تشدید تنش و بالا گرفتن بحران در درون رژیم؛ پشت پرده حاکمیت چه خبر است؟
۱۴۰۵/۷/۱۲
آیا دعوت پزشکیان به همدلی و مهربانی، نشانه اختلافات عمیقتر در ساختار حاکمیت است؟ از شعار «همه در یک کشتی هستیم» تا اعتراف به کوچکتر شدن سفره مردم، شکافهای درونی چگونه خود را نشان میدهند؟
گزارش و گفتگو با اسدالله مثنی
اجازه بدهید که یک نمونه از صحبتهای پزشکیان در این روزهای اخیر بشنویم و بعد حول این موضوع، من سراغ دارم که مطرح میکند.
پزشکیان: «شما خیلی میتوانید کمک کنید. برادری گفت، ما میتوانیم به دولت کمک کنیم. مگر دولت، شما یک چیز جداییه. ما هم حاکمیتیم، هم دولتی. شهرداری جدا، دولت یا عزیزی در مصاحبه میگفت مثلاً نیروهای مسلح، دولت فلان کار را کرده؛ مگر نیروی مسلح غیر از دولت؟ مگر ما غیر از یک بدنهای که مثلاً بخواهیم از همدیگر جدا کنیم؟
خداوکیلی با همدیگر مهربانیم. هر روز هم بارها میگویم، بسمالله الرحمن الرحیم؛ همینجوری شده عادت، میخواهیم جلسه شروع کنیم، بگو بسمالله الرحمن الرحیم. یک مقدار با مردم مهربان باش، با رحمت با مردم برخورد کنیم. مردم بیایند در صحنه، آشوبها جلوگیری میکنند، مشکلات اقتصادی را حل میکنند، به همدیگر کمک میکنند، همدلی میکنند، همراهی میکنند، امنیت حفظ میکنند.»
بله، برخی از صحبتهای پزشکیان بود در رابطه با اینکه با همدیگر مهربان باشیم. حالا میخواهیم ببینیم که صحنه چیست. آیا در صحنه داخلی رژیم با همدیگر مهربانند؟ از نظر شما یا یک فضای دیگری است و مسائل را حل کنند؟
خیلی مهربونه.
خب، اینکه وقتی اینجوری حرف میزند روی تلویزیون، توی، به قول معروف، دولت بعد، اینجور صحبت میکند، خب باید حداقل از این فهمید که آن پشت چه خبر و چه غوغایی است که اینجور میگویند: «چی بیرون نرود، امنیت ما با این گره خورده، اگر نکنیم چی میشود، اگر فلان کنیم چی میشود.»
حتی در صحبت با شهرداری کلانشهرها، همانجا وقتی شما دست میدهید روی محلهمحور و مسجدمحور و فلان، حرفها را؛ دو تا عنصر «امنیت» و «اغتشاش» که اینها همان، عرض کنم، اعتراضات، قیام، هر دو نیم اسم مستعار... اسمش برای ما چه؟ اغتشاش. مثلاً حالا این که میگم، شما باید بگوییم: حالا نگاه کنید، فقط یک نیمپرده بردارید از آن چیزی که توی خیابانها، سر شعارهایی که میدهند که دیگر حالا، به قول معروف، ظریف و روحانی، اینها که دیگر...
آیا «مهربانی» در بالا، نشانه ترس از خیابان است؟
از حجم اشارههایشان هم گذاشتن تجمعات شبانه. خیلی تجمعات که میروند جلو خانه و جلو... دیگر جالبتر از این، این پزشکیان که این همه برایش کف زدند، بهبه و چهچه کردند که در سازمان ملل نمایندگی کرده، خیلی خوب صحبت کرده است؛ تا در فرودگاه پیاده شد، با فرستادن آنجا چیه؟ شعار میرود علیه خیانت، علیه مذاکرات طولانی است.
حالا نگاه کنید، یعنی من که یک ذره، دو ذره نیست. حالا این هم برای اینکه بگویم این چقدر عمیقه، دقیقاً یک جاهایی میرود روی سرِ نظامشان و مواردی است که زیر آن میزنند.
خیلی روشن. و یک نمونهاش را بگویم. فکر کنم که از این مجمل میشود حدیث مفصل خواند.
میگه که خامنهای که مجتبی، تو پیام ۷ مهرش، سر جنگی، این حرفها به هفته جنگ هستم، امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میداند. گفت، البته اگر محاسبات دنیا را برداریم، ما چهارم هم نیستیم؛ چندمین؟ اول.
خب، الان یک هفته نگذشت. خیلی از این، عرض کنم، بندههاشون که خیلی سنگین بشه، میزنم تو روزنامهها، استدلال کردند که چرا به قدرت چهارمش که الان فرصتش...
