کالابرگ؛ وقتی آخوندها «کلاه» به «کلاه» میکنند!
۱۴۰۵/۷/۱۳
اگر کالابرگ برای کمک به معیشت مردم است، چرا برخی کسبه از دریافت نشدن مطالبات خود گلایه دارند و چرا این طرح با انتقادهایی روبهرو شده است؟
داستان «کالابرگ»؛ در نگاه منتقدان، داستان یک جابهجایی بار مالی میان دولت، مردم و کسبه است؛ وضعیتی که برخی آن را با اصطلاح قدیمی «کلاه به کلاه کردن» توصیف میکنند.
شاید بگویید «کلاه به کلاه کردن» دیگر چیست؟
در ادبیات و ضربالمثلهای فارسی، عبارت «کلاه به کلاه کردن» به معنای گرفتن از یک نفر و دادن به نفر دیگر است. به طور خاص، این اصطلاح برای پرداخت بدهی یک طلبکار با قرض گرفتن از شخص دیگر به کار میرود. در معنایی تخصصیتر نیز، «کلاه به کلاه کردن» یا Lapping به روشی از تقلب در حسابداری اشاره دارد که در آن وجوه دریافتی از یک مشتری، به جای ثبت در حساب صحیح، برای پوشش کسری یا برداشتهای قبلی استفاده میشود.
منتقدان طرح کالابرگ معتقدند که در عمل، بخشی از بار مالی این طرح به دوش کسبه و فروشگاههای طرف قرارداد منتقل شده است.
به درد دل این پیشهور هموطن گوش کنید.
کالابرگ الکترونیک (اعتبار کالایی)، روی کاغذ، برنامهای دولتی برای تضمین امنیت غذایی و حفظ قدرت خرید خانوارها است که بهصورت اعتبار ریالی مقصددار، یعنی قابل مصرف صرفاً برای اقلام اساسی در فروشگاههای طرف قرارداد، به سرپرستان خانوار اختصاص مییابد.
اما برخی از کسبه میگویند که در مواردی، مطالبات مربوط به کالاهای فروختهشده از طریق کالابرگ با تأخیر پرداخت میشود یا مشکلاتی در تسویه حسابها وجود دارد.
برای اطمینان، به درد دل این کاسب دوم هم نگاه کنید.
چرا برخی کسبه از طرح کالابرگ گلایه دارند؟
نتیجه این وضعیت، به گفته برخی فروشندگان، کاهش نقدینگی و دشوارتر شدن ادامه فعالیت اقتصادی است.
یک کاسب:
«آقایون مسئول، دستتون درد نکنه. مغازهام رو جمع میکنم، دارم مغازهام رو جمع میکنم. ولی ناراحت نیستما، خوشحالم! خیلی ممنونم ازتون که ما رو بدبخت کردین. چون اگه ناراحت باشم، اعدام میشم. به خاک سیاه نشستم.»
بله، بخشی از چالشهای طرح کالابرگ در سخنان این دو پیشهور دیده میشود.
منتقدان میگویند اگر تسویه حسابها با فروشگاهها به موقع انجام نشود، بار مالی طرح عملاً بر دوش کسبه قرار میگیرد.
آیا مشکل فقط کالابرگ است یا مسئله فراتر از آن است؟
در کنار بحث کالابرگ، موضوع تأخیر در پرداخت مطالبات برخی تولیدکنندگان و کشاورزان نیز بارها مطرح شده است؛ از مطالبات گندمکاران و برنجکاران گرفته تا مسائل مرتبط با برخی تولیدکنندگان دیگر.
در همین حال، منتقدان سیاستهای اقتصادی معتقدند که مشکلات ساختاری اقتصاد، از جمله تورم، کسری بودجه، ضعف مدیریت منابع و مشکلات نظام بانکی، فشار مضاعفی بر مردم، تولیدکنندگان و کسبه وارد کرده است.
آنچه مسلم است، اینکه ادامه مشکلات معیشتی و کاهش قدرت خرید، هم برای خانوارها و هم برای فعالان بازار، چالشهای جدی ایجاد کرده و بحث درباره کارآمدی یا اصلاح شیوه اجرای طرحهای حمایتی همچنان ادامه دارد.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
