سینمای اعتراض: نه؛ وقتی یک رأی میتواند دیکتاتوری را به چالش بکشد
۱۴۰۵/۷/۲۳
نه گفتن به دیکتاتوری و نفی آن در هر زمان و هر مکان به شجاعت و پرداختن بها نیاز دارد.
در برنامه امروز سینمای اعتراض نگاهی میکنیم به فیلم نه به کارگرانی پابلو لارین.
فیلم «نه» (No) به کارگردانی پابلو لارین، داستانی سیاسی و تأملبرانگیز درباره قدرت تبلیغات، نقش رسانهها و تأثیر اراده مردم در تغییر مسیر تاریخ است. این فیلم با بازسازی یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر شیلی، نشان میدهد که چگونه یک کارزار انتخاباتی متفاوت میتواند به ابزاری برای مقابله با دیکتاتوری تبدیل شود. «نه» فقط روایت یک همهپرسی سیاسی نیست؛ داستان مبارزهای است که در آن تصویر، کلمه و امید به آینده، در برابر قدرت سرکوب قرار میگیرند.
چرا یک کارزار تبلیغاتی به کابوس دیکتاتور تبدیل میشود؟
داستان فیلم در شیلی سال ۱۹۸۸ میگذرد؛ کشوری که پانزده سال تحت سلطه دیکتاتوری نظامی آگوستو پینوشه قرار داشته است. در این سال، فشارهای بینالمللی حکومت را وادار میکند تا همهپرسیای برگزار کند که سرنوشت ادامه قدرت پینوشه را مشخص خواهد کرد. مردم باید میان دو گزینه انتخاب کنند: رأی «آری» به ادامه حکومت او برای هشت سال دیگر، یا رأی «نه» به پایان دوره دیکتاتوری و برگزاری انتخابات آزاد.
در چنین فضایی، گروههای مخالف حکومت فرصتی محدود برای رساندن صدای خود به مردم پیدا میکنند. آنها میدانند که سالها سرکوب، سانسور، بازداشت و ایجاد فضای ترس، جامعه را با دشواریهای فراوانی روبهرو کرده است. بسیاری از مردم از پیامدهای مخالفت آشکار با حکومت میترسند و حتی درباره تأثیر رأی خود بر آینده کشور تردید دارند.
در این شرایط، مخالفان به سراغ یک متخصص تبلیغات به نام رنه ساودرا میروند. او در دنیای تبلیغات تجاری فعالیت میکند و تجربه ساخت آگهیهایی را دارد که باید در مدتزمانی کوتاه، توجه مخاطب را جلب کنند. پیشنهاد همکاری با کارزار «نه»، او را وارد عرصهای میکند که دیگر صرفاً رقابت بر سر فروش یک محصول نیست؛ موضوع، آینده یک ملت است.
چگونه شادی به سلاحی علیه ترس تبدیل میشود؟
نخستین چالش رنه، تغییر شیوه تبلیغات مخالفان است. گروهی از فعالان سیاسی ترجیح میدهند جنایتها، شکنجهها، ناپدیدشدن مخالفان و خشونتهای حکومت را مستقیماً در مرکز پیامهای تبلیغاتی قرار دهند. از نگاه آنها، افشای واقعیتهای تلخ گذشته برای بسیج مردم ضروری است.
اما رنه به نتیجه دیگری میرسد. او معتقد است که اگر تمام پیام کارزار بر رنج، خشم و خاطرات تلخ متمرکز شود، ممکن است نتواند امید لازم برای تغییر را در جامعه زنده کند. به باور او، مردم علاوه بر شناخت جنایتهای حکومت، باید بتوانند آیندهای متفاوت را نیز تصور کنند؛ آیندهای که در آن زندگی عادی، آزادی و شادی امکانپذیر باشد.
از همینجا ایده اصلی کارزار شکل میگیرد: بهجای آنکه فقط از آنچه باید به پایان برسد سخن گفته شود، باید تصویری از آنچه میتواند آغاز شود نیز به مردم ارائه کرد. رنگهای شاد، موسیقی، تصاویر زندگی روزمره و شعارهای امیدبخش، به عناصر اصلی این کارزار تبدیل میشوند.
این رویکرد البته مخالفانی هم دارد. برخی از فعالان سیاسی نگراناند که استفاده از موسیقی و تصاویر شاد، عمق جنایتهای دیکتاتوری را کمرنگ کند و مبارزه سیاسی را به یک نمایش تبلیغاتی تقلیل دهد. بااینحال، رنه تلاش میکند میان افشای واقعیت و ترسیم آیندهای بهتر پیوند برقرار کند. پیام او این است که مخالفت با دیکتاتوری فقط بیان نفرت از وضع موجود نیست؛ دفاع از حق مردم برای ساختن زندگی دیگری نیز هست.