حالا فقط یک نمونه میکنم از روزنامه حکومتی ستاره صبح. یکی از مهرههای روزنامهنگار حکومت، من نمیدانم ما قدرت چندم جهانی و معیار این تقسیمبندی چیست؟
ببینید، این کلمه و این تم، برای اولین بار تا به حال در تمام طول جایی که چیکار نبود، جز یک مجتبی. این هم دقیقاً در همان میگه. دیگه هیچجور نمیشه جمعش کرد، یک جور نمیشه با ماستمالیش کرد. «نمیدانم ما قدرت چندم جهانی و معیار این تقسیمبندی چیست؟»
پویایی و توانایی در رشد و توسعه و شاخصهای امید به زندگی معنا پیدا میکند. تا به آن میگه قدرت چی؟ مردم دارن له میشن. داره رو بهش میگه: در پیوند دانایی و توانایی شکل میگیرد.
پس دانایی و توانایی در حرفها نیست، در از میان برداشتن فشار داد.
داره بهش میگه کی؟ مجتبی. دانایی، طبری که میاد، اختلاس.
قدرت چینو چند من خواست قضیه؟ خوب، شاخصها، پویایی، توانایی اقتصادی، شاخصهای مشخص، دارایی، از میان برداشتن فساد در همه شکل آن، بروز و ظهور پیدا میکند.
ما در دام دشواریها و تنگناها گرفتار آمدهایم.
وقتی خودشان هم از کوچک شدن سفره مردم میگویند، شعار «ابرقدرت چهارم» چه معنایی دارد؟
قدرت، این در جوابشان میدهد: هنر پافشاری بر ادامه روشهای جاری نیست.
واقعیت سفرههای مردم کوچکتر میشود. این داره میگه نمیتوان از توان بالاتر سخن گفت.
ببینید، در تیز به کی میگه که مجتبی و مهاجرت طبقه متوسط، بخش فرودست جامعه را نادیده گرفت. واقعیتها عریانتر از این حرفهاست که در پناه شعارها پنهان شوند.
دیگه خب، دیگه شعار نده خراسانی. شعار یعنی ببین دیگه به کی میگه. دیگه دعوا روحانی، مانیا، اوباما؛ بالاخره رسمی دیگر، به این صراحت به این میره رو هر کی داره میگه: آقاجون، یعنی منظورم اینکه پزشکیان میگه، خب این روی صحنه...
راه، ولی اون پشت واقعاً غوغاست. دیگر آنچنان هم هست که به این راحتی میروند که بتوانم میزنن. دوران رئیسی وعدهدرمانی داشتیم که باید وعده میدادید. الان مثل این، مشابه شعاردرمانی را در شمار میرود، درمانی شدند.
ایشان بگیرم، میشه یه نون، نمیشه روی سفره مردم. الان یاد مدرسه ن شاه مدرسه میافتد.
بعد حالا که شما میگید که این شکافها به رأس نظام رسیده، آیا احتمال این را میدهید که به یک اتفاقی هم منجر بشه که یک مقداری کیفیتر از این باشند؟ مثلاً یک چیزی در درون نظام فروبپاشد یا این ساختاری که دارد، ساختار حکومت متزلزل بشه با این فشار شکافها؟
و ببینید، دارم خیلی سؤال روشن است و همیشه هم مطرح است.
یعنی بهعلی در جنگ، نبردی که با این رژیم وجود دارد و مردمی که خواهان این رژیم نیستند، مقاومتی که جلوی رژیم ایستاده و جوانان کانون شورشی که در برابر این قدرت خود سؤال همیشه مطرح است: بالاخره چی میشه؟
اینجوری میشه. ببینید، شکاف و قطعاً رژیم هرچه بیشتر تضعیف میکند. هر پدیدهای وقتی که او را دچار شکاف شود، در برابر هر ضربات، در برابر فشارها، بیش از پیش چی میشه وامیر، بیش از پیش در معرض تهدید قرار میگیرد.
اما فکر میکنم دیگه روشن شده باشد، بخصوص بخصوص طی این یک سال و خردهای که دیگر حملات و جنگ و این چیزها وجود داشته. میدانند که حاکمیت این نیست که خودبهخود فروبپاشه. چرا؟ خیلی روشن. شما برای همین جنگها و دعواها در یک چیز مشترکاند: در حفظ نظامشان.
زیادی را هم اگر اتفاق، همهشان با هم، خودشان دائم میگویند: ما در یک کشتی نشستهایم. اینکه اینقدر سفارش میکنه، میگه بابا، توی کشتی همه با هم غرق میشویم.
یعنی همیشه گرگها، علیرغم همه... میدانند، ولی در جنگشان کردند. ولی اینجا با همدیگه اصولگرا و عدالت ندارم، چی و آه...
اصلاحطلب و همسرنوشت. وقتی به این نقطه میرسد، همه توش مشترکاند.
پس این حواشی... اما ببینید نکته بعد اینکه پس این نیست که مثلاً بگوییم خودبهخودی میشه. ولی ببین، این مهم است: هر شکافی در بالا لاجرم راه باز میکند به کجا؟ به درون جامعه، پایین.
خیلی ما نمونه روشن در تاریخچه کشورمان در همین ۱۵ سال اخیر داریم؛ اونم قیام ۱۷ سال اخیر، آن هم قیام مردم در سال ۸۸. یک شکاف در بالا، در آستانه رأی و رأیکشی، و تبدیل به یکی از بزرگترین قیامهایی که رژیم را داشت چه کار میکرد؟ تکون داده، لرزه برش انداخته.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
