کنفرانس در برلین، بحران در ایران و راه‌حل دموکراتیک، کارستن مولر

۱۴۰۵/۷/۲۴

کارستن مولر: آلترناتیو در ایران هرگز نمی‌تواند بازگشت به‌نظام سلطنتی باشد. نظامی که تا سال ۱۹۷۹ کارنامه‌اش آکنده از نقض شدید و هولناک حقوق‌بشر بود

کارستن مولر-رئیس کمیسیون قضایی مجلس فدرال آلمان (بوندستاگ)

بسیار خرسندم که امروز از سوی «کمیته آلمانی همبستگی برای یک ایران آزاد»، به همه شما و به‌ویژه به همکاران و همراهان بسیار متعهدی از پارلمان فدرال آلمان (بوندس‌تاگ) خیرمقدم بگویم.

عنوان نشست امروز «ایران در بحران: راه‌حل دموکراتیک و مسئولیت آلمان» است. ما مایلیم پیرامون این موضوع به بحث و گفتگو بپردازیم. محور اساسی و کانون توجه این برنامه، رونمایی از یک سند تحلیلی است؛ همین اثری که پیش روی ماست. بر روی این سند دو نام به چشم می‌خورد، اما در واقع ذکر یک نام برای آن کافی بود؛ نام پدیدآورنده اصلی آن، یعنی جناب سفیر دکتر هانس-اولریش زایدت که این حقایق بسیار مهم را در قالب این جزوه گردآوری کرده است. نام من نیز شاید بیش از هر چیز از روی لطف درج‌شده باشد، اما من با باوری عمیق و تعهدی قلبی از آنچه در آن آمده حمایت می‌کنم و بسیار مشتاقم که در ادامه برنامه به این گزارش تحلیلی بپردازیم.

مایلم در قالب مقدمه‌ای کوتاه و در چند دقیقه بیان کنم که هدف همه ما امروز چیست و شاهد چه وضعیتی هستیم. ایران در یک نقطه‌عطف بسیار سرنوشت‌ساز و تاریخی ایستاده است. این مسأله را از کجا می‌توان دریافت؟ ما می‌بینیم که رژیم آخوندی به اقدامات سرکوبگرانه شدیدتر و فزاینده‌تری دست می‌زند. ما شاهد موج جدیدی از افزایش سرسام‌آور اعدامها هستیم. ما از انسانهای بی‌شماری یاد می‌کنیم که در سیاه‌چال‌ها محبوس‌اند و شکنجه می‌شوند؛ ما همواره به یاد آنها هستیم و در کنارشان می‌ایستیم. این سرکوب ابعادی به خود گرفته که تا پیش از این تصورش نیز برای بسیاری از ما غیرممکن بود.

خواست و هدف ما گذار دموکراتیک در یک ایران آزاد است. هدف ما تحقق و پیروزی حقوق‌بشر است؛ و ما می‌خواهیم از این جایگاه ممتاز و امنی که در آلمان از آن برخورداریم، در کنار کسانی بایستیم که در صحنه مبارزه، جان و سلامت خود و خانواده‌شان را فدا می‌کنند.

خانم‌ها و آقایان، در ماه‌های اخیر چه دیده‌ایم؟ دیده‌ایم که رژیم آخوندی سعی دارد این موضوع را که تاکنون بر اثر دخالت‌های نظامی سرنگون نشده است، به‌منزله یک پیروزی جا بزند؛ اما در واقعیت، این رژیم نه‌تنها تقویت نشده، بلکه امروز در ضعیف‌ترین وضعیت ممکن از سال ۱۹۷۹ تاکنون قرار دارد.

هم‌چنین شاهدیم که دهه‌هاست رژیم حاکم بر ایران توسط دولتهای غربی و اروپایی به‌درستی ارزیابی نشده است. در واقع سیاست آنها مبتنی بر مهار رژیم بود، اما این رویکرد به موفقیت نینجامید و مانع از آن نشد که ایران همسایگان خود و کل منطقه را با ناامنی و تروریسم درگیر نکند یا مردم خود را با بی‌رحمی تمام سرکوب نسازد. ما دیگر حاضر به پذیرش این رویکرد بی‌تفاوت نیستیم؛ به همین دلیل گردهم آمده‌ایم، پیرامون آن سخن می‌گوییم و دقیقاً به همین جهت است که چنین اسناد تحلیلی از اهمیت به‌سزایی برخوردارند، زیرا تصویری شفاف و واقع‌بینانه از حقیقتِ ماجرا ارائه می‌دهند.

