آقاجون اینا؛ گرانی اجاره خانه؛ پیک شادی

وضعیت اجاره‌خانه در ایران تحت حاکمیت آخوندها

هرچقدر که وضع آخوندها خراب‌تر می‌شود و بحران‌هایشان بیشتر می‌شود، دست‌وپا زدنشان در باتلاق قمپزدرمانی هم بیشتر می‌شود. یعنی سعی می‌کنند با خالی‌بندی‌های سنگین‌تر و ادعاهای مضحک‌تر، حال بسیجی‌ها را جا بیاورند و این‌طور جلوه دهند که وضع رژیم خیلی خوب است و همه‌چیز مرتب است. اما از دل همین قمپزدرمانی‌ها، سوتی‌هایی بیرون می‌زند که خودشان سوژه جوک می‌شوند و آبروی نداشته آخوندها را می‌برند.

بله... این در حالی است که مدعی است ذخایر طلای بانک مرکزی پانصد میلیون تن است؛ در حالی که مطابق آمارهای جهانی، کل طلای استخراج‌شده در جهان حدود دویست‌و‌بیست هزار تن است. بعد از این دویست‌و‌بیست هزار تن، پانصد میلیون تنِ آن در بانک مرکزی رژیم قرار دارد!

با این حساب، به هر ایرانی باید پنج‌ونیم میلیون تن طلا برسد!

اینجاست که انیشتین می‌گوید: «دو چیز پایانی ندارد؛ یکی کهکشان‌ها و دیگری حماقت بعضی از موجودات.» البته خودش می‌گوید: «در مورد اولی مطمئن نیستم، اما در مورد دومی مطمئنم.»

بریم و با آقا جون اینا همراه بشیم و ببینیم این هفته چی دارن برامون

آقاجون : خسرو، همینطور که نشستی ، یه چشم‌ت هم به اطراف باشه یه وقت صاحبخونه تا پارک تعقیب‌مون نکرده باشه

خسرو: آقاجون، هنوز اجاره‌شو ندادی؟

آقاجون: از کجا بیارم بدم؟ دزدی کنم؟

خسرو: خدا نکنه کار به اونجا بکشه

آقاجون: آرزو داشتم پسرم با این لیسانس‌ش یه مدیری، سرپرستی چیزی میشد، که حداقل کمک خرج خونه بشه، الان نون ش هم من دارم میدم

خسرو: خیلی برام سرمایه کنار گذاشتی، توقع مدیر شدنم داشتی!! جهت اطلاع الان موتورسیکلت ایرانی شده

 ۳۰۰ میلیون، چاقو ضامن‌دار ۲ میلیون، شلوار شیش جیب ۸ میلیون، یعنی حتی واسه خفت‌گیر شدن هم من الان به ۳۱۰ میلیون تومن سرمایه اولیه نیاز دارم. برای خنده گفتم آقاجان

اسی: الان موجودی حسابت چقدره؟

خسرو: موجودی؟ الان کرایه‌ای که باید بدم تا بانک برم و پولمو در بیارم از موجودی حسابم بیشتره، بیگفتی چی گفتم یا نه؟

خسرو: اصلا بجای این همه فرار از دست صاحب‌خونه، بهتره از این خونه بریم یه جای ارزونتر اجاره کنیم

آقاجون: ارزونتر؟ ارزونتر کجا بود پسرجان!! مثل اینکه این مملکت آخوند داره‌هااا، هفته پیش رفتم مشاور املاکیِ حسین آقا، بهش گفتم واسه ده میلیون رهن و یک تومن اجاره جایی داری!؟ دستاشو باز کرد گفت : آره، بیا بغلم

اسی: جالب اینجاس، قبلنا پولِ رفتن نداشتیم، الان پولِ موندن هم نداریم...

خسرو: وضعیت دردناکیه

آقاجون: ایکاش فقط دردناک بود، الان وضعیت یه جوریه انگار هی پنبه‌ی الکلی میمالن بهمون ولی آمپول نمیزنن،

اسی: فقط جهت اطلاع بدونین وضعیت الانمون به نسبت فردا خیلی بهتره، دلار بازم رکورد شکونده نوشته از فردا گرونی‌های جدید شروع میشه

آقاجون: فکر کن اگه همه‌شون رو با هم ببریم زیر خاک، چه دستاوردی نسیب ملت میشه

خسرو: گل گفتی آقاجون

آقاجون: خودم میدونم

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط