هشدار کارگزاران رژیم آخوندی؛ چرا رژیم از کانونهای شورشی تا این اندازه میترسد؟
۱۴۰۵/۷/۲۰
از هشدار امامجمعه اراک درباره سهبرابر کردن جمعیت میدان تا نگرانی رسانههای حکومتی از رسیدن جامعه به نقطه جوش؛ چه چیزی پشت این ابراز وحشت قرار دارد؟
گفتگو با علیرضا زنگیآبادی
آخوندی به نام عبداللهی، امامجمعه خامنهای در نمایش جمعه اراک، گفته است: «مردم باید حواسشون جمع باشه. ما ۴۷ ساله این قضیه رو امتحان میکنیم، در جنگ با مجاهدین... دیروز شنیدم که مجتبی خامنهای گفته که باید جمعیت میدان سه برابر بشه.»
موضوع چیست؟ این همه ابراز وحشت برای سهبرابر کردن میدان، به قول خودشان، از کجا ناشی میشود؟ همراه هستیم با آقای علیرضا زنگیآبادی تا به این موضوع بپردازیم.
چرا رژیم از اقدامات کانونهای شورشی تا این اندازه به هراس افتاده است؟
پرسش: چرا رژیم از مجاهدین و بهطور مشخص، اقدامات کانونهای شورشی، تا این میزان در هراس است و واکنش گستردهای نشان میدهد؟ نمونهای از این واکنشها را مطرح کردم. علت چیست؟
علیرضا زنگیآبادی: قبل از هر چیز، میخواهم توضیح کوتاهی بدهم که وقتی صحبت از ترس میکنیم، منظور چیست و چرا آخوندها بهخاطر مجاهدین اینطور سرشان را به دیوار میکوبند و یک لحظه آرامش ندارند.
داستان از این قرار است که این رژیم ضدمردمی در کشتار مشکلی نداشته و ندارد. به همین سیاق، اگر هر تعداد از نیروهای خودش هم در مسیر حفظ بقایش کشته شوند، ککش نمیگزد؛ اما از آتش زدن یک بنر در تهران و شهرستانها به هراس میافتد.
چه اتفاقی افتاده که وقتی یک بنر آتش زده میشود، خبرش از همه جای این نظام سر درمیآورد؟
دو علت اساسی دارد.
علت اول این است که کانون شورشی به تجربهها و سازماندهی ۴۷ سال مقاومت مجاهدین علیه دیکتاتوری آخوندی وصل است. برای رژیم، هر میزان مبارزه سازماننیافته به هر حال قابلتحمل است؛ اما وقتی پای سازمانیافتگی به میان میآید، میداند که استمرار، ارتقا، آموزش و بهکارگیری نیروها در آن وجود دارد. بنابراین، با هر فعالیتی که بوی سازماندهی داشته باشد، مثل جن و بسمالله است و از آن وحشت دارد.
علت دوم به مشی کانون شورشی برمیگردد. دلیل ترس این است که این کار، هرچند چندان ساده نیست، مسیری را نشان میدهد که جامعه تشنه آن است؛ جامعهای که بهدنبال سرنگونی این رژیم و نجات پیدا کردن از نکبت حاکمیت آخوندی و ضد مردمی است. بنابراین، این مشی نشاندهنده امکان دنبالهروی، گسترش و ادامهدار شدن این مسیر است. سرکوب هم نمیتواند جلوی آن را بگیرد. این مسیر راه خودش را در میان جوانان باز کرده و به جلو میرود.
برای روشن شدن موضوع، مثالی بزنیم: فرض کنیم میخواهیم جادهای از تهران به شیراز بکشیم. هزاران واحد کار باید انجام شود؛ هدف مشخص شود و سپس مسیر جاده از میان پیچوخمهای طبیعت عبور کند. اما بخش اصلی کار، زیرساختسازی و کوبیدن جاده با انواع ماسه، شن و سنگ است تا هیچ درز و شکافی باقی نماند.
