنید تا الان، حقوق هیچکس در جامعه بیشتر نشده، ولی قیمتها به صورت سرسامآور بالا رفته و این چشماندازش هم باز بالاتر رفتن است.
خب، این نشان میدهد که ببین، این رژیم دیگر اصلاً به لحاظ اقتصادی، جدا از مسائل اجتماعی و همه چیز، این رژیم...
جدا از اینکه نمیخواست از اول، چون فقط به فکر خودش بود، ولی توان حل این تضاد را ندارد؛ توانش را ندارد.
آیا رژیم دیگر توان مهار بحران اقتصادی را دارد؟
مجبور شده، میآید این ۲ میلیارد دلار را که در کنارش، آن از لابهلای پزشکیان، یک طرف که حتی به قول خودش به آدمهای خود رژیم خودش میگوید: «ببین، اگر جانفدا، سیب اول در صرفهجویی کن، میفهمی که دیگه نداره» چی؟
ولی از آن طرف، قضاییه رژیم، دادستان کل کشور میآید خط و نشان میکشد که انگار مثلاً موضوع به افراد جامعه برمیگردد یا افراد، کسبه یا کسانی که برای همه میدانند دست خود... این کار، ولی از این چیزها گذشته.
یعنی موضوع دیگر موضوع اقتصادی نیست.
این بازی که رژیم درمیآورد، بهطور واقعی، وضعیت رژیم به لحاظ اقتصادی ته خط است؛ کما اینکه به لحاظ چیزهای دیگر، البته آن چیزی است که رژیم خیلی ازش وحشت دارد.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
