کاهش قیمت دلار؛ آیا این افت ماندگار است یا گرانی دوباره برمیگردد؟
۱۴۰۵/۷/۲۳
چرا با پایین آمدن چند هزار تومانی دلار، سفره مردم همچنان کوچکتر میشود؟
گفتگو با شهرزاد علوی
این روزها قیمت دلار در برابر ریال ایران تا حدودی کاهش پیدا کرده است. آیا این روند نزولی ادامه خواهد داشت؟ این نوسان چه تأثیری بر زندگی و معیشت مردم دارد؟ همراه هستیم با خانم شهرزاد علوی تا به این موضوع بپردازیم.
آیا تزریق ۲ میلیارد دلار میتواند روند صعودی قیمت دلار را متوقف کند؟
ده روز قبل، قیمت دلار از مرز ۲۷۰ هزار تومان عبور کرد و همتی، رئیس بانک مرکزی رژیم، گفت با وارد کردن ۲ میلیارد دلار، شتاب تورم و افزایش قیمت دلار را میگیریم. به نظر میرسد این کار صورت گرفته است. به نظر شما، آیا این روند ادامه خواهد داشت و شیب قیمت دلار نزولی خواهد بود؟
شهرزاد علوی:
اولاً، قیمت دلار این روزها در محدوده ۲۶۰ هزار تومان است. توجه کنید که این عدد کمی نیست. ابتدای امسال قیمت هر دلار ۱۵۵ هزار تومان بود. بنابراین، حتی با رسیدن قیمت دلار به ۲۶۰ هزار تومان که بهقول همتی کاهش قیمت محسوب میشود، همچنان با ۱۰۵ هزار تومان افزایش نسبت به ابتدای سال مواجه هستیم.
ثانیاً، آنطور که همتی میگوید، نتوانستهاند شتاب تورم را مهار کنند، چون تورم مرتب بالا میرود و نوسان دارد. ضمن اینکه نمیتوان روی این نوسانات حساب کرد و این تغییرات ثباتی ایجاد نمیکند.
بر اساس آخرین نرخ تورم اعلامشده در فروردین امسال، دادههای رسمی حاکی از آن بود که تورم نقطهبهنقطه در فروردینماه به ۷۳.۵ درصد و تورم سالانه به ۵۳.۷ درصد رسیده است. (دنیای اقتصاد، ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵)
حالا بیاییم شش ماه بعد را ببینیم. طبق اعلام مرکز آمار، تورم نقطهبهنقطه خانوارهای کشور در شهریورماه به ۸۹.۸ درصد و تورم ماهانه به ۴.۲ درصد رسید. تورم سالانه نیز در شهریور به ۷۳.۶ درصد رسید که نسبت به ماه قبل، ۳.۷ واحد درصد افزایش داشت. (سایت انتخاب، ۸ مهر ۱۴۰۵)
علاوه بر اینها، مگر ۲۶۰ هزار تومان عدد پایینی است؟
بالا رفتن قیمت دلار یعنی افزایش تمامی هزینههای زندگی؛ از خوراک و دارو گرفته تا هزینههای تولید و سایر کالاها و خدمات.
توجه کنید که هزینهها بهصورت سرسامآوری بالا رفته، اما حقوق کارگر و کارمند با هر موج گرانی تغییر نمیکند. همتی و امثال او با طرح مهار شتاب تورم نمیتوانند فاجعهای را که کاهش ارزش پول برای مردم ایجاد کرده است، بپوشانند.
چرا کاهش چند هزار تومانی قیمت دلار ماندگار نیست؟
شما میگویید این کاهش چند هزار تومانی دلار ماندگار نیست. علت چیست؟
شهرزاد علوی:
علتش این است که بر اساس تجربه ۴۷ ساله این رژیم، از دلار ۷ تومانی تا دلار ۲۶۰ تا ۲۷۰ هزار تومانی، روند کلی قیمت دلار همواره صعودی بوده است. اینها با ایجاد موجهای روانی، قیمت را برای مدتی پایین میآورند، نه بر اساس گسترش زیرساختهای اقتصادی؛ مانند افزایش تولید، چاپ نکردن پول بدون پشتوانه، حمایت از تولیدکنندگان و عوامل دیگر سیاسی و اقتصادی که در بسیاری از کشورهای دنیا به ثبات اقتصادی کمک میکنند.