وقتی تلویزیون به میدان نبرد سیاسی تبدیل میشود
بر اساس سازوکار همهپرسی، هر دو طرف فرصت محدودی برای پخش برنامههای تلویزیونی دارند. این زمان کوتاه، به میدان رقابتی سرنوشتساز تبدیل میشود. حکومت از امکانات گسترده تبلیغاتی برخوردار است و میکوشد با تأکید بر ثبات و دستاوردهای اقتصادی، مردم را به ادامه حاکمیت پینوشه ترغیب کند. در مقابل، کارزار «نه» باید با منابع محدود، پیام خود را به بخشهای مختلف جامعه برساند.
رنه و همکارانش برای این کار از شیوههایی بهره میگیرند که پیشتر در تبلیغات تجاری به کار میرفتند. آنها میکوشند پیام سیاسی را ساده، قابلفهم و بهیادماندنی کنند؛ بدون آنکه مخاطب را تنها با مجموعهای از آمار و تصاویر خشونتآمیز روبهرو سازند. در این مسیر، هنرمندان و چهرههای فرهنگی نیز به کارزار میپیوندند و فضای عمومی جامعه بهتدریج رنگوبوی تازهای میگیرد.
اما این رقابت بدون خطر نیست. فعالیت مخالفان زیر نظر نیروهای امنیتی قرار دارد و فشارها، تهدیدها و تلاش برای محدودکردن تبلیغات آنها افزایش مییابد. رنه نیز از این فشارها در امان نمیماند و زندگی شخصی و حرفهایاش تحت تأثیر انتخاب سیاسی او قرار میگیرد.
در سوی دیگر، رئیس شرکت تبلیغاتی رنه که حاضر نیست موقعیت شغلی و منافع خود را به خطر بیندازد، در جبهه مقابل قرار میگیرد. این تقابل نشان میدهد که مبارزه با دیکتاتوری تنها در خیابانها و میدانهای سیاسی جریان ندارد؛ گاهی در محیط کار، روابط شخصی و تصمیمهایی که ظاهراً عادی به نظر میرسند نیز خود را نشان میدهد.
آیا رأی «نه» میتواند تاریخ را تغییر دهد؟
با نزدیکشدن روز همهپرسی، رقابت تبلیغاتی شدت میگیرد. حکومت تلاش میکند فضای ترس را حفظ کند، اما کارزار مخالفان به مردم امکان میدهد که درباره آیندهای متفاوت بیندیشند. پیام امید، حضور جمعی و مشارکت اجتماعی به نیرویی تبدیل میشود که دیگر نمیتوان آن را بهسادگی نادیده گرفت.
سرانجام، روز رأیگیری فرا میرسد. نتیجه اولیه و فضای پرتنش آن روز، نگرانیها درباره احتمال دستکاری نتیجه یا نپذیرفتن شکست از سوی حکومت را افزایش میدهد. بااینحال، نتیجه نهایی به سود گزینه «نه» رقم میخورد و پینوشه ناچار میشود شکست خود را بپذیرد. این پیروزی راه را برای گذار شیلی به انتخابات ریاستجمهوری و پایان دوره حکومت نظامی هموار میکند.
فیلم «نه» ساخته پابلو لارین، محصول سال ۲۰۱۲، از دل یک رویداد تاریخی، پرسشی فراتر از تاریخ شیلی مطرح میکند: قدرت چگونه میتواند با کنترل رسانهها و ایجاد ترس، بقای خود را تضمین کند و جامعه چگونه میتواند این چرخه را به چالش بکشد؟
فیلم پاسخ سادهای ارائه نمیدهد. پیروزی در همهپرسی به معنای حل فوری همه مشکلات جامعه نیست و پایان دیکتاتوری نیز الزاماً به معنای تحقق تمام آرمانهای آزادیخواهانه مردم نخواهد بود. بااینحال، داستان نشان میدهد که حتی در شرایطی نابرابر، ترکیب خلاقیت، مشارکت عمومی و امید میتواند معادلات سیاسی را تغییر دهد.
اهمیت «نه» در همین نگاه نهفته است: مبارزه با استبداد فقط به افشای گذشته محدود نمیشود؛ باید بتوان آیندهای را نیز به تصویر کشید که مردم بخواهند برای رسیدن به آن تلاش کنند.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