برخی ادعا می‌کنند که سازمان مجاهدین خلق فاقد تأثیرگذاری است. جریانی که فاقد اهمیت و تأثیرگذاری باشد، به‌عنوان دشمن اصلی هدف حمله قرار نمی‌گیرد، بلکه نادیده گرفته می‌شود

اما بدیل و جایگزین چیست؟ از دیدگاه من، جایگزین هرگز نمی‌تواند بازگشت به‌نظام سلطنتی باشد؛ نظامی که تا سال ۱۹۷۹ کارنامه‌اش آکنده از نقض شدید و هولناک حقوق‌بشر بود. شاید بیان این مطلب از جانب من کمی نامتعارف به نظر برسد، چرا که نیازی نیست من تاریخ کشور تان و آنچه را که شما و خانواده‌هایتان از سر گذرانده‌اید بازگو کنم؛ اما این نکته را یادآوری می‌کنم تا موضع ما نزد افکار عمومی کاملاً روشن باشد. با صراحت تمام می‌گویم: با وجود آن که همواره خواهان همگرایی و همکاری میان نیروهای اپوزیسیون ایران بوده‌ام، اما پیش‌شرط بنیادین چنین امری آن است که نسبت به بی‌عدالتی‌های گذشته شفاف‌سازی شود و مرزبندی واقعی، ملموس و معتبری با آن صورت گیرد، نه این‌که با بزک کردن گذشته یا مسکوت گذاشتن آن، بر حقایق سرپوش گذاشته شود؛ این مسیر درستی نیست.

شدیدترین اقدامات سرکوبگرانه رژیم آخوندها، علیه اعضا و هواداران مجاهدین خلق متمرکز است

ما امروز اینجا گردهم آمده‌ایم زیرا در میان دوستان می‌دانیم که ساختارهایی سازمان‌یافته، منسجم و کارآمد هم در خارج و هم در داخل ایران وجود دارند. برخی ادعا می‌کنند که نقش سازمان مجاهدین خلق بیش از اندازه بزرگ‌نمایی شده و فاقد تأثیرگذاری است؛ اما من این دیدگاه را یک خطای تحلیلی فاحش می‌دانم. واقعیتی که ما امروز در ایران شاهدیم—یعنی حجم گسترده سرکوب و زندانی کردن مبارزان این جریان—گویای حقیقتی دیگر است. جریانی که فاقد اهمیت و تأثیرگذاری باشد، به‌عنوان دشمن اصلی هدف حمله قرار نمی‌گیرد، بلکه نادیده گرفته می‌شود. در حالی‌که قضیه کاملاً برعکس است؛ شدیدترین اقدامات سرکوبگرانه رژیم ملاها علیه اعضا و هواداران مجاهدین خلق متمرکز است و این خود گواهی بر سازمان‌یافتگی بالا و وزن و اهمیت آنان است. از این‌رو، ما به این جنبش آزادیخواهی در داخل ایران امید بسته‌ایم.

من به توان تشکیلاتی و سازمان‌یافتگی‌ اشاره کردم؛ اما نکته‌یی بسیار حیاتی‌تر که باید به آن پرداخت این است که موضوع صرفاً داشتن ساختاری کارآمد نیست، بلکه داشتن برنامه‌یی مشخص برای آینده است. ما و شما برای یک ایران آزاد چه می‌خواهیم و چگونه می‌توانیم از شما حمایت کنیم؟ این خواسته‌ها عبارتند از: ایجاد یک حاکمیت مبتنی بر جدایی دین و دولت، رعایت حقوق‌بشر، برابری حقوق زن و مرد، لغو مجازات اعدام، پایان دادن به پیگردهای سیاسی و سرکوب‌های عقیدتی، برچیدن بساط نهادهای امنیتی مخوفی که مردم را در خیابان‌ها به خاک و خون می‌کشند، و در نهایت بازگشت ایران آزاد به جامعه جهانی و در میان کشورهای آزاد و دموکراتیک. نقشه راه دستیابی به این اهداف، در طرح ده‌ماده‌ای خانم مریم رجوی ترسیم‌شده است.

همان‌طور که در آغاز اشاره کردم، بسیار خرسندم که جناب سفیر زایدت مدتهاست در کنار ما حضور دارند. هدف ما در نشست امروز، بررسی دقیق اوضاع، ارائه تحلیلی شفاف، همفکری مشترک و طراحی اقدامات مؤثر برای آینده است. از همین رو مایه افتخار است که در این نشست، گزارش تحلیلی مذکور توسط نویسنده اصلی‌اش، یعنی جناب سفیر دکتر زایدت، معرفی خواهد شد. هم‌چنین بسیار خوشحالم که در ادامه، ارتباط زنده‌ای باخانم مریم رجوی خواهیم داشت. ما در آلمان آزاد، دیگر چشم بر واقعیات نخواهیم بست و نمی‌توانیم مردم ایران را که متحمل چنین رنج‌های عمیقی هستند، تنها بگذاریم.

لینک‌های مرتبط:

پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس در برلین– بحران در ایران و راه‌حل دموکراتیک | سیمای آزادی

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط