آقاجون اینا؛ غذای مجانی واقعاً مجانیه یا باز هم کاسهای زیر نیمکاسه است؟
۱۴۰۵/۷/۱۶
از رستوران و نذری مجانی تا فلافل و ظرفشستن؛ وقتی شکم گرسنه سوژه طنز میشود!
آقاجون اینا
بهبه! خدا را شکر، بالاخره قسمت شد یک بار بیایید رستوران، غذای درستوحسابی بخوریم.
خسرو، از صاحب رستوران نپرسیدی چرا داره غذای مجانی میده، بابا؟
نه، هنوز ندیدمش. احتمالاً یه نذری چیزی داره.
انشاءالله که نذرشون قبول باشه. بابا، با بچهها هر غذایی که گفت، رایگانه.
دو سه پرس بگیرید. مشمع آوردم، اضافهش رو ببریم؛ یک دو سه روزی از خرج غذا در امان باشیم.
هنوز این عادتها رو ترک نکردی، آقاجان؟
کدوم عادت؟
اون دفعه رفته بود یه فلافلی، از اینا هست که خودت پر میکنی. اونقدر فلافل چپانده بود در نان، صاحبش دید، اومد گفت: «داداش، این ۱۰۰ تومن خودت، اینم ۵۰ تومن اضافه روش؛ جان مادرتون دیگه اینجا نیا!»
آخه فلافلی خیلی باکلاس بود، باورتون نمیشه! همونجا یه سری اونجا ساندویچ میخوردن، تهش رو میریختن دور. اونوقت من توی آب معدنی یک بار دیگه آب میریزم تا مواد معدنیش نمونده باشه!
فلافلی که باکلاس نمیشه، عمو صفدر!
قدیمها یک بار با بابام رفته بودیم از این رستورانهای باکلاس که گارسون میاد، وایمیسته بالای سر آدم، از اول تا آخر غذا یارو واسم لقمه میگیره.
رستوران لاکچری رفتیم؛ آخرش چرا ظرفشویی در انتظارمان بود؟
خوش به حالتون! من یک بار پارسال با دوستم رفتیم رستوران. رفیقم دیوانهبازی درآورد، گرانترین غذا رو سفارش داد. آخرش گارسون اومد گفت: «چیزی دیگه نیاز ندارید؟»
گفتیم: «چرا! اگر مایع ظرفشویی نداری، برو بخر!»
جات خالی، تا صبح داشتیم بابت پول غذا ظرف میشستیم. روزگار!
برو خدا رو شکر! حداقل غذای درستوحسابی خوردی.
من یک بار ناپرهیزی کردم، رفتم همبرگر خریدم. روش نوشته بود «۱۰۰ درصد گوسفندی». وقتی خوردم فهمیدم منظورش با من بوده!
اصلاً نمیشد جوید؛ فقط باید قورتش میدادی.
عمو صفدر، توی خبرهای پزشکی نوشته دکترها گفتهاند اگر تخممرغ نیمرو را دوباره گرم کنید و بخورید، سرطانزاست. زیرش بنویس: آخه کسی که دوباره گرم میکنه و میخوره، از اثرات اون میترسونی؟ فکر کردی ما چیزی برای از دست دادن داریم؟
آخوند داره این مملکت که خودش پدرجد همه سرطانهاست!
غذای مجانی؟ اول ببینیم «رایگان» یعنی چی!
سلام.
سلام به روی ماهتون. قبول باشه.
چی؟
نذرتان را میگم.
حالا چی میدی بخوریم؟
شما چی میخواین؟
یعنی برای غذای مجانی هم حق انتخاب داریم؟ تو چقدر خوبی، گارسون جان! قربونت برم!
کدوم غذای مجانی؟ درباره چی صحبت میکنید؟
در رابطه با غذای شما دیگه. خودتون بالای رستوران با فونت بزرگ نوشتین: «این رستوران بزرگ رایگان!»
آقای عزیز، «بزرگ» اسم پدرمه، فامیلمون هم «رایگان»! غذاها که رایگان نیست.
جدی میفرمایید؟
ببخشید، آقای رایگان! بوی غذا به ما خورده. میشه سه پرس چلو برای این بچهها بیارید، بعد درِ ظرفشویی رو نشون ما بدید؟ آخر این ورپریده گفت رایگان، ما بدون پول آمدیم!
خوب باشه، بدون پول اومدین؛ اینکه اومدین، فدای سرتون.
الان هم سه پرس چلوکباب مهمون ما هستید؛ اون هم بدون ظرفشویی!
گل گفتی، آقای رایگان!
خودش میدونه.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