درحالیکه سیاستهای اقتصادی رژیم، از نظر من، به زیان تولید تمام شده و فشار بر وضعیت معیشتی مردم را به نقاط بحرانی رسانده است. دلار نیز در این زمینه نقش مهم و در برخی مواقع، نقشی کلیدی دارد.
سقوط ارزش پول چه بلایی بر سر حقوق کارگران و کارمندان میآورد؟
این وضعیت چه آثاری بر معیشت مردم دارد؟
شهرزاد علوی:
برای نشان دادن تأثیر افزایش نرخ دلار، باید اثر آن را بر حقوق کارگران و کارمندانی که حقوق ثابت دارند، بررسی کنیم.
در مورد کارگران، حقوق ماهانه آنها روی ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان ثابت مانده است. مبنای مقایسه را ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ میگیریم که دلار ۱۵۵ هزار تومان بود و آن را با شرایط فعلی، یعنی دلار حدود ۲۶۰ هزار تومانی، مقایسه میکنیم.
در این مقایسه، دلار حدود ۶۸ درصد گرانتر شده است. کارگری که در فروردین ۱۴۰۵ ماهانه ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان میگرفت، با دلار ۱۵۵ هزار تومانی حقوقی معادل حدود ۱۰۷ دلار داشت؛ اما حالا با دلار ۲۶۰ هزار تومانی، همان حقوق فقط حدود ۶۴ دلار میارزد. یعنی ارزش دلاری حاصل یک ماه کار او بیش از ۴۰ درصد کاهش یافته است.
برای کارمند حقوقبگیر هم سقوط ارزش پول به معنای حقوقی است که تا پایان ماه دوام نمیآورد. حقوق ثابت است، اما افزایش قیمت دلار که با بالا رفتن هزینه خوراک، دارو و کالاهای ضروری همراه است، فشار فوقالعادهای ایجاد میکند و سفره خانواده را کوچکتر میسازد.
کارمند و کارگر همان میزان کار میکنند، اما دیگر حقوقشان کفاف مخارج زندگی را نمیدهد.
خانواده کمدرآمد برای تأمین نیازهای ضروری ناچار میشود غذای ارزانتری بخرد، درمان را به عقب بیندازد و از نیازهای بچههایش بزند.
به این ترتیب، روزبهروز و ساعتبهساعت بر تعداد گرسنگان افزوده میشود. همه باندها و دارودستههای رژیم نیز به این موضوع اشاره میکنند و بهشدت از پیامدهای آن نگراناند.
فشار اقتصادی چه بازتابی در جامعه دارد و چرا حکومت نگران است؟
این وضعیت چه بازخوردهای اجتماعی دارد؟
شهرزاد علوی:
در رابطه با بازخوردهای اجتماعی، باید به یک نکته توجه کنیم: در شرایط اختناق، امکان سنجش میزان نارضایتی بسیار محدود است و نارضایتیها بیشتر در پوشش مطالبات صنفی بروز پیدا میکنند.
رژیم از ترس جرقه قیام، در برابر اعتراضات صنفی با حساسیت برخورد میکند؛ اما اگر به شعارها دقت کنیم، میبینیم که سمتوسوی آنها به طرف سرنگونی است؛ شعارهایی علیه جنگافروزی و با نشانه رفتن دشمن در داخل.
از ترس، وحشت و نگرانی رژیم میتوانیم به میزان خشم انفجاریای پی ببریم که زیر پوست جامعه جریان دارد.
پزشکیان روز ۱۶ مهر، یعنی یک هفته قبل، در سخنرانی خود خطاب به نیروهای انتظامی گفت که مردم باید بدانند آنها برای حکومت کردن بر مردم نیامدهاند، بلکه برای خدمتگزاری آمدهاند. او همچنین در رابطه با صرفهجویی در سوخت گفت که نباید به کارمندان دستور بدهیم، بلکه باید از آنها خواهش کنیم.
با نگاهی به نمونههایی از قیامهای سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ نیز میتوان به زمینههای نگرانی حکومت پی برد.
این بازخورد اجتماعی و خشم انباشته، با جلوداری کانونهای شورشی سمتوسو میگیرد. کانونهای شورشی با عملیات خودشان پیام را به جامعه منتقل میکنند. اکنون میبینیم که با وجود آمادهباش رژیم و حضور شبانه نیروهای حکومتی در خیابانها، این کانونها همچنان عملیات خود را انجام میدهند و میکوشند به قیام سمتوسو بدهند. جوانان شورشی نیز این پیامها را دریافت میکنند و میدانند که این واکنش است که پاسخ میگیرد.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