وقتی از استراتژی «آتش جواب آتش» صحبت میکنیم، منظور مسیری است که در طول ۴۷ سال گذشته ساخته شده و راه سرنگونی را، از نگاه این جریان، نشان میدهد؛ همان مسیری که کانونهای شورشی در ۱۲ سال گذشته، بنا بر ادعای مطرحشده، بیش از ۱۰۰ هزار عملیات و فعالیت انقلابی داشتهاند. این همان چیزی است که آخوندها از آن ابراز ترس میکنند.
آیا هشدارهای حکومتی میتواند جلوی تبدیل جرقه به قیام را بگیرد؟
دیروز یکی از رسانههای حکومتی به نام سازندگی، در مقالهای با عنوان «جامعه را به نقطه جوش نرسانید»، به کارگزاران رژیم هشدار میداد که مراقب باشند و به مردم فشار نیاورند. آیا رژیم نمیتواند با روشن کردن این قبیل آژیرها، بالاخره برای خودش نوعی حواسجمعی ایجاد کند و مثلاً جلوی تبدیل شدن جرقه به قیام توسط کانونهای شورشی را بگیرد؟
علیرضا زنگیآبادی: اگر میتواند، بگیرد! در قیام سال ۱۳۹۸، رژیم از چند وقت قبل از گران کردن بنزین، تمام دستگاه نظامی و امنیتیاش را در آمادهباش مطلق قرار داده بود. در پمپبنزینها هم برای مقابله با حمله احتمالی در صورت گران شدن بنزین، نیرو مستقر کرده بود؛ اما دیدیم که چگونه در ۲۰۰ شهر، آتش قیام شعلهور شد.
همینطور در قیامهای سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، رژیم در آمادهباش کامل بود؛ اما در برابر شعلههای قیام، کل دستگاهش از هم گسیخت. اکنون هم وحشتش بهمراتب بیشتر شده است.
اخیراً در دادگاه نمایشی مربوط به ۱۰۴ تن از مجاهدین نیز به این موضوع اذعان کردهاند که مجاهدین از بین نرفتهاند، بلکه از طریق کانونهای شورشی گسترش پیدا کردهاند و همچنان در حال گسترش هستند.
این مسیر در حقیقت در دل جامعه راه باز کرده است؛ جامعهای که هیچ راهی جز سرنگونی پیش روی خودش نمیبیند. بستر اجتماعیای وجود دارد که از فرزندان قهرمان خودش پشتیبانی میکند، پول و امکانات و جا و مکان در اختیارشان میگذارد تا بتوانند این مسیر را باز نگه دارند و گسترش دهند.
در ایران امروز، کمتر کسی است که نام کانون شورشی را نشنیده باشد؛ کمتر کسی است که مسیر سرنگونی، یعنی همان «آتش جواب آتش»، را نشناسد. از نگاه من، جامعه برای قیام بعدی آماده میشود و هر جنایتی هم که از جانب این نظام صورت بگیرد، با پاسخ کانونهای شورشی مواجه خواهد شد.
عملیات کانونهای شورشی چه پیامی برای حاکمیت دارد؟
آخرین عملیات کانونهای شورشی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام انجام شد که در آن، ۱۰ عملیات آتشین را تقدیم کردند.
چند روز پیشتر نیز در پاسخ به اعدام دو جوان شورشگر، ۲۰ عملیات کانونهای شورشی انجام شد که به گفته زنگیآبادی، دستگاه سرکوب را به لرزه درآورد. همچنین عملیات کانونهای شورشی در تهاجم به فرماندهی انتظامی در حمیدیه، که از سیمای آزادی پخش شد، نشاندهنده ارتقا در روشهای کار بود.
نتیجه: ترس اصلی نظام از آتش زدن یک بنر یا انجام یک عملیات انفرادی نیست؛ بلکه از مسیری است که این اقدامات نماد آن هستند. این مسیر، به گفته او، ریشههای اجتماعی پیدا کرده و به یکی از اصلیترین موضوعات برای حاکمیت تبدیل شده است؛ مسیری که زنده مانده و پیام سیاسی خودش را دارد و سرکوب، زندان و اعدام هم نتوانستهاند جلوی
آن را بگیرند.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
